هنر - قسمت 88

 

غرغر مردها بلند شد:

-         مگه ننه ی دُماد، خُو دِرِه؟ اونی که می خواید هادید، هادید! (این را دایی عروس گفت)

-         هادید، تا بَلکِم زَبُنِش واشه! (گوینده، معلوم نشد)

-         آفتُو بَرُفت. دِ یاللا!  

عاقدِ پا به سن گذاشته هم، اعتراض کرد:

-         ای بابا! اَلان، باید «بله» رو به نیت پنج تن، پنج تاش کنیم!

عذرا خانوم، مادر اکبر، که از خوشحالی روی پایش بند نبود، «ببخشید، ببخشید» گویان، گردنبند تک اشرفی را، به گردن عروس انداخت و باعث گشوده شدن زبان منیره، در پنجمین بار گردید. «بله»ی عروس، از سوی حیات و فاطمه و آبجی مرضیه که مانند جارچی های قدیم، در داخل اتاق، بالای پله ها و جلوی در خانه ایستاده بودند، با جیغ و داد، تکرار شد. جشن و سرور، دوباره آغاز گردید. در حالی که در اثر شلوغی بیش از حد، صدا به صدا نمی رسید، «بله»ی داماد هم، گرفته شد و پس از امضای دفتر، سید و پیرمردها، با عجله و به حالت فرار! مجلس را ترک کردند.

داماد، دوباره به اتاق عقد برگشت و مراسم ادامه یافت. دقایقی بعد «آقانجفی» را صدا زدند:

-         غِین مردُنه

و او به همراه برادرزنش وارد شد. دو عدد ساعت مچی را به عروس و داماد، هدیه کرد. چندین عکس گرفت و خیلی زود، آنجا را ترک کرد. پس از آن بود که دادن هدایا، از طرف خویشاوندان نزدیک عروس و داماد، آغاز شد. فرخنده، می خواست هدیه ای به زوج جوان بدهد که بارانم جلوی این کار او را گرفت و برایش توضیح داد که طبق رسم و سنت محلی، در هنگام عقد، فقط کسانی مانند: خواهر و برادر، خاله و دایی و عمه و عمو، مجاز به دادن هدیه هستند و بقیه ی مهمانان، در هنگام پاتختی یا به زبان ساوجی «جا جم کُنُن!» که در سومین روز و در خانه ی زوج جدید، برگزار می شود، هدایای خود را تقدیم می کنند.   

صف عکس انداختن با عروس و داماد، با شنیدن سر و صدای داخل کوچه، خیلی زود از هم  پاشید و دخترها و زن ها به طرف بالکن و پنجره ها هجوم بردند. چهار زوجِ ساز و دهل چی، هیاهوی غریبی به راه انداخته بودند و حلقه ی بزرگ و بیضی شکل مردها، پر حرارت و یک دست، «هالای» می رفتند. پیشاپیش همه، «شاطر حبیب» قرار داشت که با دستمال های زرد و قرمز، صفِ طولانی «یِللی» را رهبری می کرد. پس از چند دقیقه، آهنگ ترکی به کردی تبدیل شد و مردی شروع به خواندن کرد:

آی لیلی لیلی لیلی باوانُم               گر نُفرینِت کَم، لال بی زُوانُم

فرخنده، با تعجب دیگران را کنار زد:

-         میرویسه؟

و گلاره، از پنجره خم شد و برای دیدن خواننده ی کرد، گردن کشید. جیغ زری، او را متوجه حلقه ی مردها کرد:

-         اووووی! ... این سه تا کی اون وَسِط دِ، یِللی می رِن، رِفیقای اِمیرعِلی نیستِن؟

همه به نقطه ای که او اشاره می کرد، نگاه کردند. این بار نوبت گلاره بود که جیغ بزند:

-         باباس!

به راستی، میرویس و مستاجرین جوانِ ننه صدف، دست های یکدیگر را گرفته و همراه با آهنگ کردی، به شدت پایکوبی می کردند. زهرا، خواننده را شناخت:

-         این کی داره میخُنه، اِصغرِ زنمو معصوم خاتونه!

                  آخ لیلی لیلی لیلیِ کُردی              از دوریِ چِشمک دلم رو بردی                     

یه دستُم فرمونُ و یه پا، مالِ گاز      دنده عوض کَم وَ عشقِ شهناز

در میانه ی این سر و صداها، معلوم نشد که توسط چه کسی، سیبی به پایین و وسط جمعیت پرتاب شد. صدای «آخ» که بلند شد، همه دخترها، عقب کشیدند. فقط گلاره، همچنان سرجایش ایستاده بود. جوانی که سیب به صورتش خورده بود، به بالا نگاه کرد و با دیدن دختر کرد، دست به کمر ایستاد و به وی خیره شد. گلاره، از زل زدن پسر، ناراحت شد ولی با شنیدن صدای کبرا، موضوع را دریافت:

-          بیا عقب که ال اُن فکر می کنن، سیبو تو زدی!

به خود آمد و با حرکات دست و «نه، نه» گفتن، سعی کرد، خود را تبرئه کند. زری، از گوشه ی پنجره سرک کشید:

-          اُی! این کی یوسف خانِ!

حسین، ساقدوش داماد، متوجه شیطنت دخترها گردید. جلو آمد و در کنار کبرا ایستاد:

-          این دفه دیگه، سیبو تو سر کدوم بدبختی، بِزدید؟

و از پنجره به پائین نگاه کرد. یوسف که او را دیده بود، به سرعت برگشت و در لا به لای جمعیت گم شد. چند لحظه بعد و در حالی که عروس و داماد، برای حضور در بین مهمانان از اتاق بیرون می رفتند. شیدا، متوجه غیبت امیرعلی گردید.

ادامه دارد ...

 

نکتـه ی خـوانـدنـی

در عشق تو آسان بود از خویش گذشتن گر در قدمت جان ندهم، مشکلم این است
گلشن کردستانی

پراکندگی بازدید کنندگان

آلمان، انگلیس، فرانسه، اسپانیا، ایتالیا، دانمارک، هلند، امارات، عربستان، برزیل، آمریکا، روسیه، ژاپن، پاکستان، اندونزی، مالزی، افغانستان، سوئد، ایرلند، ترکیه، کانادا، مصر، ویتنام، استرالیا، اتریش، لهستان، فنلاند، سوئیس، اوکراین، لوکزامبورگ، بحرین، هند، بلژیک، چین، کره جنوبی، یونان، آرژانتین، آفریقای جنوبی، مکزیک، شیلی، کلمبیا، سنگال، تاجیکستان و ...