بابا راست می گفت - قسمت 71

شرمین، صبح زود از خواب برخاست. دوش گرفت و به آشپزخانه رفت. جمعه، روز تعطیلی خدمت کارها بود. هوس آشپزی کرد. بی سر و صدا به کار پرداخت. ابتدا مقدمات صبحانه را آماده کرد:

-        چند تا تخم مرغ برای بابا و املت، گوجه فرنگی و ... آها، قارچ، شیر که داریم. با عسل، واسه مامان بزرگ، اوه، اول عدسی رو بپزم ...

سپس، کلید خانه وخودروی مادر را از داخل کشو برداشت و از خانه بیرون رفت. به یاد جهان افتاده بود:

-        نون سنگک داغ!

صبح هایی را به خاطر آورد که او، به خیال خواب بودنش، آهسته در را باز می کرد، نان را به پشت در تکیه می داد و می رفت:

-        هیچ وقت، پرده رو کنار نزد که منو ببینه!

پارچه ی سفیدی را که از آشپزخانه برداشته بود، پهن کرد و نان ها را داخل آن پیچید. این را از سکینه خانم، یاد گرفته بود:

-        روزنامه و نایلون، نونو خراب میکنن! فقط بذارشون لای پارچه

بی اراده لبخند زد. وقتی که برگشت، هنوز کسی بیدار نشده بود. پیشبند بست و به سرعت دست به کار شد. در حین آشپزی، با خودش حرف می زد:

-        اول عدسی. نه! اول چایی ... خب، ببینیم پخته ... اوه، آره! باید بکوبمش!

روی زمین نشست و با گوشتکوب به جان، عدس های نیم پخته افتاد. این کار نفسش را گرفت. برخاست و قابلمه را روی اجاق گاز گذاشت:

-        واسه ناهار چی؟ ... خب، باید یه خورده دیگه بپزه ... واسه ناهار ... آها! بابا، ته چین دوست داره. همونو درست می کنم ...

قارچ ها را شست و به سراغ پوست کندن گوجه ها رفت:

-        ... واقعا که! هر روز، املت، به خوردشون می ده! ...

نگاهی به میز صبحانه انداخت و با احساس رضایت، لبخند زد. برای خودش چای ریخت و نگاهی به ساعتش انداخت. هنوز تا 8 خیلی مانده بود. چائی را خورد و به تدارک وسایل ناهار پرداخت.

-        چیکار میکنی دخترم؟  

-        آه، سلام بابا. هیچی! صبحونه تونو آماده می کردم.

فخرالدین، ناباورانه به میز خیره شد:

-        اووووم!

رفت و با یاسمین برگشت. این بار مادر بود که شگفت زده شد. به دنبال آن دو، بقیه هم آمدند. پدربزرگ آخرین نفری بود که سر میز حاضر شد. نشست و به کاسه ی عدسی که شرمین در برابرش قرار داد، نگاه کرد. سر تکان داد و خندید:

-        آره، وقتشه!

مادربزرگ، جرعه ای از شیرعسلش را نوشید:

-        خیلی وقته، که وقتشه! اینو تو نمی دونستی با پسرت!

شهرزاد، با دهان پر به آنها نگاه کرد:

-         چی وقتشه؟

فرید، با چشم های خواب آلود خندید:

-        با این ضریب هوشی، واقعا میخوای بری دانشگاه؟ ... خانوووووم! این یعنی: وقتشه که خواهر، عروسی کنه!

پدر، زیر لب غرید:

-        بسسه!

مادر، چشیدن غذاها را تمام کرد:

-        عزیزم! همه چیزو، خیلی خوب درست کردی. عدسیت عالی شده و املتتم، خوشمزه از کار در اومده! ولی این دو تا غذای ساده رو، از کی یاد گرفتی، این قدر خوب درآوردی؟!

شرمین، پیشبندش را باز کرد و در کنار پدر نشست:

-        ممنون مامان جان! راستش، عدسی رو، زن صاحبخونه، یادم داد و املتم (لرزش دستش شدت گرفت) ... املتم، از جهان یاد گرفتم! 

واکنش پدر، کنار زدن بشقاب املت و خوردن عدسی بود! اما بر خلاف او، پدربزرگ، یکباره هوس خوردن املت کرد. به تذکر مادر:

-        واسه چربیتون خوب نیست!

توجهی نکرد و مقدار زیادی از غذا را داخل بشقابش کشید:

-        اوم! عالیه! معلومه که این جهان شما، همه جوره هنرمنده!

چشمکی به شرمین زد و خندید. فرید که فضا را مناسب می دید، کمی سر بسر، شهرزاد گذاشت:

-        نمیخوای، ناهارو تو درست کنی؟ (شهرزاد: نچ) ... بذار دستپختتو بخورن و ببینن وقتشه؟!

و با شوخی هایش آنان را خنداند.

پس از صرف صبحانه، خواهران پورطاهر، زیر نظر مادر و مادربزرگ که همانجا اتراق کرده بودند، دست به کار شدند. حاصل کار خوب بود و هر دوی آنان نمره ی قبولی گرفتند. بعد از ناهار، پدر می خواست، رفتنشان را به آقای بشیری اطلاع دهد که شرمین، با این کار مخالفت کرد:

-        بابا جون! اگه زنگ بزنین، گیتا، کلی میوه و شیرینی می خره و همه ی کوچه رو هم به کار می کشه تا خونه رو از بالا تا پائین تمیز کنن! به خدا، گناه داره!

-        باشه، باشه دخترم. بی خبر میریم.

ادامه دارد ...

 

نکتـه ی خـوانـدنـی

انوشیروان خطاب به امپراطور روم: ندانی که ایران، نشست من است / جهان سر بسر، زیر دست من است / تو زان مرز، یک رش منه پیش پای / چو خواهی که، پیمان بماند به جای / اگر بگذری، زین سخن بگذرم/ سر و گاه تو، زیر پی بسپرم
کشکول شیخ بهایی

پراکندگی بازدید کنندگان

آلمان، انگلیس، فرانسه، اسپانیا، ایتالیا، دانمارک، هلند، امارات، عربستان، برزیل، آمریکا، روسیه، ژاپن، پاکستان، اندونزی، مالزی، افغانستان، سوئد، ایرلند، ترکیه، کانادا، مصر، ویتنام، استرالیا، اتریش، لهستان، فنلاند، سوئیس، اوکراین، لوکزامبورگ، بحرین، هند، بلژیک، چین، کره جنوبی، یونان، آرژانتین، آفریقای جنوبی، مکزیک، شیلی، کلمبیا، سنگال، تاجیکستان و ...