از من فاصله بگیر عوضی! - قسمت 21

پیاده شده و هنگامی که اتومبیل دورمی شود، عذر می خواهد:

-         ببخشید، ما یک کوچه بالا تر پیاده شدیم، اجازه بدین برم خونه بگم بیان کمک.

-         نه!بذارین لااقل این چند دقیقه را تنها باشیم.

ناصربا چهره ی گلگون شده، چمدان و ساک ها رابرمی دارد. حمل هر چهار وسیله باهم مشکل است. با عدم موفقیت روبرو می شود و با اصرار دختر، از خیر ساک کوچک گذشته و آن را به وی وا می گذارد. بند بلند یکی از ساک ها را به دوش می اندازد و چمدان بزرگ را در دست راست و ساک دیگر را در دست چپ می گیرد. آهسته، آهسته و در سکوت قدم بر می دارند. با عبور از چند خانه و رسیدن به سه راهی، ملیحه، به ردیف خانه های سمت راست اشاره می کند:

-         همین جاست، این پنج تا خونه ها، مال خانواده و فامیل منه، اون وسطی خونمونه.....

ناگهان فریاد کودکانه ای شنیده می شود:

-         هِی، هِی، عمه اومده!

پسرکی از انتهای خیابان به سمت آنها می دود. صدای:

-         عمه اومده،عمه اومده!

از همه طرف به گوش می رسد. آن سوی سه راه ودر کنار تیر برق می ایستند. ناصر وسایل را بر زمین می گذارد و به طرف ملیحه برمی گردد، می خواهد چیزی بگوید که هجوم بچه ها آن دو را غافلگیر می کند. کوچولوها به دور دختر حلقه می زنند. در این هنگام، جوانی با چهره ی عبوس از پشت سر به آنها نزدیک می شود و رودر روی مرد می ایستد. ملیحه متوجه حضور جوان می شود، با خنده او را معرفی می کند:

-          این برادر زاده ی منه «فرزین» ایشون هم، آقا ناصر هستند، زحمت کشیدند وبه خاطر بارهای من تا اینجا اومدند.

فرزین با خشونت چمدان را بر می دارد و ساک ها به دست بچه ها می افتد. بقیه ی افراد خانواده ی دختر از راه می رسند و او را در میان می گیرند. امکان گفتگو از آن ها سلب می شود. ملیحه، از او دور می شود و ناصر تنها می ماند، زیر لب با خود حرف می زند:

-          ماشاالله،یه اردوگاه ان!

دخترک کوچکی که حدوداً شش ساله به نظر می رسد، کمی آن سوتر در کنار تل خاکی ایستاده و به او زل زده است. ناصر، سرگردان و بی هدف، قدم می زند. پایین تر می رود و به اطراف نگاه می کند .خانه ی پدر و پدربزرگ ملیحه، در بین دو کوچه قرار دارد. آن طرف کوچه ی پشتی، زمین بزرگی دیده می شود که بخش بزرگی از آن، مزرعه ی متروکی است ودرقسمت جلویی ساختمانی تاریک قرار دارد.

آسمان تاریک و بی ستاره است. بارها می رود و بر می گردد. دخترک تل خاک را رها کرده و در کنار دیوار نشسته است. درحال راه رفتن با او حرف می زند:

-          دخترم! اسمت چیه؟

-          مِه؟اسمِ مِه گلدونه س!

-         گلدون خانوم! هوا تاریک شده، پس چرا تو، توی کوچه نشستی؟ برو خونه عزیزم! ...هوا تاریک شده و خوب نیست توی کوچه بمونی (می خواهداز دختر دور شود)

-          مه منتظر نَنِه خَ هستو، دیر کردَه، اِ مَتَرسو تنها ی برو دَر خونه!

-          خونتون کدومه دخترم؟ همین که چراغاش خاموشه؟ (دخترک سر تکان می دهد) خب، می خوای تو برو تو، من دم در وا میستم، برو توی خونه!

-          نه، مِه منتظر علیرضا هستو  کی عَمَکِه او اومده، اونم رفته خونه او.

صدایی شنیده می شود:

-           مِه اینجام

پسرک تپلی که ظرف کوچکی در دست دارد، نفس زنان ظاهر می گردد:

-          گلدونه، مِه وَرتو کلوچه آردا.

 در کنار دخترک می نشیند وشیرینی را به دست او می دهد. ناصر پهلوی آنان می نشیند. گلدونه کلوچه ها را به او تعارف می کند:

-          اسم تو چزیه؟

ناصر دست او را رد می کند:

-          نه گلدون جان! خودت بخور، اسم منم ناصره.

به دیوار تکیه زده و با اشتیاق از علیرضا می پرسد:

-          توبرادر زاده ی ملیحه هستی؟

پسرک با سوء ظن، به او زل می زند:

-           آره

ناصر فکر می کند:

-          این و فرزین، مثل هم اند!

می خندد و در مورد هتل از آنها سوال می کند. گلدونه موهایش را صاف می کند و علیرضا سرش را می خاراند:

-          ما هتلِ ندارِه! باید تبرعه زابل، اما در این خونه یک اتاق داریم! راستی علیرضا اِ بیا بالا رَ اجرا رَ ورعه!

-          ننه اِ بیوِمَدَ ک چِز بگو؟

-          ننه خِ کارِ ندارِ، مگه مهمو حبیب خدا استه (ننه که کاری نداره میگه مهمون حبیب خدایَه)

-          آره، پولنَ بایَدِ بدَعه!

-          جدی! بچه ها، اینجا اطاق خالی سراغ دارین؟

-          اطاق خالی که نه! اطاق پره ،همه چی داره فرش داره گلیم داره،رختخواب داره!

-          خب این ننه کی میاد؟من دارم از پا می افتم!

ادامه دارد ...

 

نکتـه ی خـوانـدنـی

انوشیروان خطاب به امپراطور روم: ندانی که ایران، نشست من است / جهان سر بسر، زیر دست من است / تو زان مرز، یک رش منه پیش پای / چو خواهی که، پیمان بماند به جای / اگر بگذری، زین سخن بگذرم/ سر و گاه تو، زیر پی بسپرم
کشکول شیخ بهایی

پراکندگی بازدید کنندگان

آلمان، انگلیس، فرانسه، اسپانیا، ایتالیا، دانمارک، هلند، امارات، عربستان، برزیل، آمریکا، روسیه، ژاپن، پاکستان، اندونزی، مالزی، افغانستان، سوئد، ایرلند، ترکیه، کانادا، مصر، ویتنام، استرالیا، اتریش، لهستان، فنلاند، سوئیس، اوکراین، لوکزامبورگ، بحرین، هند، بلژیک، چین، کره جنوبی، یونان، آرژانتین، آفریقای جنوبی، مکزیک، شیلی، کلمبیا، سنگال، تاجیکستان و ...