کار آفرین - قسمت 15

امير به سرعت لباس پوشيد و با مادر و پسر خداحافظي كرد، شيفته از بالاي پله ها به او نگاه مي كرد:

-        اميرمن!

شوهرش كه به سوي اش برگشت ادامه داد:

-        من خوشبختم كه تو رو دارم!

امير بوسه اي برايش فرستاد. از طبقه ي دوم صداي مرد صاحبخانه شنيده شد:

-        خوش بحالت اميرخان كه زن قانعي داري، منوبگو، صب براش كله پاچه بار ميذارم، ظهر جيگر، عصرا سيرابي! بازم ازم راضي نميشه!

امير و شيفته خنديدند و سر و كله ي (ممد آقا) از وسط پله ها ظاهر شد. شيفته خود را عقب كشيد و در پناه درب آپارتمان ايستاد، هردو، به مرد سلام كردند:

-       ديشب ام منو تا دير وقت كاشت و نيومد بالا! هي ميگه اين توله ات را بخوابونم! اون توله ات را بخوابونم! بابا ، كي مي خواد منو بخوابونه! و …

-         اِ، مرد خجالت بكش، خب ديشب، حبيب ام دندون درد داشت، نتونستم بيام بالا!

اين صداي (عزت) خانم، زن محمد آقا بود كه داشت از پله ها بالا مي آمد. شيفته با دست به امير اشاره كرد، برو. امير سر را پائين انداخته و ضمن خداحافظي از مرد صاحبخانه و همسرش، خانه را ترك كرد. وجود اين خانواده ي پر محبت و رسيدگي عزت خانم به همسر و كودكش براي او موهبتي خدايي بود . ترافيك تهران هنوز شروع نشده بود و مرد جوان با دو بار تاكسي عوض كردن به ميدان پاستور رسيد.

پنج دقيقه اي تا جلسه مانده بود كه با ارائه كارت شناسائي و تائيد دفتر، از سد نگهباني و حراست گذشته و وارد محوطه شد. راس ساعت 6 وارد دفتر مخصوص نخست وزيري شد. جلسه به رياست معاونت اجرائي، آقاي «حداديان» برگزار مي شد و منشي ايشان، دستور جلسه را، گزارش سازمان برنامه و بودجه از استانهاي حوزه ي خليج فارس و درياي عمان، اعلام كرد. افراد زيادي در مقام معاونت وزير كشور، استانداران استان هاي ساحلي، نمايندگان مجلس، معاونت سازمان برنامه، رئيس بازرسي كل كشور و برخي از نهادهاي ديگر حضور داشتند.

آقاي حداديان، جلسه را با سخنراني كوتاهي در مورد گزارش شروع كرد و بزودي بحث در تمامي زمينه ها از قبيل:

اسكله ها، كشتيراني، صيادي و اعتبارات و تسهيلات، بالا گرفت. امير گزارش را به سرعت مرور كرد و در لابه لاي گفتگوها، با پرسش از نماينده سازمان بازرسي، نظرات ايشان را جویا شد. رئیس جلسه، از نماينده ي وزارت، برای پاسخگویی دعوت کرد. امیر که برخاست، زمزمه ي نا رضايتي شركت كنندگان شنيده شد:

-         اين پسره نماينده ي وزارته ؟!

-         … اي بابا، يه مدير با تجربه مي فرستادن.

-         اينكه بچه س!

نگاهي به اعضاي جلسه انداخت:

-          بسم الله، با توجه به اختیارات اینجانب به عنوان نماینده ی وزارت، مهمترین مشکلات مطرح شده از سوی استانداران، نمایندگان محترم ومدیران کل در دو نکته خلاصه می شود: 1) کمبود اعتبارات، 2) حوزه ی مسئولیت مدیران استانی و روسای کشوری.....   

 در ميانه ي سخنراني نوذری، نخست وزير در جلسه حضور يافت. امیر، در ادامه از نحوه ی تقسیم اعتبارات استانی دفاع کرده و برای تایید یا رد این امر، از بازرسی کل کشور درخواست ورود به موضوع را نمود. آخرین سخن او در مورد تشكيل كارگروه های استاني مورد استقبال اکثرحضار قرار گرفت.

در نظرسنجی پایانی، هر دو پيشنهاد او بالاترین رای را کسب کرد. در خاتمه ی جلسه، امیر از سوی نخست وزیر مورد تشویق و تحسین قرار گرفت و با خروج ایشان، هر یک از شرکت کنندگان سعی در آشنایی بیشتر با او داشتند. با توجه به نگرانی از وضعیت ستاد، امیر به سرعت به وزارت خانه برگشت.

 

ادامه دارد ...

 

نکتـه ی خـوانـدنـی

از آنان پرسیدم که «آخرین باری که هدیه ای به همسرتان داده اید، کی بوده است؟» بیشتر آنان جواب دادند:«یادمان نمی آید!» با این تفاصیل بعضی از مردها هنوز نفهمیده اند چرا زن هایشان دیگر مثل شازده ها با آنها رفتار نمی کنند!!
جادوی فکر بزرگ/ شوارتز

پراکندگی بازدید کنندگان

آلمان، انگلیس، فرانسه، اسپانیا، ایتالیا، دانمارک، هلند، امارات، عربستان، برزیل، آمریکا، روسیه، ژاپن، پاکستان، اندونزی، مالزی، افغانستان، سوئد، ایرلند، ترکیه، کانادا، مصر، ویتنام، استرالیا، اتریش، لهستان، فنلاند، سوئیس، اوکراین، لوکزامبورگ، بحرین، هند، بلژیک، چین، کره جنوبی، یونان، آرژانتین، آفریقای جنوبی، مکزیک، شیلی، کلمبیا، سنگال، تاجیکستان و ...