هنر - قسمت 107

 

مینا خانم، یکبند، دخترش را نفرین می کرد و خدا و آسمان را به شهادت می گرفت. مادر بهی، کنارش نشست و سعی کرد آرام اش نماید. حاج خانم، مجید را به دنبال یکی از همسایه ها فرستاد:« تیز برو، آبجی کوچِی رو از خُنه شون، وردور بیار!» و امیرعلی را روانه ی خانه ی زهرا خانم کرد: «بِدِو عِروسشو خبر کن!»  

زن ها، با کمک یکدیگر، روسری او را باز کردند و صورت اش را شستند. با پاک شدن خون ها و آشکار شدن چهره ی با نمک و گیرای پیرزن، شیدا، زبان به تحسین گشود:

-        چقدر صورتش قشنگه؟! کاش ما هم که پیر شدیم، اینجوری بشیم!

-         دختر جُن، این مال خوش قلبیشه! ... یادم نیمیره که یی بار، هام همین کِلبِ مینا، راهی  کِربِلا شدیم. اونِم سوواره! خوشا اونوختا! ... تو این سفر، این! یی خر داشت کی تا «هین»ش می کِرد، تاخ می زِد و اِز همه میفتاد جِلِو. یورقه می رفت و جَخ، اسبا دِ به گِرد پاش نیمیرسیدن! چار نَل، چارنِل، میرُف، میرُف، تا کاروُنسِرا بعدی. تا ما بِرسیم اونجُ، کِلبِ مینا، دیگُ بار بَش دِ بود! ... اِی جِوُنی!

«آبجی کوچِی» رسید و سر درد و دل «کلب مینا» باز شد. با حرارت و تند و تند، به زبان آذری حرف می زد و مادربهی، گفته های او را برای دخترها، برگردان می کرد.

« هممیشَه پوللاروم قویاردوم یاستوقوم ایچینه، قویاردوم باشدوم آستونا...»

« میگه، هِمیشه پولامو مَشتِم تو متکا، کی مالم، زیر سرم باشه! ...»

« بوگون تِزدَن یریمدِن دوردوم، گوردوم یاستوقوم یونگولدور...»

« اِمرو صبح، وختی کی از خوُو وخیز دادِم، بِنظِرِم  بیامِد کی متکام، سبکه...»

« ایچین آچدیم گوردوم پولارومون یاریسی یوخ!...»

« وازش کی کردم، بیبیدم، اِی بُبا، نصف پولام نی! ...»

« قیزیمه دِدیم، پول لاروم یوخ، مِنیمدِن اَللِشماخ باشلادور!...»

« وا دخترم، گفتم کی پولام نییِه. بِنا کِرد هَم مِن، دعوا کردن! ...»

« الین آتدو باشوومون ساچلارین یوندو، یومروقونان ووردو آقزومدا، دیشلریم لققَ اولدو! باشومو ووردو دوفارا!...»

« چنگ بِزِد، گیسامو بِککِند. هام مشت، هِمچی بَش تو دهنم کی دَندُنام، لق شد! کِللِم دِ بِزِدِ وِر دووار! ...»

« قانوما بولاندوردو، مِنی وِردی او یتیم قالموش اَلینه!... »

« حسابی کی خونین مالینِم کِرد، مِنو، داد دست اون یِتیم مُندِش! ...»

« دِدی، بونو آپارا ساوویا، قوی اوغلو اِوینده! قِییت!»

 « گفت، اینو بَبُر سُوِه، بِنداز دم خُنِه پِسِرشُ وَرگِرد! »

جلسه ی مشورتی زنها، به احضار «زن اوستا حمومی» رای داد و مُرِی، در یک چشم به هم زدن او را حاضر کرد. بقچه ای برای کلب مینا پیچیدند و او را به اتفاق زن اوستا وُ آبجی کوچِی، روانه ی گرمابه ی ابن شیخ کردند. هنوز از در بیرون نرفته بودند که زهرا، عروس پیرزن، وارد شد. پیراهن خون آلود مادر شوهرش را که دید، ترسید و از حال رفت. او را به خود آوردند و برای جور کردن لباس، به خانه فرستادند.

زن ها، به مجلس بازگشتند. هنرنمائی دخترها، همچنان ادامه داشت و خوشبختانه کسی متوجه غیبت آنها نشده بود.     

در این هنگام بود که ناگهان سر و صدایی از داخل کوچه شنیده شد. دخترها، به تصور، رسیدن شاخدار پلو! به سمت پنجره ها هجوم بردند. با باز شدن پنجره ها، صدای ساز و دهل و های و هوی مردها، بلند تر از قبل، به گوش رسید. زهرا، از نرده های پشت پنجره، آویزان شد و گزارش داد:

-         بُبا! شاخدار پلو، کوجا دِ بود؟ مَردایِن کی دارِن «دیل دَرَ هُی» میرِن! ... نِه، واسدا بیبینِم ... نِه! انگار یی گِللِه مِهمُن داره میاد! ... اِو! این کی حِبیبِ شاطر یحیا یه! ... عِم فرجُ میرزا اسِدُ اَبلَسَن بلبل دِ، هِییِن! ... اِو، اِو، اِو! اِنگار هر چی شوفر تو شهر دِ بوده، بیریخته اینجُ!

بدری خانم، با نگرانی گفت:

-         زرا جُن! خوب نیگا کن، بیبین چن تایِن؟

-         بَل بِشمُرِم بینِم! ... اِکبِر مو زرد، علی آقا یوزنی، غُلمُسِین چاخان، رضا آستِلین، ... لا مصصبا، تَمُمی نِدارن! ... ابول چیل چیل، رضا گِنگوش، جِواد توپ پِی ... بدری خانوم، گَمُنِم، اِز سی تا بیشتِرِن!

-         آبجی حِیات، بِدِو هم مش رضا بیگو، غِذا کم نییا! (زیر لب، خطاب به شوهرش، غر می زند) میمردی، هَم آدِم میگفتی کی مِهمُن دعوِت کِردی یِم؟!

رفت و برگشت حیات، طولی نکشید:

-         غصه نخور باجی! مش رضا، خودش خَوِر داشت! 

ادامه دارد ...

 

نکتـه ی خـوانـدنـی

در عشق تو آسان بود از خویش گذشتن گر در قدمت جان ندهم، مشکلم این است
گلشن کردستانی

پراکندگی بازدید کنندگان

آلمان، انگلیس، فرانسه، اسپانیا، ایتالیا، دانمارک، هلند، امارات، عربستان، برزیل، آمریکا، روسیه، ژاپن، پاکستان، اندونزی، مالزی، افغانستان، سوئد، ایرلند، ترکیه، کانادا، مصر، ویتنام، استرالیا، اتریش، لهستان، فنلاند، سوئیس، اوکراین، لوکزامبورگ، بحرین، هند، بلژیک، چین، کره جنوبی، یونان، آرژانتین، آفریقای جنوبی، مکزیک، شیلی، کلمبیا، سنگال، تاجیکستان و ...