کار آفرین - قسمت 31

و مهین و حیدر، ادامه دادند:

-         وای، شما، دهن که باز می کنین، در و گوهر میریزه بیرون!

-         شکر افشونن، صداشون مثلِ گلریزه! 

امیر تاخیر را جایز ندانست، از شکاف اطاق بیرون آمد:

-         افخمی! (حضور ناگهانی رئیس، که کارکنان فکر می کردند، از اطاق خارج شده، آنان را مبهوت کرد)...دستور خانم برهمن را شنیدید؟ ...حرف ایشون، حرف منه! برید!

قدم های محکم و چهره ی درهم او، راننده را مرعوب کرد. افخمی، هراسان از واکنشِ رئیس، زیر لب «ببخشید»ی گفت و به سرعت بیرون رفت. خروج شتابزده ی مرد، خنده ی برات را به دنبال داشت:

-         رئیس! این کارمنداتم یه پا رئیسند! بابا ایول! ایول به این خانم برهتن! و این خانم (مهین را نشان داد) دومی و اون شمشیر به دسته (مژگان را نشان داد) اوخ، اوخ! دیر اومده بودی این ریشوئه، ناکار شده بود!

امیر با لبخند، به استقبال چراغی رفت و قربانی جلوتر از او دوید و پرونده ها را از دست پیرمرد گرفت. بچه ها به سر کارهایشان بازگشتند و برات خداحافظی کرد و رفت. چراغی با تعارف رئیس، نشست و جویای حال او شد. بابا یوسف هم در کنار میز ایستاد. چهره ی پیرمردِ بایگان، خسته به نظر می رسید و خوش خلقی همیشگی را نداشت. امیر با نگرانی به او چشم دوخت و چراغی بی مقدمه شروع به حرف زدن کرد:

-        امروز حکم ما رو دادند! حکمِ بازنشستگی را! ( چشمان اش را به آبدارچی پیر دوخت) هم مال منو، هم مال رضایتی رو! (زهرخندی زد) خانم جهانبخش حکم ها را آورد و گفت: «یانکیا گو هوم» (زیر لب تکرار کرد) یانکی! انگار ما از ینگه دنیا اومدیم! (با تاسف سر تکان داد) ... انگار دیروز بود که اومدم تو این خونه! آخه اسمش وزارتخونه س و مثل خونه س! (به بابا یوسف خیره مانده بود، اما او را نمی دید. دردهای کهنه ی این سال ها، سر باز کرده بود. حرف می زد و توجهی به اطراف نداشت)... با چه عشقی دنبال کارا میرفتیم. جاده، ریل، اسکله، شمال، جنوب، شرق، غرب، واسمون فرق نداشت که کجا میریم. تو این مملکت یه عده میگفتن: اصلا راه آهن میخوایم چیکار! مسیر عوضیه! یه عده م میگفتن: این چه جاده هاییه؟ ... ها،ها. هیچ کدومشون رنج و کار کارگرا و مهندسا را ندیدند. ما یه روز میرفتیم تو گردنه های هراز و یه روز تو راه زاهدان و بمپور. همه عشق کار داشتیم و میخواستیم یه شبه تموم ایران رو پرِ جاده کنیم. اما کی ما ها رو دید؟ هیشکی! انقلاب م که شد، ما هم بودیم اما چند ماه بعد، از سر تا ته ماها شد پرِ ایراد. چرا کت و شلواری هستین؟ چرا ریش میزنین؟ چرا کراوات میزنین؟ چرا عینک ات مطلاس؟ هی گفتن و گفتن. شدیم مجسمه ی یه مترسکِ سر جالیز! گله گله ما رو بیرون ریختین (با درد و خطاب به آنان سخن می گفت) شما شدین پسر خوب و ما شدیم پسر شمر! یادتون رفت که ما مال این مملکتیم، اولش شدیم طاغوتی، بعدش شدیم... اَه، بهترین مهندس وزارتخونه رو، بعدِ بیست سالی که با التماس از اروپا برگردونید، کردین، اشغال و انداختنینش بیرون و شد راننده ی مسافر کش! آخه جرم داشت، چقدرم سنگین، پیپ می کشید و کراوات می زد، اونم با گیره ی طلا! بدبخت، یادش رفته بود که این یادگارِای درسِ بیروت رو لب مرز جا بذاره! دوست داشت مرتب باشه، خوب لباس می پوشید و خوش برخورد بود! ای وای. ای، ای. همه رو قلع و قمع کردین، فقط من موندم و یه رفیق دیگه، رضایتیِ کارشناس رو میگم. کارشناس ارشدِ وزارتخونه رو که فرستادینش وسط کاغذای بایگانی، واستون طرح پل های قطار رو بزنه! آخه بی مروتا! میذاشتین لااقل بهتون درس می داد! توی پنجاه و چند سالگیِ یِ این یانکیا! یادتون افتاده که اینا باید برند، غاز بچرونن، یا قازیاقی جمع کنند! آخ که دلم به درد اومد، وقتی اون خانوم بهم گفت: یانکی گو هوم! آخه دختر جان! اون روزی که رئیس ات بلد نبود دو تا کلمه انگلیسی را بخونه و دست به دامن من شدین، گنهکار شدم که  اومدم، واسش شدم دیلماج! که امروز تو، به من بگی: یانکی! شماها اگه بوعلی سینا هم امروز می اومد، بیرونش می کردین که چرا یونانی بلده! دختر جون! وای، وای، وای از دست شما نادونا! (دست پشت دست می کوبد) هیات فرستادید پشت هیات، یه هیات تصفیه، انگار پالایشگاس! یه هیات گزینش، یه هیات انجمن، یه هیات چی، یه هیات فلان! که چی کار کنند؟ هه، هه، فرستادین برا من و مثل منا! آره، راست میگین، اوووووه، تقصیر اون همکار بیچارم، خانم مدنی چی بود؟ زن نجیبی که به رنگ سیاه آلرژی داشت و از این رنگ بدش می اومد. انگار که....

ادامه دارد ...

 

نکتـه ی خـوانـدنـی

انوشیروان خطاب به امپراطور روم: ندانی که ایران، نشست من است / جهان سر بسر، زیر دست من است / تو زان مرز، یک رش منه پیش پای / چو خواهی که، پیمان بماند به جای / اگر بگذری، زین سخن بگذرم/ سر و گاه تو، زیر پی بسپرم
کشکول شیخ بهایی

پراکندگی بازدید کنندگان

آلمان، انگلیس، فرانسه، اسپانیا، ایتالیا، دانمارک، هلند، امارات، عربستان، برزیل، آمریکا، روسیه، ژاپن، پاکستان، اندونزی، مالزی، افغانستان، سوئد، ایرلند، ترکیه، کانادا، مصر، ویتنام، استرالیا، اتریش، لهستان، فنلاند، سوئیس، اوکراین، لوکزامبورگ، بحرین، هند، بلژیک، چین، کره جنوبی، یونان، آرژانتین، آفریقای جنوبی، مکزیک، شیلی، کلمبیا، سنگال، تاجیکستان و ...