هنر - قسمت 9

 

شيدا «بله بله» ای گفت و ادامه داد:

-           من اومدم تو كوچه كه محله را ببينم! 

زري كه جثه درشتی داشت، چادرش را مرتب كرده و با لبخند گفت:

-          ايشال لا تو اين محل بهتون خوش بگذره، فعلاً خداحافظ 

داشت دور مي شد كه شيدا طاقت نياورد:

-          ببخشيد ! (زري برگشت) ببخشيد اين خونه (با دست خانه را نشان داد)

زري كه متوجه سوال او شده بود، خنديد:

-          اين خونه ي ميرز ابراهيمه ، بچه ها ميرن اونجا واسه ي درس خوندن، بزرگترام ميرن واسه درس دادن! كلاس دختراس!

شيدا با ناباوري پرسيد:

-          يعني صبح به اين زودي!؟

دختر جوان با تعجب به او نگاه كرد:

-          ساعت شيش و نيمه، صبح زود! تازه  هم، گوش كن، صداي قرآن خوندن پسر حاجي مياد (شيدا گوش كرد، صوت قرآن مي آمد) اين يعني حاجي و حاج خانم و علي آقا پسر بزرگشون قرآن خوندن رو تموم كردن و بعده اينم، كلاس خياطي يه حاج خانم شروع ميشه! منم دارم ميرم اونجا، ميخواي بيای

شيدا دستي به سر و لباس اش كشيد:

-          وای نه!

زري به مرد مسنی كه عصا در دست، نان سنگك تا زده اي را زير بغل داشت، سلام كرد:

-         سلام عمو فرهادی

پيرمرد ايستاد و بدون نگاه كردن به آن دو، دو بار عصايش را بر زمين زد و با لحن شوخی گفت:

-         سلام دختر گلم زري، بابا خوبه؟ سلام برسون

زري با عجله از شيدا خداحافظی كرده و همگام با عمو به سمت پائين رفت. شيدا در حالي كه به رفتن آن دو مي نگريست سرتكان داد و زير لب گفت:

-         دست تو دست پير مرده راه ميره انگار تو شانزه ليزست!

آن گاه عصبي و گرفته به منزل برگشته و پس از كلنجار زياد عاقبت به خواب رفت. ساعت از 4 گذشته بود كه بيدار شد. بدجوري احساس گرسنگي مي كرد ، با سختي بلند شده و به طبقه ي پائين رفت. صداي گفتگوي مادرش را شنيد و وارد آشپزخانه شد. اشرف خانم با آن هيكل چاق به زحمت روي صندلي نشسته بود. سلام كرد.

-         سلام مادر ، ساعت خواب!

-          مامان گشنمه زود باش كه مردم!

اشرف خانم دخالت كرد :

-          وا، دختر جُن تو ديگه بايد يه خونه رو بچرخوني، اومدی ميگی گسنمه! از ننت صبونه ميخواي؟

شيدا مي خواست جواب اين پير زن را بدهد كه كامي با عصبانيت وارد شد:

-          به من ميگن كامدو! ا‏ِهه

منيژه دست او را گرفت و بر روي صندلی نشاند:

-          چي شده مادر؟ كامدو يعني چي؟

شيدا بجای او جواب داد:

-          تو اين كوچه دو تا كامي هست براي همين اسم اين شده كامدو يعني كامي شماره ي دو

و خنديد . كامدو هاج و واج مانده بود اما لحظه ای بعد با خنديدن مادر و اشرف خانم از صندلي پائين پريد:

-          پس اين بوده! بد كه نيست الا..

شيدا به دنبال او دويد و پسرك با داد و فرياد از خانه خارج شد. شيدا به آشپزخانه برگشت و هوس كرد كه اشرف خانم را اذيت كند:

-          اشرف خانوم جون! صبحيه ديدم اين پيرمرده، عمو فرهاد ی، دست به دست، با يه دختر جوون تو كوچه قدم ميزدن!

زن چاق پوزخندی زده و گفت:

-         دختر جُن عمو فرهادي كوره ، واسه همينم اون دخترِی داشته كمكش می كرده. (شيدا كه داشت لقمه اي كوكو سيب زميني به دهان مي گذاشت حيرت زده دست اش در نزديكي دهان خشك شد:

-          وای يعنی اون پير مرده كوره؟

اشتهايش كور شده بود و اشرف خانم كه ميدان را واسه ي صحبت آماده می ديد، جولان مي داد:

-          … دخترای محله صبا ميرن خونه حاج خانوم واسه خياطی، جُنم برات بگه، يه عده يم ميرن خونه ی ننه صدف واسه قالي بافي، اون وخ ، يه عده يم ميرن پيش بارونم واسه درس مرس! شيدا موضوعی براي دست انداختن پيدا كرده بود:

-          بارونم ديگه چيه؟

و خنديد دختر جُن! بارونم دختر ميرز ابراهيم عتيقه چيه ، فرشتس! آره ، ديگه (نفسی چاق مي كند) جُنم برات بگه اگه جشن مشنم باشه از صغرا خانوم شيرني و نون دسسي و نون چايي ياد ميگيرن ، ام ما ، هنر عمو يه چيز ديگس. اون تنِبي ميزنه (خنده ي شيدا را كه مي بيند توضيح مي دهد) تنبِی همون دايرَس ديگه ننه! (اداي تنبك زدن را در مي آورد)! (شيدا غش و ريسه می رود) آره ديگه واسه همين تنبِی، پسرا ميرن شبا پيشش ضرب ميزنن .( اشرف خانم هم در حين صحبت، سبزي پاك می كرد)

منيژه، بعد از گذاشتن قابلمه ی پر از آب روي اجاق گاز، مي گويد :

-          اشرف خانم پس اين محله همه چي داره ! همه چي توش پيدا ميشه!

-         پس چي؟ خيلی مالدارا دلشون مي خواد يه طاقِي اينجُن داشتن.         

ادامه دارد ...

 

نکتـه ی خـوانـدنـی

انوشیروان خطاب به امپراطور روم: ندانی که ایران، نشست من است / جهان سر بسر، زیر دست من است / تو زان مرز، یک رش منه پیش پای / چو خواهی که، پیمان بماند به جای / اگر بگذری، زین سخن بگذرم/ سر و گاه تو، زیر پی بسپرم
کشکول شیخ بهایی

پراکندگی بازدید کنندگان

آلمان، انگلیس، فرانسه، اسپانیا، ایتالیا، دانمارک، هلند، امارات، عربستان، برزیل، آمریکا، روسیه، ژاپن، پاکستان، اندونزی، مالزی، افغانستان، سوئد، ایرلند، ترکیه، کانادا، مصر، ویتنام، استرالیا، اتریش، لهستان، فنلاند، سوئیس، اوکراین، لوکزامبورگ، بحرین، هند، بلژیک، چین، کره جنوبی، یونان، آرژانتین، آفریقای جنوبی، مکزیک، شیلی، کلمبیا، سنگال، تاجیکستان و ...