برگ های پاییز - قسمت 8

-         خواهش می کنم، من زیاد وقت شما را نمی گیرم. در گذشته به عنوان ارباب رجوع از خدمات شما استفاده کرده ام و در این ساعت که خلوت ترین زمان کاری شماست چند دقیقه ای با شما گفتگو می کنم. اگر در این فاصله شخصی مراجعه کرد با نظر خانم پییرخانیان یکی از پرسنل در خدمت مراجع کننده خواهد بود. بله ... (شیدا را دید، او کاملا سر را پایین آورده بود) عملکرد خوب شما این آژانس را یکی از بهترین های کشور معرفی کرده، اما مدیریت نامطلوب باعث جلوگیری از گسترش خدمات و ایجاد نمایندگی در شهرستان های دیگر شده، من (رامین در یک نقطه ایستاده و در حالی که منشی و آقای اسماعیلی در پشت سرش قرار گرفته بودند کلیه پرسنل را تحت نظر داشت) چند اصل مورد توجه خودم را بیان می کنم:

1- کار مفید 2- سرویس مطلوب 3- رضایت مشتری 4- رفاه پرسنل (دست راست اش را بر بازوی چپ گذاشت)

من به عنوان مدیر همه تلاش خودم را خواهم کرد و شما نیز باید در این راه هم قدم من باشید. سیمران یک قلب خواهد شد، قلبی کوچک برای اندامی متناسب و بزرگ که شعبات آن در سراسر کشور خواهد بود. کارهای اداری و مالی این واحد توسط آقای اسماعیلی و سرپرستی کل را خانم پییرخانیان به عهده دارند. خانم پییرخانیان پرسنل صبح را در جریان قرار خواهند داد. ضمنا برای من به عنوان یک ایرانی، شایسته نیست که ببینم دفاتر هواپیمایی شرکت های خارجی با دکوراسیون مجلل و پرسنل پر تعداد و رعایت اصول جذب مشتری موفق تر از شرکت های داخلی عمل می کنند. از این لحظه طرح ها و نظریات شما را برای بهتر شدن سیمران درخواست می کنم. لطفا اگر با کار در آژانس ها و سایر شرکت های همکار مواردی هر چند جزئی را مطلوب می دانید این موارد را با من در میان بگذارید. متشکرم.

همزمان با کف زدن کارکنان خانم پیرخانیان از پشت پیشخوان خارج شده و در مقابل رامین قرار گرفت و گفت:

-         جناب ساوجی خوش وقتم که با شما همکاری خواهم کرد و از نگاه مثبت شما هم سپاسگزارم. اگر اجازه بدهید پرسنل این شیفت را معرفی کنم.

بفرمایید و آنگاه تک تک پرسنل را به رامین معرفی کرد و آخرین نفر:

-         ایشان خانم شیدا شریف! که یکی از بهترین کارمندان این بخش هستند.

شیدا تعظیم مودبانه ای کرد و رامین هم با گفتن «موفق باشید» به مراسم معارفه پایان داد. در رفتار او هیچ نشانی از شناختن و آشنایی با شیدا نبود. با ورود تراب و داوود، رامین به اتفاق آنها شرکت را ترک کرد.

ادامه دارد ...

 

نکتـه ی خـوانـدنـی

در قرن هفدهم، اگر کسی در اسپانیا به ابن سینا یا به قول خودشان آویسن، توهین می کرد، مجازات او اعدام بود!
استاد عشق/ ایرج حسابی

پراکندگی بازدید کنندگان

آلمان، انگلیس، فرانسه، اسپانیا، ایتالیا، دانمارک، هلند، امارات، عربستان، برزیل، آمریکا، روسیه، ژاپن، پاکستان، اندونزی، مالزی، افغانستان، سوئد، ایرلند، ترکیه، کانادا، مصر، ویتنام، استرالیا، اتریش، لهستان، فنلاند، سوئیس، اوکراین، لوکزامبورگ، بحرین، هند، بلژیک، چین، کره جنوبی، یونان، آرژانتین، آفریقای جنوبی، مکزیک، شیلی، کلمبیا، سنگال، تاجیکستان و ...