ناامیدانه به این سو و آن سو نگاه می کند و با دیدن دسته گلی که روی میز کوتاه جلوی مسیو دولاشار قرار دارد، جرقه ای در ذهنش زده می شود.

فرصت زیادی ندارد، با گفتن:

-       excuse me

دسته گل را برداشته و به جلو صحنه می دود. پروژکتور دیگری او را در هاله ای از نور قرار می دهد. دسته گل را تکان می دهد. رامین او را می بیند، مبهوت از حرکت وی، عجولانه، گل های ویکی و زن دیگر که از خوانندگان موزیک اسپانیایی می باشد، را گرفته و به جلو صحنه می آید. شیدا برای دادن گل، بالا و پایین می پرد. رامین برای گرفتن دسته گل، زانو به زمین زده و به پایین خم می شود. همزمان صدها دوربین، فلاش می زنند.   

مهارت در سخنوری و مضمون جالبی که رامین برای سخنرانی اش انتخاب کرده، یعنی«پیوستگی و آشنایی با تمدنهای بشری»، باعث می شود تا توجه تماشاگران از صحنه های قبلی منحرف شود. طبق برنامه، قرار است، پس از سخنرانی وی، جایزه و یادبودهایی از طرف برگزارکنندگان مراسم به برترین های تجارت گردشگری تقدیم گردد.

رئیس فدراسیون و تنی چند از شخصیت های جهانی به روی صحنه رفته و به رامین می پیوندند. برای همراهی با آنان، از ستاره های حاضر در سالن دعوت می شود به جایگاه بروند. فریده،سوفیا، آی شا، آگریپا و مارلن، با لباس های مجلل، بالا می روند. بخش اهدای جایزه ها آغاز می شود. ابتدا، نام پنجمین نفر:«لی کانگ» از ژاپن خوانده می شود. جایزه او را فریده رخا می دهد. نفرات بعدی، «اورانتس» از برزیل، «آناند کمار» از هند، «برژه» از فرانسه، جایزه ها را از دست: آگریپا، سوفیا و مارلن دربافت می کنند. نوبت نفر اول رسیده است. مسیو دولاشار، درگوشی با مسئول مراسم صحبت می کند. همه در انتظار بسر می برند. نام شیدا شریف از بلندگو اعلام می شود. او که از شنیدن نام خودش، خشکش زده است، با کمک خانمی از  برگزارکنندگان جشنواره، به روی صحنه می رود و در کنار رئیس می ایستد. نام نفر اول که با بیشترین آرا، از سوی فدراسیون جهانی انتخاب شده است، اعلام می شود:

-       رامین ساوجی

رامین جلو آمده و پس از ادای احترام به تماشاچیان، جایزه ی خود را از دست آی شا، دریافت می کند. نوبت گرفتن عکس های یادگاری است. مقامات فدراسیون، ستاره ها و دریافت کنندگان جوایز، در کنار هم و در یک صف می ایستند. مسیو دولاشار، شیدا را بین خود و رامین قرار می دهد. فلاش ها صحنه را نورباران می کنند.                               

مراسم رسمی پایان یافته است و مهمانان در ضیافت خداحافظی شرکت کرده اند. برخی از افراد حاضر در جشن، در حال بررسی خبرهای اینترنتی هستند. اکثر سایت ها، تصویر زانو زدن رامین و دریافت گل از شیدا را بر روی صفحه ی اول خود قرار داده اند. مری نخستین نفری است که با خوشحالی تصاویر دریافتی از سایت ها را به بروس و سپس برژه و اورانتس نشان می دهد.

تلفن های همراه رامین و شیدا پی در پی زنگ می زند. شیدا گوشه ی دنجی را برای حرف زدن پیدا می کند:

-        ...نه، نه، راضیه..ببین! می دونم، نمی دونم! چی شد! یه لحظه حرصم در اومد و اون کارو کردم (به صفحه ی گوشی نگاه می کند) راضی جون، پشت خطی دارم، بهت زنگ می زنم... بله، بفرمائید...آه، رئیس شمائید! (به دور و برش نگاه می کند) بله، کجا؟ اوم، فهمیدم ولی از کجا ...باشه، اومدم

تلفن را قطع می کند و با خودش حرف می زند:

-         وا، این کی در رفت؟ خودش گذاشته و در رفته و به من میگه بیا تو پارکینگ!

ادامه دارد ...

 

نکتـه ی خـوانـدنـی

... چه بسا کسانی که آمده اند و جمعیت ها هلهله کنان به دنبالشان، مانند «مجیب الرحمان» در بنگلادش! ولی همان مریدان، چنانش کشتند که هر ذره اش افتاد جایی!
گلوله بد است/ مسعود بهنود

پراکندگی بازدید کنندگان

آلمان، انگلیس، فرانسه، اسپانیا، ایتالیا، دانمارک، هلند، امارات، عربستان، برزیل، آمریکا، روسیه، ژاپن، پاکستان، اندونزی، مالزی، افغانستان، سوئد، ایرلند، ترکیه، کانادا، مصر، ویتنام، استرالیا، اتریش، لهستان، فنلاند، سوئیس، اوکراین، لوکزامبورگ، بحرین، هند، بلژیک، چین، کره جنوبی، یونان، آرژانتین، آفریقای جنوبی، مکزیک، شیلی، کلمبیا، سنگال، تاجیکستان و ...