پیشخدمت میانسال، خوشامد گفت و تعظیم کنان؛ در ورودی ساختمان را برایشان گشود. کفپوش آینه مانند، درب های چوبی صیقلی شده، گچبری های زیبا و گلدان بزرگ چینی، نخستین چیزهایی بود که در هنگام ورود، نظر شیدا را به خود جلب کرد. محو زیبایی و شکوه تزئینات داخلی شده بود که دست الیاس را زیر بازوی خود حس کرد. خشمی تند، وجودش را فرا گرفت. با چرخشی ناگهانی بازویش را از دست وی بیرون کشید و در مقابلش ایستاد:

-         به شما گفتم: مودب باشید!

-         سلام خانوم شریف. خوش آمدید.

حضور پیروز که به استقبالشان آمده بود، احتمال بازگشت او را از بین برد. به خاطر برخورد مودبانه وی، دعوت اش را رد نکرد و با راهنمایی او وارد سالن پذیرایی گردید. اکنون، تمایل و اشتیاقش، برای دیدن محل زندگی رئیس بزرگ را، از دست داده بود و میل عجیبی برای فرار از این مکان را، در خود حس می کرد اما برای این کار خیلی دیر شده بود زیرا، فخری داشت به سمت او می آمد. حالت مغروری به خود گرفت.

-         آه، عزیزم! سلام ... سلام، خوش اومدی.

شیدا، متحیر ماند. صحنه ای را که می دید، باور نداشت. فخری، او را «عزیزم» خطاب می کرد و لبخند بر لب، با دست هایی گشوده به طرفش می آمد. خشکش زده بود. به او رسید. در آغوشش گرفت و گونه اش را بوسید. زبان شیدا، قفل شده بود.

-        از آژانس داری میای، آره؟ حتما خیلی خسته هستی (دسته گل را از شیدا گرفت) مرسی عزیزم! (به الیاس، چشمک زد) اجازه میدی، چند لحظه ازت قرضش بگیرم؟ (دست او را گرفت) بیا بریم عزیزم

بی اراده به همراهش رفت. از سالن خارج شده و از پله ها بالا رفتند. وارد اتاق خواب بزرگی شدند.

-         اینجا اتاق منه! می تونی راحت باشی

او را روی مبل نشانید و خودش روی لبه ی تخت نشست.

-         شیدا جون! آوردمت اینجا که تنهایی، چند کلمه باهات حرف بزنم (پا روی پا انداخت) حتما می دونی که الیاس و پیروز و سودی، همه ی خونواده ای هستن که من دارم. یه خونواده ی کوچیکِ چهار نفره! اونا، برای من، همه چیزند! و الان خیلی خوشحالم که با هم هستیم. (دست هایش را به هم کوبید و خندید) سر و صدای بچه ها رو خیلی دوست دارم. سر بسر گذاشتن و جیغ و داد و بازی کردن اونا رو دوست دارم! ولی خب، حالا پسرهای من! بزرگ شدند ... (از جا برخاست و به طرف او آمد) یکیشون، عاشق شده (روی مبل نشست) عاشق یکی از دخترهای زیبای تهرون! (شیدا، سرش را پائین انداخت) خوشحالم که تو رو انتخاب کرده ... لطفا، سرتو بالا بگیر (خندید) ... ببین عزیزم! من، برای زندگی شما دوتا، همه چیزو آماده کردم. یه آپارتمان شیک (با انگشت به سقف، اشاره کرد) کار و پول! ... چی بهتر از این می خوای؟

 تقه ای به در خورد و سودی وارد اتاق شد: «مبارکه»ی گفت و جیغ کشان به طرف شیدا دوید. او را که مبهوت مانده بود، بوسه باران کرد. سپس، دست هایش را در دست گرفت و در وسط اتاق، بنای چرخیدن را گذاشت. صدای بلندگوی تلفن در اتاق پیچید:

-         مردیم از گرسنگی! اگه شماها، نمی یاین پائین، ما شروع کنیم

-         پیروزه! حتما الیاس کلکش کرده! بهتره بریم پائین. بقیه ی حرفامونو اونجا می زنیم. 

تا رسیدن به اتاق غذاخوری، سودی، دست شیدا را، رها نکرد. پیروز، پشت میز نشسته بود اما الیاس در آنجا حضور نداشت.

-         رفت تو اتاقش، لباس عوض کنه

فخری، اخم کرد:

-         حسن آقا، برو صداش بزن

هنوز پیشخدمت جوان، قدم برنداشته بود که الیاس وارد شد: «ببخشید!»ی گفت و صندلی را برای نشستن فخری، بیرون کشید. همین کار را، پیروز، برای شیدا انجام داد. عطر تندی زده بود. به نظر می رسید که فخری از این کار آنها عصبانی شده است:

-         بهتر نیست که سر غذا، کمتر عطر و ادکلن بزنید!... با تو هم هستم، سودی خانوم!

حرکت همزمان هر سه نفر آنها که با پشت انگشت اشاره، دو سه باری، زیر بینی هایشان را مالیدند، خواهر بزرگترشان را به خنده انداخت:

-         سه قلوهای شرور!

میز شام، مجلل و رنگین بود اما شیدا، اشتهایی برای خوردن نداشت. به زور لبخند می زد و آرام و با تانی، برش های کوچکی از کباب و قارچ را به دهان می گذاشت. چند دقیقه گذشت و در حالی که همه سرگرم خوردن بودند، فخری، سکوت را شکست و گفت:

-         جواب منو ندادی، شیدا جان؟

ادامه دارد ...

 

 

 

 

 

نکتـه ی خـوانـدنـی

وقتی اولین بار مقابل داریوش فروهر می نشستی انگار بیست سال با او آشنا بودی! احساس می کردی که در برابرت مردی نشسته که از بهترین دوستت نیز به تو نزدیکتر است. همیشه خیلی راحت با او سخن می گفتم و چه مهربان پاسخم را می داد.
چای، گپ، سیاست/ امیر کاویان

پراکندگی بازدید کنندگان

آلمان، انگلیس، فرانسه، اسپانیا، ایتالیا، دانمارک، هلند، امارات، عربستان، برزیل، آمریکا، روسیه، ژاپن، پاکستان، اندونزی، مالزی، افغانستان، سوئد، ایرلند، ترکیه، کانادا، مصر، ویتنام، استرالیا، اتریش، لهستان، فنلاند، سوئیس، اوکراین، لوکزامبورگ، بحرین، هند، بلژیک، چین، کره جنوبی، یونان، آرژانتین، آفریقای جنوبی، مکزیک، شیلی، کلمبیا، سنگال، تاجیکستان و ...