کار آفرین - قسمت 17

 از بنای اصلی که بیرون آمد با رسولی و مهرآور روبرو شد. رسولی «اُقُر بخیر»ی گفته و صحبت اش را با مهرآور ادامه داد:

-           حاجی! نظر شما چیه؟ آخه ...

به راهش ادامه داد و بقیه ی حرف های او را نشنید. خنده ی زشت و بلند مهرآور، از پشت سر بدرقه اش کرد. با خود فکر کرد:

-           هیکل قلدر و تنومند این مرد با مغزی که اندازه ی گنجشکه، چه نفعی برای وزارت داره؟

یاد گریه های «عظیم» افتاد. پسر جوانی که بعد از شش ماه کار در  بازرسی، به خاطر موهای صاف و سشوار کشیده اش، اخراج شد.

روزهای سخت سه سال قبل را به خاطر آورد و چهره ی آقای حبیبی، آن خان زاده ی کرد، در حافظه اش جان گرفت:

-           زندی، یادت باشه هر کاری را به نحو احسن انجام بدی. اینکه دیگران چی میگند و چیکار می کنند، ربطی به تو نداره. سخت کار کن و هر روز یاد بگیر. کارگرهای راه آهن را ببین! ورزیده و قانع و صادق اند.

دوره ی تحت آموزش آن مرد برای او بهترین کلاس بود.

یاد روز بخشنامه نویسی افتاد. آن روز، قرار بود، برای ادارات کل بخشنامه ای در رابطه با (نحوه ی انعقاد قرارداد با پیمانکاران محلی) ارسال گردد. برای تهیه پیش نویس بخشنامه، آقای حبیبی چند نفر از بهترین کارمندان امور اداری را انتخاب کرد. مسابقه ی ناخواسته ای شکل گرفت. هر نفر می بایست جداگانه و به تنهایی متن را نوشته و ارائه می کرد. جوانترین نفر اوبود. تا ظهر فرصت داشتند. خبر، قبل از اجرا، در سراسر وزارت پخش شد و به گوش وزیر و معاونین رسید.

شریف نیا، معاونت اجرایی وزارت، از این امر استقبال کرد و با گسترش آن به سایر کارمندان، مسابقه را در سطح بالاتری شکل داد. با نظر وزیر، هیات داوران، برگزیده شدند. سالن جلسات برای این آزمون اختصاص یافته و مهرآور و مسئول حراست به عنوان ناظر انتخاب شدند. با ورود شرکت کنندگان، بدترین جای سالن، یعنی کنار درب ورودی! به او رسید.

در طول زمان مسابقه، مهرآور سعی داشت با رفت و آمدهای مکرر و باز و بسته کردن درب سالن، تمرکز او را به هم بریزد. صدای اذان نشانگر زمان اتمام رقابت بود. متن های نوشته شده ی هر نفر را درون پاکت های جداگانه ای قرار داده و همه ی پاکت ها را به رئیس دفتر وزیر، آقای امیر حسینی تحویل دادند. زمان اعلام نتیجه، ساعت 4 عصر و با حضور وزیر و معاونین، در نمازخانه تعیین شده بود.

آن روز، پس از آزمون، فرصت فکر کردن هم نداشت. دستورات پشت سرهم حبیبی و اصلانی، امان او را بریده بود. حجم سنگین کار تا دقایقی پس از ساعت 4 ادامه داشت. بابا یوسف که وارد اطاق شد، داشت آخرین لیست اثاثه ی اداری را تکمیل می کرد. پیرمرد از طرف شریف نیا و حبیبی آمده بود. ادای جارچی ها را درآورد و دستور معاونت را اعلام کرد: همه باید در نمازخانه حاضر باشند.

کارش تمام شده بود و خوشحال از همراهی با آقا یوسف، دو نفری وارد نمازخانه شدند. دستور معاونت سخت گیر، همه را به آنجا کشانده بود. جای سوزن انداختن نبود. بابا یوسف، او را برگردانده و از درب مستخدمین وارد شدند. در قاب درب بین آبدارخانه و نمازخانه، به تماشا ایستاد. کارمندان زن در جلوی او نشسته و برای بهتر دیدن صحنه،پرده ی وسط نمازخانه را برداشته بودند.

بخش پایانی سخنرانی وزیر را شنید:

-         مسابقه ی امروز، مثل یک دربی فوتباله! و برنده اصلی این مسابقه، وزارت خونه س!

نفر بعدی، «حاج کبیری» معاونت جنگ بود. بر خلاف تصور همگان، او بجای سخنرانی، بلافاصله آمار مسابقه را اعلام کرد:

-         تعداد شرکت کنندگان 37 نفر. ماشاء الله! ما این همه قهرمان داشتیم و خبر نداشتیم (خنده ی حضار)

هیات داوران 5 نفر. 5 نفر!... این ماشاءالله نداره؟! اگه فدراسیون زورخانه ها بخواد، میتونیم بهشون داور بدیم (حضار در ابتدا از بذله گویی حاجی با آن محاسن بلند! متعجب بودند اما کم کم هر شوخی او را با کف زدن و سوت جواب می دادند) حالا داوران نتیجه ی رای خود را اعلام می کنند....

بابا یوسف، او را متوجه قسمت زنان کرد. در اولین نگاه، دست تکان دادن نامحسوس خانم خیامی را دید و به نشانه ی احترام و ادب کمی سر را خم کرد. کبیری همچنان در حال ایفای نقش مجری بود:

-         .... خب این پاکت از طرف هیات داوران رسیده، جایزه ی نفر اول ... (به حضار نگاه می کند و می خندد) یکدســــــتگــــاه... دوچرخه س! (خنده ی شدید حضار)... نه، نه، ... این مال بچه هاس! جایزه ی نفر اول.... موتورسیکلته( کف و سوت ممتد)... خب، بسه دیگه... حالا (پاکت را باز می کند) نفر اول مسابقات دربی وزارتی! ...آقای ....امیر رضا زندی!

ادامه دارد ...

 

نکتـه ی خـوانـدنـی

در ادوار قدیم یعنی در دوره ی هخامنشیان، ایرانیان از شمشیر راست و دارای دو لبه ی برنده استفاده می کردند و شمشیر منحنی، تیغ اقوام سامی بوده است.
شاه جنگ ایرانیان در چالداران

پراکندگی بازدید کنندگان

آلمان، انگلیس، فرانسه، اسپانیا، ایتالیا، دانمارک، هلند، امارات، عربستان، برزیل، آمریکا، روسیه، ژاپن، پاکستان، اندونزی، مالزی، افغانستان، سوئد، ایرلند، ترکیه، کانادا، مصر، ویتنام، استرالیا، اتریش، لهستان، فنلاند، سوئیس، اوکراین، لوکزامبورگ، بحرین، هند، بلژیک، چین، کره جنوبی، یونان، آرژانتین، آفریقای جنوبی، مکزیک، شیلی، کلمبیا، سنگال، تاجیکستان و ...