کار آفرین - قسمت 4

 

زمزمه تند نارضایتی و حرکت های ناخودآگاه عصبی از حضار مشاهده شد. اکثر مدیران از افراد بانفوذ و دارای تیپ و ویژگی های مذهبی رایج در جامعه یعنی ریش بودند اما این جوان که در طی سه سال گذشته و از طریق استخدام موقت وارد شده بود، چهره ای پسرانه داشت که صرفا بر روی لب اش خط نازک و سیاهی دیده می شد و فاقد ریش عامه پسند بود.

صدای بلند و رسای سراجی زمزمه ها را خاموش کرد:

-            هر یک از حضار که آمادگی قبول این مسئولیت را دارد اعلام آمادگی کند!

با خشم به حضار نگاه کرد. در تیررس دید او آقای مهرآور دیده می شد، مسئول واحد بازرسی و دشمن اصلی و مخالف همیشگی نوذری.

این جوان در ابتدای ورود به این مجموعه، کارمند دون پایه و زیرگروه مهرآور بود. پس از مدت کوتاهی که به یک ماه نرسید او نوذری را اخراج کرد و در مقابل پرسش او، نداشتن تیپ اسلامی یعنی ریش را بهانه این امر قرار داد. در اوج ناامیدی نوذری و مراجعه او به امور مالی وزارت خانه جهت تسویه حساب، با آقایان حبیبی و اصلانی مدیران کل امور اداری و مالی حوزه وزارتی روبرو شد.

در هنگام تکمیل فرم تسویه، آقای اصلانی از خط زیبای نوذری تعریف کرد و آقای حبیبی که گویا با کمبود نیرو مواجه بود، مایل به ادامه فعالیت او در امور اداری گردید. با توافق دو مدیرکل، پسر جوان از همان روز تحت نظر مستقیم آقای حبیبی مشغول به کار شد و این کار موجب ازدیاد دشمنی مهرآور با هر دوی آنان گردید.

مدیر کل که نوذری را جوانی مستعد و لایق می دید به آموزش او همت کرد و با علاقه ی تمام او را تحت تعلیم قرار داد. محبت پدر و فرزندی بین آنان شکل گرفت. آقای حبیبی، او را در کارهای سخت و آزمون های متعددی وارد کرد. موفقیت و پشتکار دائمی وی را بهترین فرد امور اداری نمود. یک سال بعد با تقاضای شریف نیا و موافقت مدیرکل، نوذری به معاونت اجرایی منتقل شد. در بدو فعالیت، معاون وزیر او را مسئول واحد تدارکات ناوگان کشتیرانی نمود. در این مسئولیت، پسر جوان خوش درخشید و این امر آغاز موفقیت های اداری او گردید.

سخنان تند و لحن کنایه آمیز سراجی، سکوت کامل را در جلسه حکم فرما کرد و نگاه عقابین و تیز قائم مقام وزیر موجب پایین آمدن سرها گردید. آقا یوسف، آبدارچی پیر این بخش که در این زمان با سینی های چای و به همراه همکار شمالی اش، قربانی، وارد اتاق شدند. از سکوت به وجود آمده وحشت زده شد و با سرعت چای را توزیع نموده و خارج شدند.

ادامه دارد ...

 

نکتـه ی خـوانـدنـی

در عشق تو آسان بود از خویش گذشتن گر در قدمت جان ندهم، مشکلم این است
گلشن کردستانی

پراکندگی بازدید کنندگان

آلمان، انگلیس، فرانسه، اسپانیا، ایتالیا، دانمارک، هلند، امارات، عربستان، برزیل، آمریکا، روسیه، ژاپن، پاکستان، اندونزی، مالزی، افغانستان، سوئد، ایرلند، ترکیه، کانادا، مصر، ویتنام، استرالیا، اتریش، لهستان، فنلاند، سوئیس، اوکراین، لوکزامبورگ، بحرین، هند، بلژیک، چین، کره جنوبی، یونان، آرژانتین، آفریقای جنوبی، مکزیک، شیلی، کلمبیا، سنگال، تاجیکستان و ...