برگ های پاییز - قسمت 2

 

رئیس، با قیافه ای جدی، جلو آمد:

-          خب، چی شده که نصف هیئت مدیره، اومدن اینجا!

سرها، به سمت وی چرخید. خانم کمالی، با پشت چشم نازک کردن و عشوه ی زنانه گفت:

-         به! آقای رامین ساوجی! ... جناب رئیس ... باید از خدمه ی شما تشکر کنم! که نمی دونم، چه جوری نظافت کردن که من، جلوی در آسانسور، زمین خوردم! انگار، یه چیزی، رفت زیر کفشم!

مسئول خدمه با چهره ای مضطرب، اما محکم جلو آمد:

-         خانم کمالی، هیچ قصوری از طرف خدمه نبوده (خانم، از او، روی گرداند) بلکه، چند لحظه ی پیش، لوازم شخصی و کیف دستی یکی از کارکنان، همینجا، پخش و پلا شده بود که همزمان (رئیس، با دست به پرسنل و خدمه و نگهبان اشاره کرد و همه ی آنان، راهرو را ترک کردند) سرکار خانوم، رسیدید!

-          کی بوده؟... کیف کی بوده؟ خانم رستمی، بگین دیگه؟

خانم رستمی، داشت می گفت:

-          گویا خانم ... 

که صحبتش با صدای آمرانه رئیس قطع شد:

-          شما، بفرمایید خانم کمالی! من خودم، پیگیری می کنم (رو به برادران زن کرد) خواهر را، ببرید منزل

برادر کوچکتر، خواهرش را، به سمت درب خروج هدایت کرد و با خنده گفت:

-          بریم خواهر، جلسه ی هیات مدیره، کنسل شد!

هنگام عبور خانم کمالی و برادرانش، خدمه، خود را از دید زن ایرادگیر! پنهان کردند و سکوت برقرار گردید. آقای رامین ساوجی، رئیس شرکت، آنان را تا درب خروج همراهی کرد و پس از بازگشت، خانم رستمی را که علیرغم جثه چاقش، بسیار فعال و پر نشاط بود، با خود، به طرف زیرزمین برد. با فرود از پله ها، دختر جوانی در لباس سبز، به استقبال آنها آمد:

-          جناب رئیس، خوش آمدید، خانم مدیر، بفرمایید.

پشت سر دختر، تابلوی زیبایی قرار داشت که با خط نستعلیق، نام: «سرای شبنم»، «مجموعه تالارهای کارون، ارس، اترک» درج شده بود و در زیر آن، نام لاتینی تالارها، دیده می شد.

دخترجوان، با آگاهی کامل از گام های سریع آقای رئیس و چابکی خانم رستمی، به سرعت و با ملاحت خاصی، درب نیمه باز تالار «ارس» را کاملا باز نموده و آنان را به داخل هدایت نمود. این تالار، سالن غذا خوری پرسنلِ شاغل در برج و مهمانان شرکت بود. همزمان با ورود آنها، لوستر بزرگ روشن شد. دو سالن دیگر، به محل تشکیل جلسات هیات مدیره و سالن کنفرانس، اختصاص داشت. هر سه تالار، مورد بازدید دقیق قرار گرفت و پس از آن، دوباره به تالار ارس بازگشتند. 

مهمانان و پرسنل، برای ملاقات های عادی و صرف قهوه و چای، می توانستند از فضای مخصوص ورودی همکف، استفاده کنند و سالن «ارس» با تنوع غذایی، کیفیت بالا و بهای مناسب، ویژه ی صرف غذا بود. در این ساعت (9:20 صبح) تالار پذیرایی، خالی از مهمان به نظر می رسید. بازدید هر روزه و نظارت مستمر در مورد: نوع و نحوه ی طبخ غذا، سرویس دهی و نحوه ی برخورد خدمه، موجب  ایجاد فضای مناسبی گردیده بود. در میانه ی بازدید و آن گاه که آقای ساوجی و خانم رستمی، تنها شدند، رئیس، با چرخشی ناگهانی، در مقابل خانم مدیر قرار گرفت. زن، خود را آماده ی برخورد تندی کرد.

-        خانم رستمی! حفاظت و مراقبت از کارکنان، وظیفه من و شماست! (زن، عینکش را جابجا کرد) من، از برخورد خانم کمالی، با کارکنان و خدمه، راضی نیستم ... مناسب نمی بینم که ایشان راسا وارد عمل شده و با تندی، کارمندانم را، تهدید و اخراج کنند ... من از شما که مسئول خدمه هستید، توقع دارم که از دخالت ایشان به انحاء مختلف جلوگیری کنید، گفتن نام هر یک از پرسنل، چه مقصر یا بی گناه! به ایشان صحیح نیست. آیا تا کنون، من خدمه ی تحت نظر شما را، بدون اطلاع، توبیخ کرده ام؟

خانم رستمی که از صحبت های دوستانه ی رئیس، آرام شده بود، با فروتنی پاسخ داد:

-         خیر قربان، اما من از رفتارهای این خانم واقعا ... نمی دونم ... برای هر چیز کوچک، جنجال درست می کنند

-         بله، امروز، یک حادثه ی کوچک اتفاق افتاد که ممکنه برای هر شخصی پیش بیاید. بهتره که این موضوع، ادامه پیدا نکند!

-         چشم قربان، به روی چشم!

-         من، به مدیریت شما اعتقاد دارم، اما دو تا از لامپ های لوسترِ وسط سالن، سوخته ست!

رئیس، پس از گفتن این سخنان، با قدم های تند بیرون رفت و خانم رستمی را، مات و متحیر بر جای گذاشت. زن به لوستر خیره شد و زیر لب زمزمه کرد:

-         وای! وای! چه وقت این لامپا رو دید؟!

 

ادامه دارد ...

 

نکتـه ی خـوانـدنـی

در قرن هفدهم، اگر کسی در اسپانیا به ابن سینا یا به قول خودشان آویسن، توهین می کرد، مجازات او اعدام بود!
استاد عشق/ ایرج حسابی

پراکندگی بازدید کنندگان

آلمان، انگلیس، فرانسه، اسپانیا، ایتالیا، دانمارک، هلند، امارات، عربستان، برزیل، آمریکا، روسیه، ژاپن، پاکستان، اندونزی، مالزی، افغانستان، سوئد، ایرلند، ترکیه، کانادا، مصر، ویتنام، استرالیا، اتریش، لهستان، فنلاند، سوئیس، اوکراین، لوکزامبورگ، بحرین، هند، بلژیک، چین، کره جنوبی، یونان، آرژانتین، آفریقای جنوبی، مکزیک، شیلی، کلمبیا، سنگال، تاجیکستان و ...