برگ های پاییز - قسمت 85

 

-         بله، ولی، تا ساعت پنج خیلی مونده! (لجش گرفت) مزاحم شما نمی شم و بعدشم، باید کارامو تموم کنم!

از او رو برگرداند و به سرعت مشغول جمع کردن ظرف های روی میز شد و در همان حال به گفتگوی عفت و سودی گوش می داد.

-        خب، سودی جان، چه خبر از آلمان، انگلیس، دختر عموم، ملکه الیزابت؟! ... وا! چرا می خندی؟ خب، ما دو تا دختر عمو ایم، دیگه! ... می گی نه؟ خب، قد دامونو اندازه بگیر، ببین! ... ولش کن از خودمون حرف بزنیم. فخری رو که شنیدم داره با یه خارجی ازدواج می کنه. تو چی؟

-         من، می خوام همینجا بمونم. ایرانو دوست دارم و دلم می خواد ...

-         پس اینجا، کسی رو زیر سر داری، آره؟

-         خب، چی بگم؟ راستش آره!

شیدا، در حال شستن ظرف ها، با خودش فکر کرد:

-         گیر بد کسی افتادی، خانوم کمالی! این زن عموی رامین، از کارآگاهای آگاهی یم زبل تره!

پوزخندی زد و سرگرم شستن ظرف ها گردید. صدای شرشر آب نمی گذاشت که حرف آنها را، به راحتی  بشنود. کم و زیاد کردن آب هم، فایده ای نداشت، بنابراین، بی خیالش شد. کار شستشو را انجام داد و به سراغ سماور رفت.  بین استفاده از استکان و فنجان، مردد بود که حرف سودی را شنید:

-        ... غیر از اینه که باید از خونواده های پولدار و چشم و دل سیر! باشه؟ هر کسی که نمی تونه با رامین، اینور و اونور بره. باید «high class» باشه! که بتونه باش بره رو stage! و این ...

-         اِستُپ، اِستُپ! ... اینایی که گفتی یعنی چی؟ ... چی چی کلاس و اس تِگ!

-    وای، زن عمو! آخه، چه جوری برات، معنیش کنم؟ «high class» یعنی ... کلاس بالا! stage م، یعنی...روی جایگاه، بین مردم مشهور. بین پولدارا!

-         آهاه! فهمیدم. هاگ کلاس و اِس تِگ!

در این هنگام، نگاه مهربان حاج خانم، در چشم های شیدا، نشست و قلب او را از محبت لبریز ساخت. به روی هم، لبخند زدند. سودی، رد نگاه زن را دنبال می کرد که عفت، حواسش را پرت کرد:

-         من، متوجه نشدم! شما میگی: زن رامین، فقط باید باهاش بره اینور و اونور و جلوی دوربین و از این جور کارا. پس کارای خونه با کیه؟ ها! ... منو شیر فهم کن ببینم!

-         آه، عفت جون! چه حرفایی می زنین! این که معلومه، کارای خونه رو، کارگرا انجام می دن!

-        قبول، قبول! خب زنه، های کلاسه و بعله! ولی ببینم، این کارگرای خونه، مدیر نمی خوان؟ باید هر کاری دلشون خواست بکنن. مثلا، تو میشی زن رامین، خونه دارم هستی! درسته دیگه؟ ... آها! بخند! کیف کردی، نه؟ ...آره! رامین، صبح میره شرکت. اونوقت شما چیکار می کنی؟ اینو بگو!

زن عمو، کوتاه بیا نبود و به نظر می رسید، جر و بجث آن دو، تا قیامت طول خواهد کشید. شیدا، استکان های زیبای سنتی را از چای خوشرنگ پر کرد و با سینی نقره ای،  سر میز برد:

-         بفرمائید

-         بیا بشین مادر! خیلی خسته شدی.

-         کاری نکردم مادر! وظیفه م بود (کنار او نشست و آهسته پرسید) برای شام، چی بپزم؟

-         آخ، نه! این همه کار کردی، حالا می خوای شامم بپزی! نه، حرفشم نزن.

از این اصرار بود و از او انکار و سرانجام، زهرا خانم، تسلیم شد:

-         ... حالا که می خوای شام درست کنی، خودت، هر چی دوست داری، بپز!

شیدا، «چشم» ی گفت و دست به کار شد. خریدهای داود را داخل: انبارک و یخچال و کابینت، جا داد و مقداری از میوه ها را شست، داخل سبد ریخت و آن گاه به درست کردن شام پرداخت. عفت و سودی هم، بالاخره خسته شدند و دست از سر یکدیگر برداشتند.

تازه، کار شیدا تمام شده بود که تلفن سودی زنگ زد:

-         سلام، اومدی عزیزم؟ (از آشپزخانه خارج شد) بیا تو، یه سلامی به مامان زهرا بده! (از داخل راهرو، صدایش می آمد) درو باز کردم

شیدا با فراست، منظور او را دریافت. به سرعت پیشبندش را باز کرد.  لباس فرم اش را پوشید و در همان حال، با تلفن همراهش شماره گرفت:

-         کجایی یل؟ اگه تا یک دقیقه ی دیگه، نرسی، کشتمت!

زن عمو و حاج خانم را بوسید و همزمان با ورود سودی و برادرانش، خداحافظی کرد و بیرون رفت.                  

***

یک ساعت از حضورش در آژانس گذشته بود که برای دومین بار و به بهانه ی دیدن خانم مردانی، سری به دفتر بالا زد. رامین هنوز نیامده بود. نگران شد:

-         کجا مونده؟ حتما خیلی گرفتاره که نیومده! کاش، لااقل داود یا تراب رو می دیدم و ازشون خبر می گرفتم

ادامه دارد ...

 

نکتـه ی خـوانـدنـی

در قرن هفدهم، اگر کسی در اسپانیا به ابن سینا یا به قول خودشان آویسن، توهین می کرد، مجازات او اعدام بود!
استاد عشق/ ایرج حسابی

پراکندگی بازدید کنندگان

آلمان، انگلیس، فرانسه، اسپانیا، ایتالیا، دانمارک، هلند، امارات، عربستان، برزیل، آمریکا، روسیه، ژاپن، پاکستان، اندونزی، مالزی، افغانستان، سوئد، ایرلند، ترکیه، کانادا، مصر، ویتنام، استرالیا، اتریش، لهستان، فنلاند، سوئیس، اوکراین، لوکزامبورگ، بحرین، هند، بلژیک، چین، کره جنوبی، یونان، آرژانتین، آفریقای جنوبی، مکزیک، شیلی، کلمبیا، سنگال، تاجیکستان و ...