هنر - قسمت 37

جستجو برای یافتن دزد بی ثمر بود اما دیگ بزرگ (قَزقون) مسیِ سمنو پزیِ آبجی بتول، در حیاط خانه ی صمصامی پیدا شد. زن قوی هیکل که بر عکس زنان دیگر، چادرش را به کمر بسته بود، با دیدن دیگ که توسط چند جوان از خانه بیرون آورده می شد، جیغ کشید:

-          اوی، اوی، اوی! قزقونِ مایِه؟

دیگ بزرگ را وسط کوچه گذاشتند و همه به دور آن جمع شدند. حیرت از دیدن این قابلمه ی هیولاها! و یافتن آن در حیاط خانه ی صمصامی که با خانه ی باجی بتول، فاصله ی زیادی داشت، در چهره ها، دیده می شد. بتول خانم، با دقت در اطراف دیگ می گشت و به لبه های آن دست می کشید. بازرسی زن خیلی زود به پایان رسید:

-    این قزقون ما نییه! چَن مَن از قزقون ما بیشتر میگیره! (دست حاج خانم را گرفت و توجه او را به لبه ی دیگ جلب کرد) دسستو بل اینجُن! ها، دیدی؟ (پسرش را صدا زد) غلوم، ننه، بِدِو سرِ تنَدور، ببین قزقونمون اونجونه؟ بِدو!

سر و صدای شدیدِ تعدادی گربه و فریاد «های» «وای» «آخ»ی که از خانه صمصامی به گوش رسید، همه را به آن سمت کشانید و موضوع دیگ فراموش شد. لحظه به لحظه بر شدت جیغِ تیز گربه ها اضافه می شد و مو بر تن شنوندگان سیخ می کرد. در میان وحشت ایجاد شده، اولین نفری که از خرابه ی صمصامی بیرون دوید، محمود بود.

زری با دیدن فرار او، ناخودآگاه «گُرپ» اندازی کرد:

-          به به به، شازده گربه گیر! همشونو، ها گیرفتی؟!

اخم و تشرِ مادرِ زری، با خروجِ شتابزده ی نفرات بعدی، نیمه تمام ماند. در عرض چند دقیقه، تمام جستجوگران از خانه بیرون آمدند اما جیغ های آزار دهنده ی گربه ها، همچنان ادامه داشت. جمعیت حاضر در کوچه، به دور آن ها جمع شدند و جویای حادثه گردیدند. هر یک از فراریان! چیزی می گفت:     

-         یه لشگر، گربه ست! ... اسمشو بذارین باغ گربه!

-         جنگ گربه هاس! از در و دیواره که گربه میباره!

-         گربه نگو، پلنگن! اندازه ی سگ ان، لا مصبا! ...ای بابا! من وسط سرسرا بودم که از خرناس گربه ها، زرد کردم! 

-         واستاده بودن و بِر و بِر ما رو نیگا می کردن، اصلن اگه واستاده بودیم، حسابمون با اسدولا مرده شور بود!

-         نگو ممد! گربه هه، سیبیلاش از مال بوبات بزرگتر بود!

قهقهه ی آبجی مرضیه، توجه همه را جلب کرد. زنِ رک گو، روبروی محمود و نادر، دست به کمر، ایستاده بود و با تکان سر و گردن، حرکات آن دو را تقلید می کرد:

-         وا! گربه نبودن؟ پلنگ بودن؟ (توی صورت نادر زل زد) آره اروای بابات! (نادر که آن شب، مهمانِ محمود و دوستانش بود، عصبانی شده و قصد جوابگویی داشت اما با اشاره ی کیومرث ساکت ماند) پیشییای ما، پَلِوون! شدن( با جلو آمدن مردها، آخرین کلمات اش را تند و سریع ادا کرد) جوونای روغن، تخمه!      

غلامحسین خان، که به همراه حاجی و حبیب آقا داشت با آقای تیموری احوالپرسی می کرد، بچه هایی را که در بالای بام بودند، صدا زد:

-         ممد، عباس س س، هوووووی!

سر و کله ی مری زودتر از آن ها بر لبه ی پشت بام ظاهر شد:«بله غل مُسین خان» حاجی با دست پاچگی داد زد:

-         دِ مواظب باش پسر، نیا جلو.

-         چشم حاج آقا(کمی عقب رفت و دوباره سلام کرد) بله؟

-         چه خبره اونجا مری؟(این را حبیب آقا پرسید و حاجی نیز گفت:)

-         آقا مرتضی جوان ها را صدا بزن.

مری می خواست فریاد بزند که دستی بر روی شانه اش قرار گرفت:«داد نزن ما اینجائیم» هر سه نفر کنار او ایستاده بودند و به پایین نگاه کردند، عباس، در پاسخ سوال پدرش را که تازه به آنجا رسیده بود، گفت:

-    سلام، چیزی نیست بابا! دیوار دو تا اطاق خرابه پایین اومده و گربه های محله، اون تو سوراخ موش پیدا کردن! (خندید) سر موشا دعواشونه!

-         پس چی میگن اینا؟ میگن، یه لشگر گربه ن!

-         نه بابا! هف هشتا گربه ن و چن تا بچه گربه!

-    سایه شون می افته رو دیوارا، فکر کردن زیادن (مری دست می زند و می خندد) الان که ساکتن! (همه گوش می دهند، جیغ و داد گربه ها قطع شده است)

-         خبری که از دزد نیس؟ (پسرها سر تکان می دهند) ولشون کنین، بیایین پایین.

با پایین آمدن جوان ها و به دستور بزرگترها، اهالی به خانه هایشان بر می گردند. ننه صدف، امیرعلی و مری را روانه خانه ی میرزا ابراهیم می کند تا انسیه خانم و بارانم و سکینه باجی تنها نباشند. شیدا با همراهی پدر به سمت خانه می رود اما مدام بر می گردد و به خانه ی بارانم نگاه می کند.

***

ادامه دارد ...

 

نکتـه ی خـوانـدنـی

انوشیروان خطاب به امپراطور روم: ندانی که ایران، نشست من است / جهان سر بسر، زیر دست من است / تو زان مرز، یک رش منه پیش پای / چو خواهی که، پیمان بماند به جای / اگر بگذری، زین سخن بگذرم/ سر و گاه تو، زیر پی بسپرم
کشکول شیخ بهایی

پراکندگی بازدید کنندگان

آلمان، انگلیس، فرانسه، اسپانیا، ایتالیا، دانمارک، هلند، امارات، عربستان، برزیل، آمریکا، روسیه، ژاپن، پاکستان، اندونزی، مالزی، افغانستان، سوئد، ایرلند، ترکیه، کانادا، مصر، ویتنام، استرالیا، اتریش، لهستان، فنلاند، سوئیس، اوکراین، لوکزامبورگ، بحرین، هند، بلژیک، چین، کره جنوبی، یونان، آرژانتین، آفریقای جنوبی، مکزیک، شیلی، کلمبیا، سنگال، تاجیکستان و ...