از من فاصله بگیر عوضی! - قسمت 47

با عدم دریافت پاسخ مناسب، ریتم آهنگِ خاله صالحه، دوباره تغییر یافت:

-       دروا کنه دروا کنه، داماد می آره ور شما

با بردن نام داماد، ناگهان صدای هلهله از داخل خانه شنیده شد و فریاد عمه نازنین به گوش رسید:

-       به احترام شا دُماد دَرَ وا کُنه

-       به احترام شاه داماد، درب را باز کنید.

 درب خانه کاملا گشوده شد و اقوام داماد به داخل حیاط سرازیر شدند. هیاهو و شادی و مسرت دو خانواده، صحنه های دیدنی را خلق کرد. رقصِ حاملین سینی های حنا، جالب تر از همه بود. آن دو خوشحال از با هم بودن، رقص های لری، کردی، گیلکی و آذری را مخلوط کرده و سر از پا نشناخته، پای کوبی می کردند.

زن ها به داخل ساختمان رفتند و مردان در حیاط پراکنده شدند. در گوشه ی حیاط و کنار باغچه ی پر از گل، سه تخت چوبی با پوشش گلیم و بالش های مخمل رنگین و ناز بالش های گلدوزی شده قرار داده بودند. دو تخت کناری از آن بزرگان و ریش سفیدان بود و  تخت میانی که پوششی زربفت داشت مخصوص داماد بود. ناصر را بر روی تخت نشاندند. و رقص و پای کوبی در مقابل او آغاز شد .

در داخل اطاق بزرگ خانه نیز مراسم مشابه ی برای عروس بر پا کردند. ملیحه که لباس محلی زیبایی به رنگ یاسی بر تن داشت، در میان بالش ها نشست و رقص رعنا، آغازگر جشن بود.  

در جشن مردانه، با اشاره ی رحیم، ناصر بر لبه ی تخت نشست، و پاهایش را بر روی زیر پایی قرار داد. مراسم حنابندان شروع شد. (حیدر) در نقش دلاک و مجری،جوراب های ناصر را بیرون آورد و با دست راست مقداری حنا از داخل سینی برداشت. قبل از شروع حنا مالیدن، پدر بزرگ ها جلو آمدند و هر یک دسته ای اسکناس را نثار پای داماد کردند. این کار باهر حرکت حیدر، ادامه می یافت و در حالی که رقص شمشیر در حال اجرا بود. مردانی از هر دوخانواده، مقداری پول به داخل مجمعه ی بزرگ می ریختند.

در جشن زنانه، ابتدا مادر بزرگ ها و سپس مه گل و منیره خانم و به ترتیب سایرین، وجوهی را به زیر پای عروس ریختند. و در تمام این مدت رقص و ساز و آواز ادامه داشت.

با اتمام مراسم حنا بندان، ننه صفیه، دستور بازگشت داد. همه ی طایفه ی داماد، به جز ناصر باید به خانه بر می گشتند. حاج خانم در حالی که ناصر را می بوسید گفت:

-      هول نکنی مادر! امشب رو باید، تنها اینجا بمونی!

از این گفته، مردان حاضر به شدت خندیدند. افراد غیر وابسته به خانواده ها، قبلا خانه را ترک کرده بودند.  داماد، شب را در میان خانواده ی عروس به سر برد اما دیدن دوباره ی ملیحه برایش میسر نشد. به دستور مهگل، زنان به طبقه ی بالا رفته و مردان وارد اطاق بزرگ شدند. هر بار که عروس، از دست همراهانش فرار می کرد. عمه نازنین که وظیفه ی دربانی را به عهده داشت، او را از جلوی پله ها به داخل باز می گرداند و خواهش و التماس های دختر اثری نداشت.

شب، با یاد آوری قصه های پرویزخان و فرامرزخان و عموهای ملیحه، به صبح رسید.

****                     

مهمانان زیادی از راه های دور و نزدیک آمده اند و در دوسوی کوچه و خیابان، اتومبیل های زیادی به چشم می خورد. کار میزبانان بسیار سنگین شده است. اتومبیل حاج یوسف، رییس اتحادیه مرغداران را بیش از دهها اتومبیل اسکورت می کنند. راه بندان می شود. حاج یوسف و مرغداران به حضور منیره خانم می روند. رییس اتحادیه مرغداران، یاد وخاطره ی، پدر داماد، مرحوم قادر ویسی را گرامی داشته و به حاج خانم تبریک می گوید.

مرغداران استان که مسئولیت تهیه ی غذای جشن را به عهده گرفته اند، با آگاهی از حضور تعداد زیادی از دامپزشکان و همکارانشان از سراسر کشور، سعی در برگزاری هر چه بهتر مراسم دارند. آنها تحت نظارت حاج علی، تدارکات مفصلی دیده و با لشگری از آشپز و مستخدم، غذای مخصوصِ جشن را که زرشک پلو با مرغ می باشد. آماده کرده اند.

به علت کثرت مهمانان، ناهار عروسی در دو محل، خانه عروس برای زنان و خانه داماد برای مردان، توزیع می شود. حیاط خانه ی خسرو خان، فرش شده و 4 ردیف سفره، گسترده می شود. در ساعت 11 صبح، همه چیز مهیا است. به دستور حاج فرج، مرغداران میزبان، لنگ بر کمر بسته و هر یک عهده دار بخشی از کارهای سفره شدند. به دلیل رعایت سنت ها و علیرغم مخالفت ناصر، آقایان حسینی و فتوت به عنوان دریافت کننده ی هدایای نقدی در ایوان خانه مستقر گردیدند. مهمانان برای صرف غذا فرا خوانده شده و کار کشیدن ناهار، با صلوات های پی در پی آشپز و همکارانش، در حیاط پشتی آغاز شد.                               

پس از صرف غذا، مهمانان با مراجعه به دریافت کننده های هدایا، هر یک مقداری وجه نقد به عنوان «کمکی» پرداخت می کنند. آخرین سفره، به دست اندرکاران مراسم اختصاص دارد که چرب و چیلی ترین غذاها را برای خود تهیه دیده اند. محمد، اولین نفری است که در کنار سفره نشست و آخرین نفری بود که با هشدار مسعود و با قیافه ی ناراضی از سر سفره برخاست.

***

ادامه دارد ...

 

نکتـه ی خـوانـدنـی

در ادوار قدیم یعنی در دوره ی هخامنشیان، ایرانیان از شمشیر راست و دارای دو لبه ی برنده استفاده می کردند و شمشیر منحنی، تیغ اقوام سامی بوده است.
شاه جنگ ایرانیان در چالداران

پراکندگی بازدید کنندگان

آلمان، انگلیس، فرانسه، اسپانیا، ایتالیا، دانمارک، هلند، امارات، عربستان، برزیل، آمریکا، روسیه، ژاپن، پاکستان، اندونزی، مالزی، افغانستان، سوئد، ایرلند، ترکیه، کانادا، مصر، ویتنام، استرالیا، اتریش، لهستان، فنلاند، سوئیس، اوکراین، لوکزامبورگ، بحرین، هند، بلژیک، چین، کره جنوبی، یونان، آرژانتین، آفریقای جنوبی، مکزیک، شیلی، کلمبیا، سنگال، تاجیکستان و ...