هنر - قسمت 100

 

نخستین مجمعه های غذا، شامل: کاسه های آبگوشت، گوشت کوبیده، نان سنگک، سبزی و ترشی و غورابه، برای مهمانان امیرعلی، آماده شد. محمود و مجید و کیومرث، سینی های بزرگ و سنگین را روی سر قرار داده و از خانه ی معمار، بیرون آمدند.

-        رختا تا تن کن بیا     اُو گوشتو، اِز مِن هاگیر!    قُلِتا نِشُن دِ، بیا       اُو گوشتو، از من هاگیر! ...

آوازخوانان به طرف خانه ی ننه صدف می رفتند که گلین خانم، مجید را صدا زد:

-        پِسِرحاجی! یه لحظه وایسا»

به زحمت، خودش را به آنها رسانید وگفت:

-        ننه جُن، می خواستم زحمتتون هادِم ... راستییَتِش، یه دیگ اُوگوشت، بَشدییِم کنار کی هادم بَبُری خونه عِمو ذِبیح ...

محمود که گوش تیز کرده بود، به سرعت جواب داد:

-         من می برم. من می برم!

داد ضیا، قهقهه زنان، سرش را از پنجره ی خانه اش بیرون آورد و با فریاد گفت:    

-        بُبات بیسوزه بِچِی! تو کی همین یِی ساعت پیش، هم این دختِرِی کی نَنِش دکتره، قِرار مِرار مَشدی! مِگِه وا دختِرِی نگفتی کی واسِد، اُوگوشت مییارِم؟

با شنیدن این حرف، کیومرث عصبانی شد. لگدی به سمت رفیقش پرتاب کرد و سر به دنبال او گذاشت:

-         باز زیرآبی رفتی؟

جیغ عذرا خانم:

-         اوهووووی!

هشداری بود که پسرها دست از سر یکدیگر برداشتند و خطر افتادن مجمعه ها برطرف گردید. غذای خانه ی ننه صدف را تحویل دادند و برای گرفتن غذای خودشان به آشپزخانه بازگشتند اما «رضا کبابی» فرصت نشستن به آنها را نداد.

-         میرید اِز تو میدُن، یه خروسِ چاق و چله، میخِریدو  میبُرید دم خُنه دُماد، هامدید «رِئیس حسِن». خوب نیگا کنید کی دست و پایاش زخم و زیلی نِباشه کی می خوان بَلِن لا شاخدار پلو ... پِسِرحاجی! (منظورش مجید بود) پول اِز بدری خانوم هاگیرو را بیفت. 

-         اِو، اِو، اِو، اِو! این رسمو تازه بَشدییِن کی، خروسِ شاخدار پِلوم دِ، ننه ی عِروس بِخِره؟ (این را، خاله ی عروس پرسید)

-        آبجی حِیات، سَر وِ سَر مِن نَل کی ... لا الا ... (لُنگی را که در دست داشت به زمین کوبید و مشغول باز کردن پیشبندش شد) بیچاره رِئیس حسن! ... دیشِو، ها مِن گُف کی: مِش رضا، مِن حِواسِم پرته و هر کییِم کی دِورُ بَرِم دِرِه، پیر پاتاله! تو، ظُر کی شد، ایکی رو راهی کن بره  مِیدُن یه خروس ...

از ترس قهر کردن سرآشپز، حیات خانم، به دست و پا افتاد:

-        اِو، مِن کی چیزی نگفتم دادا! دستِتِم، درد نکنه! ایشاللا بری خُنه خدا و اِسمتو بَلِن: حاج رضا! ایشاللا عِروسیِ پِسِرِیگِت! ... پول باجیم، دستِ مِن دِره! مِجید جُن! بیا این پول

با شنیدن این حرف ها، رضا کبابی آرام شد و به سر کارش برگشت.     

در مدتی که گفتگوها جریان داشت، محمود، به سراغ گلین خانم رفت، دیگ آبگوشت را از پیرزن گرفت و بی سر و صدا، از آشپزخانه خارج شد. کیومرث که در پشت ستون ایوان پنهان شده بود و تمام حرکات او را زیر نظر داشت، فرصت را از دست نداد و به سراغ دیگ های غذا رفت. یکی از سینی های آماده را برداشت و به فاصله ی چند قدم پس از محمود، آنجا را ترک کرد. کارهای آن دو، در صفِ دخترهای قابلمه به دست، ولوله انداخت:

-         اینا، یِواشِی، کوجا بَرتِن؟

-         ایکیشون میره خُنه ذِبی قهوه چی و اون ایکی شونِم، میره خُنِه خانوم دکتر!

-         نکنه مِحمودِی، خاطرخوا مریمِیگِ بابا ذِبی شده؟

-         اینی که مِن میشناسم، تو تور هیشکی، نیمیفتِه

-         رِفیق تِرُنیشِم دِ، بُلا بُلا میپپِرِه!

-         پِس راسته کی، هم دخترِ خانوم دکتر، سَر و سِر داره، ها؟!

-         نِتِرس! یه چن وخ دیگه، هم مُخ مییا زیمین!

-         هیچی نِگین کی پِسِرحاجی، داره مییایه

نگاه ها به مجید دوخته شد. پسر جوان، به طرف در می رفت که با شنیدن متلک مینا:

-         دوستات، قالت گذاشتن، نه؟

و خنده ی دسته جمعی دخترها، ناگهان ایستاد. نگاه سردی به آنها انداخت و می خواست جواب دختر را بدهد که مُرِی، به دادش رسید:

-         ولش کن آقا مجید! مِگِه چوللو گَرِی دِ، آدِمه!

--------------------------------------------------------------------

قُل= دست، از کتف تا ساعد                             چول لو= پرنده ای وحشی و بزرگتر از گنجشگ

ادامه دارد ...

 

نکتـه ی خـوانـدنـی

وقتی اولین بار مقابل داریوش فروهر می نشستی انگار بیست سال با او آشنا بودی! احساس می کردی که در برابرت مردی نشسته که از بهترین دوستت نیز به تو نزدیکتر است. همیشه خیلی راحت با او سخن می گفتم و چه مهربان پاسخم را می داد.
چای، گپ، سیاست/ امیر کاویان

پراکندگی بازدید کنندگان

آلمان، انگلیس، فرانسه، اسپانیا، ایتالیا، دانمارک، هلند، امارات، عربستان، برزیل، آمریکا، روسیه، ژاپن، پاکستان، اندونزی، مالزی، افغانستان، سوئد، ایرلند، ترکیه، کانادا، مصر، ویتنام، استرالیا، اتریش، لهستان، فنلاند، سوئیس، اوکراین، لوکزامبورگ، بحرین، هند، بلژیک، چین، کره جنوبی، یونان، آرژانتین، آفریقای جنوبی، مکزیک، شیلی، کلمبیا، سنگال، تاجیکستان و ...