برگ های پاییز - قسمت 74

دلخوری شیدا، از زهرخندی که به لب دارد، پیداست. خانم غفاری، بازوی او را گرفته و در گوشش پچ پچ می کند:

-          اینقدر گوش تلخی نکن! ...لبخند بزن و درست مثل یه کارمند، پشت سر رئیست، راه برو! (او را سرزنش می کند) چرا، متوجه موقعیتش نیستی! همینجوری هم، هزار تا دشمن داره. اونوقت توقع داری، جلوی چشم همه، دستتو بگیره و ببردت روی سن!...

به چند قدمی گیت خروجی رسیده بودند:

-           مواظب خودت و اون باش و بذار، اگه دوستت داره که می دونم داره! خودش کارا رو راست و ریس  کنه. خودتم لوس نکن، که اصلا بهت نمیاد!

شیدا را بوسید و با تکان دادن دست، با رامین خداحافظی کرد.

دقایق اندکی به پرواز مانده بود و پس از سوار شدن آنها، بلافاصله درب هواپیما بسته شد. این بار، بر خلاف پرواز قبل، شیدا، ترسی از غرش موتورها، اوج گرفتن و تکان های هواپیما، نداشت. تمام حواسش متوجه رامین بود و به لحظات شیرین شب گذشته فکر می کرد. به همین دلیل هم، عادی شدن وضع و خاموش شدن تابلوی «لطفا کمر بندها را ببندید!» را ندید. زمانی به خود آمد که نوشته ی رامین را روی پای خود دید. آن چه را که کاغذ تصور می کرد، برگ دولای دستمال کاغذی بود! با اشتیاق آن را برداشت و خواند:

-          لطفا، من را ببخشید

خوشحال شد، دستمال را تا کرد و درون کیفش گذاشت و به جای آن، دسته ی کوچکی کاغذ رنگی بیرون کشید. به سرعت روی اولین برگ، چیزی نوشت و آن را روی دسته ی صندلی چسباند. نوبت رامین بود، یادداشت را کند و خواند:

-          رئیس محبوب کندی، من کارمند دون پایه ی شما هستم. عذرخواهی  از من درست نیست!

مشت گره شده و پاسخ زیبا و ظریف او، قلب شیدا را لرزاند:

-          لب فرو بسته ام از شرم و زبان نگهم/ پیش چشمان سخنگوی تو، گویاست هنوز!

و به این ترتیب، تک نگاری آنها، تا رسیدن به فرودگاه مهرآباد، ادامه یافت.

تراب به استقبالشان آمده بود. مرد تنومند، از دیدن آن دو اظهار خوشحالی کرد و با احترام درب خودرو را برای شیدا گشود. رامین، به محض نشستن، تلفن های همراهش را روشن کرد:

-         تراب، بریم خونه، اما قبلش خانم شریف رو برسون

کمی به سمت شیدا متمایل شد و آهسته گفت:

-         برین خونه و امروزو استراحت کنید

-         مگه شما نمیرین شرکت؟ (تائید او را دید) پس منم میام سر کار!

در حال خروج از پارکینگ فرودگاه بودند که شیدا، موتور یل را در مسیر ورودی دید:

-         آه، آه، یل اومده دنبالم! آقا تراب، میشه...

ولی رامین حرف او را برید:

-        نه، نمیشه! (به سرعت حرفش را اصلاح کرد) هوا سرده و درست نیست که با موتور برین. دارین بهش زنگ می زنین؟ خب، بگین برگرده!

-        سلام عزیزم! آره، رسیدم... تو ماشین رئیسم. زحمت میکشن و منو میرسونن. ببخش! ... بله قربان! همشو برات خریدم.آه، پشت خطی دارم.می بینمت! (دکمه ی روی گوشی را فشرد)الو، بله...شما؟ (تلفن رامین زنگ می زند)...بله، جناب کمالی! رسیدم (رامین، با تلفن حرف می زند)... نه، اول میرم خونه، بعد خدمت میرسم...خیر، نیازی نیست... بله، با رئیس هستم...خداحافظ.

 شیدا، تلفن را قطع می کند ولی مکالمه ی رامین همچنان ادامه دارد:

-         ... مدارک رو تحویل دادین؟...پس یعنی کار فخری و مهمت به قرارداد و تنظیم صورتجلسه رسیده، اوهوم! باشه...توصیه ی امیر رو که یادته ... خوب کاری کردی، بقیه ی گزارشام، تا یک ساعت دیگه آماده باشه... بگو گوش می کنم...

با به صدا در آمدن زنگ تلفن های دیگرش، به شیدا نگاه کرد، لبخند زد و تلفن ها را به طرف وی سُر داد. شیدا، با عصبانیت گوشی ها را برداشت و آهسته غر زد:

-          الان میرسیم و نتونستم ...

با غیض و همزمان، دکمه ی تماس هر دو گوشی را فشار داد:

-         بله، شریف هستم، بفرمائید...

جوابگویی به تلفن های پی در پی، تا رسیدن به خیابان عارف، همچنان ادامه داشت.

تراب، درست جلوی کوچه توقف کرد:

-         رئیس، رسیدیم

با شنیدن حرف او، رامین، گوشی ها را از دست شیدا قاپید. هر سه دستگاه را در مقابل دهانش گرفت و داد کشید:

-         لطفا یک ساعت دیگه زنگ بزنین

با عجله، تلفن ها را روی صندلی جلو ریخت:

-         تراب، تو بشین و جواب بده، من میرم و میام!

و در مقابل دیدگان حیرت زده ی شیدا، پیاده شد. ساک و چمدان های او را از صندوق عقب خودرو بیرون آورد، و به طرف کوچه به راه افتاد.

ادامه دارد ...

 

نکتـه ی خـوانـدنـی

در قرن هفدهم، اگر کسی در اسپانیا به ابن سینا یا به قول خودشان آویسن، توهین می کرد، مجازات او اعدام بود!
استاد عشق/ ایرج حسابی

پراکندگی بازدید کنندگان

آلمان، انگلیس، فرانسه، اسپانیا، ایتالیا، دانمارک، هلند، امارات، عربستان، برزیل، آمریکا، روسیه، ژاپن، پاکستان، اندونزی، مالزی، افغانستان، سوئد، ایرلند، ترکیه، کانادا، مصر، ویتنام، استرالیا، اتریش، لهستان، فنلاند، سوئیس، اوکراین، لوکزامبورگ، بحرین، هند، بلژیک، چین، کره جنوبی، یونان، آرژانتین، آفریقای جنوبی، مکزیک، شیلی، کلمبیا، سنگال، تاجیکستان و ...