بابا راست می گفت - قسمت 52

آنها، دو به دو، هم غذا شدند و پس از صرف شام، به پیشنهاد محسن، کار تعطیل گردید:

-           شماها، خسته این و اینجوری، از دست و پا می یُفتین. بهتره برین خونه ... منم، باهاتون میام

و بدین ترتیب، چهار نفری به راه افتادند. در طول مسیر، محسن، تنها کسی بود که مدام، حرف می زد و از میان سه نفر باقیمانده، گیتا تنها شخصی بود که با علاقه، گوش می داد.

به محض آن که خودرو پژو، جلوی مغازه ی «شوذب» ایستاد، «یحیا» از میان تاریکی بیرون آمد. دریده و بی واهمه، به سرنشینان خودرو زل زد و با دیدن، شرمین، برقی زودگذر در چشم هایش درخشید. محسن و گیتا از کنار او رد شدند. به آن دو، توجهی نکرد اما راه عبور شرمین و جهان را، بست و بدون هیچ حرفی، به سمت آنان حمله برد.

جهان که گویا منتظر این لحظه بود، به سرعت شرمین را عقب کشید. او را در پناه خودش قرار داد و آنگاه دست مسلح به کارد یحیا را در هوا گرفت، جیغ گوشخراش شرمین، محسن را، متوجه خطر کرد. برگشت و با دوستان دوگانه ی یحیا گلاویز شد. جمعیت زیادی دور آنها، حلقه زدند و درگیری کم کم به وسط خیابان کشیده شد. محسن، علیرغم کمک گیتا، زیر ضربه های خطرناکی قرار گرفته بود و تماشاچی ها که بیشتر آنها از اهالی محل بودند، یقین داشتند که تا دقایقی دیگر، مستاجر عسگر آقا و نامزد دختر مهدی خان! به خاک و خون کشیده خواهند شد. یحیا، در حالی که یک دستش در پنجه ی قدرتمند حریف گرفتار شده بود، با دست دیگر مدام به بدن جهان ضربه می زد و در همین لحظه، با پیشانی، محکم به صورت وی کوبید. درد و خون، چهره ی جهان را فرا گرفت.

همه، کار را تمام شده می دانستند. ولی با ورود رضا و مصطفی، صحنه عوض شد. آن دو، به کمک محسن شتافتند. شرمین هم که با مشاهده ی صورت خون آلود جهان، به جنون دچار شده بود. بی پروا بسوی یحیا هجوم برد اما لگد سنگین مرد او را نقش زمین ساخت. ناله ی دردمند دختر، خشم جهان را به دنبال داشت. فشار انگشتانش را بیشتر کرد و در حالی که یحیا از درد بی تاب شده بود، کمربند و بخشی از شلوار و پیراهن او را در چنگ گرفت. به سختی تکانش داد. حریف را، سست شده، دید. با فریادی بلند و به کمک شانه ی راستش، او را بالا برد و به شدت بر زمین کوبید. روی سینه اش نشست. اکنون، رهایی یحیا غیر ممکن به نظر می رسید. با رسیدن خودروی گشت پلیس و دستگیری یحیا و دوستانش، غائله پایان یافت.                                   

همسایه ها، محسن و جهان، را به خانه ی بشیری رساندند و مصطفی، در داخل کوچه، به معرکه گیری ایستاد:

-          ... می دونستم این یحیا، چشش دنبال آبجیه! و مثه مار زخمی، دنبال فرصتیه که یه نیش به داداش جهان بزنه! ... تا دیدم اینا تو کارگا نیستن، پریدم دنبال رضا و خداخواه بود که به موقع رسیدم! اگه یه ذره دیر رسیده بودم، وا وِی لا! ... جون من، علی اوسط، دیدی، چه شیرجه ای زدم؟! ...

خون ریزی بینی جهان، بند آمده بود. به اصرار خودش او را به اتاق پشت بام بردند و محسن را که جراحتش سخت تر به نظر می رسید، در همان طبقه ی اول خواباندند و رضا رفت تا به خانواده اش خیر بدهد.

در پائین مشغول مداوای محسن بودند و در بالا، کشمکش بین جهان و شرمین، شروع شد:

-         ... بیا برو خونه ی ما حموم!

-        نه، همینجا حموم می کنم. البته اگه تو و این دوستات، بذارین! (به پنج دختران، ماهک، گلناز، احسان، مجید و بقیه اشاره کرد) یه لشگر آدم، دارن نگام می کنن.

-        خوبه که دختر نیستی! (حوله ی حمام را برداشت) تو این باد سرد، اگه حموم کنی، مُردی. لجبازی نکن!

-        من توی چله ی زمستون، وسط بیابون، میرم تو آب چشمه! اینکه چیزی نیست! (نگاهش به احسان افتاد) دکتر! میشه بیای این شاگردتو ببری!     

شرمین، «به جهنمی» گفت، حوله را پرت کرد و از نردبان بالا رفت. سخنان جهان در مورد: بیابون و چشمه! او را به فکر فرو برد:

-         انگار راستی، راستی، دهاتیه!

مردها ماندند و دخترها پشت سر شرمین به راه افتادند. هنوز پله ها تمام نشده بود که او را سوال پیچ کردند:

-         مگه آقا احسان دکتره؟

-         تو یه چیزی می دونی!

-         جهان بهش گفت: دکتر!

و به محض رسیدن به بهارخواب، دورش جمع شدند:

-         راستشو بگو!

-         چقد لوسی، خب زر بزن دیگه!

-         آره بابا، دکتر اقتصاده! تو دانشگاه درس میده و زنم نداره! نه خارجی، نه ایرانی! بس شد؟

دخترها ول کن او نبودند. این، تازه اول حکایت بود.

ادامه دارد ...

 

نکتـه ی خـوانـدنـی

ستاره های فلک را شمردن آسان نیست حساب داغ دل ما که می تواند کرد
صائب تبریزی

پراکندگی بازدید کنندگان

آلمان، انگلیس، فرانسه، اسپانیا، ایتالیا، دانمارک، هلند، امارات، عربستان، برزیل، آمریکا، روسیه، ژاپن، پاکستان، اندونزی، مالزی، افغانستان، سوئد، ایرلند، ترکیه، کانادا، مصر، ویتنام، استرالیا، اتریش، لهستان، فنلاند، سوئیس، اوکراین، لوکزامبورگ، بحرین، هند، بلژیک، چین، کره جنوبی، یونان، آرژانتین، آفریقای جنوبی، مکزیک، شیلی، کلمبیا، سنگال، تاجیکستان و ...