بابا راست می گفت - قسمت 13

در این فاصله، سه نفری که برای مصاحبه رفته بودند، از اتاق بیرون آمدند و با چهره هایی گرفته، آنجا را ترک کردند. یکی دیگر از همراهان زن، دماغ گنده اش را خاراند و رو به خانم پورفضلی، گفت:

-         معطل چی هستید، خانوم؟ به کارتون برسین

و منشی دستپاچه، چهار داوطلب بعدی را به داخل فرستاد.  پرستو کوچولو، بوسه ای برای جهان فرستاد و دست در دست مادرش، از اتاق خارج شد.                            

 ساعتی بعد، گیتا و دختری به نام طاهره مهرزاد، تنها پذیرفته شده های این مرحله بودند که برای نهایی شدن استخدام، هنوز در اتاق انتظار بسر می بردند. طاهره، دختری کمرو به نظر می رسید که بر خلاف گیتا، صندلی ردیف آخر را برای نشستن انتخاب کرده بود. آخرین گروه، شامل: شرمین و سه نفر دیگر، چند دقیقه قبل، برای مصاحبه رفته بودند و در سکوت ناشی از خلوت شدن اتاق، گیتا به جهان، فکر می کرد:

-        ... اون که تا حالا نشسته بود؟ ...طفلی، حتما فهمیده که قبول نمیشه، برا همینم گذاشته و رفته!...طفلی!...خیلی بد شد....

دست روی صندلی بغلی گذاشت، به عقب برگشت و به طاهره نگاه کرد. لبخند او را با لبخند دیگری پاسخ داد و گفت:

-        چرا رفتی اون ته؟ غیر ما دو تا که کسی اینجا نیست

از جا برخاست، به ردیف عقب رفت و در کنار دختر خجالتی نشست.

در مورد کار صحبت می کردند که سوال طاهره، او را متعجب ساخت:

-         تو، آقای خدامرادی رو می شناسی؟

با کمی مکث، پاسخ داد:

-        آره، چطور مگه؟

-        هیچی، راستش... وقتی که دیدم نیست، دلم براش سوخت!

صدای باز شدن در اتاق مصاحبه، توجه آنها را به خود جلب کرد. هر دو نیم خیز شده بودند که شرمین، با قیافه ای ماتم زده بیرون آمد. گیتا «آه»ی کشید و به طرف دوستش رفت. او را در آغوش گرفت و دلداریش داد:

-         شری جان! ناراحت نشو. تو که اصلا واسه ی کار نیومده بودی، اشکالی نداره عزیزم!

شرمین، او را از خود دور کرد:

-         دیوونه شدی؟ چی اشکال نداره؟ (خندید) منم، قبول شدم

در حال بالا و پائین پریدن بودند که جهان وارد شد. با نگاهی به آن دو، موضوع را دریافت:

-         تبریک میگم خانم ها!

لبخندی زد و از داخل پاکتی که در دست داشت، یک قوطی نکتار میوه بیرون آورد و پاکت را به دست گیتا داد:

-         اینم شیرینیش!

در حالی که در قوطی را باز می کرد، از مقابل آنها گذشت و بر روی صندلی ردیف جلو نشست. گیتا به داخل پاکت نگاه کرد و آهسته گفت:

-         چار تا توشه

به هر کدام، یکی از قوطی ها را داد:

-        این مال خودم و ...این آخریم بمونه برای آخرین نفر!                                                   

مرد کوتاه قدی، وارد شد و با گام های سریع، به طرف اتاق مصاحبه رفت. دستش روی دستگیره بود که تابا، از جهت مقابل وارد شد:

-        آه، سلام، جناب حمیدی!

-        کارتون تموم شد؟

-        بله قربان! دو نفر داخلن که الان مصاحبه شون، تموم میشه!

جهان از جا برخاست:

-        نه خیر، قربان! من هم موندم

حمیدی، نگاهی به او انداخت و در همان حال، مردمک چشمش به طرف تابا چرخید. مشاهده ی چهره ی قرمز شده ی زن کارمند، کافی بود تا بدون مکث تصمیم بگیرد:

-        من خودم، با شما مصاحبه می کنم، بفرمائید

در پی رفتن آنها و بسته شدن در اتاق مصاحبه، طاهره، خوشحالی اش را پنهان نکرد:

-        الهی شکر، خوب شد!

شرمین با تعجب به او نگاه کرد.

قبل از مشخص شدن نفر چهارم، هر سه ی آنان را، به دفتر امور مالی هدایت کردند. مدیر این واحد، همان مرد دماغ گنده ی همراه رئیس بود. او پس از ورانداز کردن دخترها، خودش را «مجیدیان» معرفی کرد:

-       ... مجتمع گلمپ، به داشتن پرسنل ساعی، مطیع و حرف شنو (تقه ای به در خورد) بفرمائید...سلام!...ایشون آقای «مجتبی بی سپار» مسئول (نیم خیز شد و با او دست داد) امور اداری شرکت ما هستند... بفرمائید بشینید...سعی کنید به نحو احسن کارهای... (زنگ تلفن به صدا در آمد و او گوشی را برداشت) بله، تا چند لحظه ی دیگه، خدمت ایشون هستم (گوشی را گذاشت و از روی صندلی بلند شد.) شما، برین قسمت بازاریابی...

ادامه دارد ...

 

نکتـه ی خـوانـدنـی

از آنان پرسیدم که «آخرین باری که هدیه ای به همسرتان داده اید، کی بوده است؟» بیشتر آنان جواب دادند:«یادمان نمی آید!» با این تفاصیل بعضی از مردها هنوز نفهمیده اند چرا زن هایشان دیگر مثل شازده ها با آنها رفتار نمی کنند!!
جادوی فکر بزرگ/ شوارتز

پراکندگی بازدید کنندگان

آلمان، انگلیس، فرانسه، اسپانیا، ایتالیا، دانمارک، هلند، امارات، عربستان، برزیل، آمریکا، روسیه، ژاپن، پاکستان، اندونزی، مالزی، افغانستان، سوئد، ایرلند، ترکیه، کانادا، مصر، ویتنام، استرالیا، اتریش، لهستان، فنلاند، سوئیس، اوکراین، لوکزامبورگ، بحرین، هند، بلژیک، چین، کره جنوبی، یونان، آرژانتین، آفریقای جنوبی، مکزیک، شیلی، کلمبیا، سنگال، تاجیکستان و ...