برگ های پاییز - قسمت 112

از نبودن الیاس، خوشحال شد. تلفنی، با خانم رستمی صحبت کرد. پیامکی، برای کارآگاه خیاط فرستاد و در آخر، با کمک گرفتن از آقای غلامی، قرارداد یل را تنظیم کرد: «اینم، قراردادِ استخدامِ یلِ شریف!»  فاکتور دستنویس را، روی آن گذاشت و برای  گرفتن امضاء، وارد دفتر امور اداری شد. عبدالی، سرگرم تماشای ژورنال مد بود!

-         آه، خانوم شریف! خوب شد که اومدین. میشه، یه کمکی به من بکنید؟ من، برای مهمونی فردا، این لباسو سفارش دادم، ببینید! (انگشت اش را روی یکی از مدل های مردانه گذاشت) ولی دو به شک ام! میگم، نکنه خوب نباشه؟!

-         نه! به نظرم، کت و شلوار قشنگیه و کاملا مناسب شماست!

-         پس شما هم، اینو تائید می کنید؟ ... خیالم راحت شد! خب، من در خدمتم! این برگه ها چی هست؟ (کاغذها را گرفت) قراردادِ کار! (با خواندن نام کارگر، نیشخند زد و به شیوه ی نقال ها، با لحنی حماسی خواند) یلِ ارجمند، پور دستان سام! 

به تصور آن که قرارداد، با دستور مستقیم الیاس، تنظیم گردیده است، بدون هیچ پرسشی، آن را امضاء و فاکتور را هم، تائید کرد ولی در آخرین لحظه، نیش اش را زد:

-         اگه از فامیلای شریف! کس دیگه ایم هست، بفرمائید تشریف بیارن، ما هنوز، جای خالی زیاد داریم!     

شیدا، بر نفرت اش غلبه کرد و پاسخی نداد. به طبقه دهم رفت. نسخه ای از قرارداد و فاکتور را، به خانم کافی تحویل داد. پول کرایه را گرفت و برگشت. در داخل آسانسور بود که جواب کارآگاه رسید:« کوچه ی بالا ی شرکت هستم» به بهانه ی پرداخت پول پیک، از شرکت خارج گردید. امیر خیاط، به شیوه ی خودش، درون تاکسی نشسته و منتظرش بود. به محض سوار شدن، دستمال کاغذیِ گلوله شده ای را، به دست وی داد:

-         امیرخان! میشه ببینین، این، چی هست؟

کارآگاه سابق، با احتیاط، تاهای دستمال را باز کرد. چشم اش که به گرد سفید رنگِ مایل به صورتی افتاد. قیافه اش را، در هم کشید و با صدای خشنی پرسید:

-         اینو از کجا آوردین؟ می دونین این چیه؟ (شیدا حرفی نزد) این گرونترین ماده ی مخدریه که توی مملکت ما، پیدا میشه! (گرد را بوئید) خودشه! و از بوی گندش معلومه که  کوکائینه! کوکائین خالص اروپائی! (دستمال را به حالت اول در آورد و آن را داخل جیب اش گذاشت) نمی خواینش که؟ ... خب، حالا بگین اینو از کجا آوردین؟

-         به من میاد که آدم فروش باشم؟!

-        نه! ولی بذار حدس بزنم! (کف دست اش را ، چندین بار، روی صورتش کشید) اینو میگن ماساژ صورت! (کامل به طرف او برگشت) کوکائین، مخصوص بچه پولداراست! اونایی که می تونن بابت هر گرمش، 120 تا 150 هزار تومن پول بدن! مثل اونایی که توی اون جاگوار نشستن!

شیدا، رد انگشت او را، دنبال کرد و با دیدن خودروی جاگواری که در آن سوی خیابان، پارک شده بود، خود را در پشت صندلی پنهان ساخت:« این که ماشین الیاسه!» سرک کشید:« پیروز هم، هست!... آه، آه! چکامه!»

-         دارن میرن. بیا بیرون!

-         رفتن؟ (آهسته آهسته، سرش را بالا آورد و صاف نشست) آخیش!

به یکباره، چیزی را به خاطر آورد. با عجله جیب هایش را جستجو کرد:« وای، یادم رفته بود به سوگل زنگ بزنم ... حتما دارن میرن اونجا! ... اَه، گندش بزنن! گوشیمم، جا گذاشتم» امیر، تلفن همراهش را به طرف او دراز کرد:

-          بفرمائید. نوکیای بیست و یک، دو صفر! اصل فنلاند!

-         همین خوبه! (شماره گرفت) الو سلام. سوگل، خودتی؟ ...  ببین! مجید که دور و برت نیست؟ ... چه بهتر! از صبح می خواستم بهت زنگ بزنم ... گوش کن! ( با تردید، به امیر نگاه کرد) به درک! میگم ... ببین سوگل. من، دیشب دیدم که الیاس و  دوستاش، داشتن مواد می کشیدن ... جیغ نزن، خره! اگه کسی بفهمه یا به مجید بگی، کشتمت! ... فقط، یواش یواش، ارتباط مجید رو با اونا، قطعِ قطع کن! ... الان کار دارم، نمیشه. گوش کن! شاید اونا، با یه دختر دیگه که اسمش چکامه س، بیان اونجا. اگه اومدن و دیدی نمیتونی تحملشون کنی، برو تو آشپزخونه و بیرون نیا! به منم، زنگ بزن و تا برسم، همون پائین پیش آقا قربون، بمون! ... باشه عزیزم. نترس! خداحافظ.

نفس بلندی کشید و تلفن را به امیر برگرداند:

-         گفتین قیمت این مواد، خیلی بالاس؟

-         آره خانوم! الان طلا، گرمی صد تومنه ولی کوکائین، اِی! صد و بیست! صد و پنجاه! بستگی به کَرم ساقی داره!

شیدا، با نگرانی به دور نمای شرکت نگاه کرد:

-         یعنی اگه شرکت دست اونا بیفته، ده تا مثل کندیم رم، دود میکنن، میره!

در حال پیاده شدن از تاکسی بود که امیر، زمزمه ی «بیچاره، رامین!» او را شنید. 

ادامه دارد ...

 

نکتـه ی خـوانـدنـی

در قرن هفدهم، اگر کسی در اسپانیا به ابن سینا یا به قول خودشان آویسن، توهین می کرد، مجازات او اعدام بود!
استاد عشق/ ایرج حسابی

پراکندگی بازدید کنندگان

آلمان، انگلیس، فرانسه، اسپانیا، ایتالیا، دانمارک، هلند، امارات، عربستان، برزیل، آمریکا، روسیه، ژاپن، پاکستان، اندونزی، مالزی، افغانستان، سوئد، ایرلند، ترکیه، کانادا، مصر، ویتنام، استرالیا، اتریش، لهستان، فنلاند، سوئیس، اوکراین، لوکزامبورگ، بحرین، هند، بلژیک، چین، کره جنوبی، یونان، آرژانتین، آفریقای جنوبی، مکزیک، شیلی، کلمبیا، سنگال، تاجیکستان و ...