کار آفرین - قسمت 28

با خروج قائم مقام و همراهانش، امیر بر روی صندلی نشسته و به فکر فرو می رود:

-        جلسه ی استان های ساحلی، واحد تدارکات کشتیرانی ، بازرسی استانی، نمایندگی وزیر در سازمان های تابعه وستاد اطلاعات ویژه و حالا شرکت در جلسه ی سازمان برنامه و بودجه!!... 

دنباله افکارش را رها کرده و نیکو را صدا می زند:

-         برهمن، برگه های اول هر بخش رو بیار.

گفتگوهای رئیس با قائم مقام وزارت را همه شنیده بودند اما ذکر نام خودشان را در گزارش باور نمی کردند. دیده شدن کارمندان زیردست، سابقه قبلی نداشت و این برای اولین بار بود. برگه های اول تصحیح شد:

-         این از نام کارمندان هر بخش اما فعلا تایپ نشه تا اسم همکاران هر نفر مشخص بشه، شاید اسم یک نفر در تمام بخش ها نوشته بشه!

بر روی میز کار رئیس یا همان میز کنفرانس کوچک، انبوه گزارشات دیده می شود. امیر با کمک حمید صولت که مسئول آمار ستاد می باشد، به دقت آنها را مورد بازبینی قرار می دهد. نقایص هر گزارش با خودکار قرمز مشخص شده و به کارمند مربوطه، جهت اصلاح، عودت داده می شود. کمترین حجم اوراق مربوط به کشتیرانی است و کمترین نقص را نیز گزارشات این بخش دارد.

از دفتر وزیر تماس می گیرند، بعد از ناهار مراسم معارفه ی معاونِ معاونت اجرایی است. با توجه به سنگینی کار،قصد نرفتن دارد اما امیرحسینی، حضور مدیران را الزامی می داند. تا ساعت یک، تمام برنامه های یادداشت شده اش را انجام می دهد. اشتهایی برای ناهار ندارد، این را به قربانی و آقا یوسف می گوید و به دفتر وزیر می رود.

معاون جدید، مرد جوانی است که با صدای تو دماغی صحبت می کند. نامش «رمضان توللی» است. او مانند تمام کارکنان بعد از انقلاب، از وزارت، فقط ساختمانش را می شناسد! مراسم معارفه انجام می شود. امیر، هنوز از جلسه بیرون نیامده است که نادری را می بیند:

-         سلام، خوبی؟ (تند و سریع و آهسته صحبت می کند) ساعت 9 شب، جلسه ی محرمانه س!

-         نادر! امشب منو معاف کن، تولد پسرمه!

-         پس، من،

-          تو رو ندیدم!

-         شتر دیدی؟ ندیدی!

-         جای پایش هم ندیدم!

به سرعت از میان جمع مدیران بیرون زده و به طرف ستاد می رود. توی راه پله، با شهنواز برخورد می کند.

–       سلام رئیس، ببخشید که بی اجازه بیرون رفتم... راستش...(از زیر چادرش، پوشه ای را بیرون آورد) رفتم انجمن خوشنویسان و دادم صفحه های اصلی را استادم نوشتند!

-         خوبه، داری گزارش رو تبدیل به اثر هنری می کنی.

همزمان با ورود به سالن، گفتگوی نیکو و مرد بلند قامتی که سبیل های بزرگی دارد، توجه آنان را جلب کرد:

.... آبجی! گفتم که، اینا رو آقا شیر علی بهم داده! کلی سفارش کرد و فرمون، که خودت میبری وزارتخونه و میدی دست امیر خان زندی! حالا این امیر خان شما کجاس؟  

ادامه دارد ...

 

نکتـه ی خـوانـدنـی

در ادوار قدیم یعنی در دوره ی هخامنشیان، ایرانیان از شمشیر راست و دارای دو لبه ی برنده استفاده می کردند و شمشیر منحنی، تیغ اقوام سامی بوده است.
شاه جنگ ایرانیان در چالداران

پراکندگی بازدید کنندگان

آلمان، انگلیس، فرانسه، اسپانیا، ایتالیا، دانمارک، هلند، امارات، عربستان، برزیل، آمریکا، روسیه، ژاپن، پاکستان، اندونزی، مالزی، افغانستان، سوئد، ایرلند، ترکیه، کانادا، مصر، ویتنام، استرالیا، اتریش، لهستان، فنلاند، سوئیس، اوکراین، لوکزامبورگ، بحرین، هند، بلژیک، چین، کره جنوبی، یونان، آرژانتین، آفریقای جنوبی، مکزیک، شیلی، کلمبیا، سنگال، تاجیکستان و ...