کار آفرین - قسمت 41

امیر، برای راحتی خیال پرسنل، ستاد را به اتفاق رسول زاده ترک کرد و به دفتر وزیر رفت. دقایقی در آنجا نشست و با نادری گفتگو کرد. هنگام ترک دفتر مخصوص بود که چشم اش به دستگاه تایپی که با کاور پوشانده شده و بر روی میز منشی قرار داشت، افتاد. موافقت نادری را خیلی زود به دست آورد. دستگاه را برداشته و به ستاد بازگشت. شادی خانم ها از مشاهده ی دستگاه جدید، حدی نداشت! این امر، امیر را بر آن داشت تا به دفاتر قائم مقام، معاونت اجرایی و جنگ مراجعه کرده و هر بار با دستگاهی نو به ستاد باز گردد.

کار انتقال ماشین های تایپ تازه پایان گرفته بود که از دفتر وزیر تماس گرفتند. او می بایست هر چه سریعتر، به همراه معاونت اجرایی، در مجلس شورای اسلامی حاضر شده و به وزیر ملحق می گردید. فرصت کمی داشتند. بلافاصله به راه افتادند. تا رسیدن به ساختمان مجلس، شریف نیا او را در جریان سوالات نمایندگان و مذاکرات کمیسیون راه و شهر سازی، قرار داد.

امروز مجلس جلسه ی علنی نداشت و کمیسیون های مختلف، با استفاده از فرصت، وزرا را احضار کرده بودند. راهروهای ساختمان مجلس، شلوغ تر از همیشه به نظر می رسید و امیر چهره ی برخی از وزرا مانند: وزیر بازرکانی، صنایع سنگین و نیرو را تشخیص داد. ورود آن دو، با سوال های تند و سخنان نیش دار یکی از نمایندگان مصادف شده بود. شریف نیا در کنار وزیر نشست و با جابجا شدن آقای شادیان (مشاور وزیر)، امیر، در پشت سر وزیر و معاونت اجرایی جای گرفت. جلسه ی سنگین پاسخ به سوالات، بدون وقفه و تا اذان ظهر ادامه یافت.

بعد از برگزاری نماز ظهر و عصر و صرف ناهار، جلسه دوباره تشکیل گردید. این بار امیر فرصت نشستن نداشت، او می بایست با استفاده از اسناد و مدارک وزارتی، پاسخ هر سوال را با مشورت شادیان، در اختیار وزیر و معاون اش قرار می داد. نماینده بندر عباس، آخرین پرسشگری بود که قبل از طرح سوال گفت:

-         جناب وزیر، خوشحالم که از نیروهای جوان استفاده می کنید، این جوان (اشاره اش به امیر بود) یک نفس دارد، برگه های تقلب! را به جنابعالی تحویل می دهد (همه می خندند) خدا خیرش بده! والله اگه نبود، ما نفس شما را بریده بودیم! فکر کنم، اگر من هم سوال دیگری بپرسم، ایشان با استفاده از بودجه ی مصوب مجلس، آتش توپخانه را به طرف خودمان بگیرند! (امیر می نشیند) بجای سوال، من از جنابعالی، درخواست دارم: یک... طرح ایده آل، برای کلیه ی راه های کشور، با برآورد کامل و به روز، تهیه شود. دو... این کار در مورد حوزه های بنادر، فرودگاه ها، راه آهن و غیره هم انجام بگیرد، تا انشاءاله در لایحه ی بودجه ی سال آینده، حداقلِ نیازها، منظور شود.

جلسه رو به پایان بود که با یادآوری شریف نیا، وزیر، بلافاصله، با حکم دستنویس، امیر را برای شرکت در جلسه ی دیگری، به دفتر معاونت نخست وزیر فرستاد. فرصت سوال در مورد موضوع جلسه نبود. از ساختمان مجلس بیرون آمد و پس از طی مسافت کوتاهی، وارد نخست وزیری شد. او از شرکت در اینگونه جلسات راضی نبود، زیرا بارها و بارها، شاهد بود که به علت تداخل مسئولیت ها، بین وزارت خانه ها و ستادهای مختلف، اصطکاک ایجاد می گردید.

چند دقیقه ای از ساعت 4 گذشته بود که وارد دفتر معاونت اجرائی نخست وزیر شد. ریاست جلسه را «راستیان کرمانی» قائم مقام معاون جدید بر عهده داشت که با چهره ای درهم، دو انگشت اش را به نشانه ی تاخیر 20 دقیقه ای، بالا برد. با گفتن«ببخشید» در انتهای میز نشست. برگ حضور در جلسه را که در مقابلش گذاشتند، با نیم نگاهی به راستیان، اسامی حاضرین را به سرعت مرور کرد و سپس به موضوع جلسه، دقیق شد. رسیدگی به نیازها و کمبودهای استان های جنوبی، عنوان مندرج در بالای صفحه بود که آگاهی از آن موجب خشنودی اش گردید، زیرا در طی دو سال گذشته، بارها به این بخش از کشور مسافرت کرده و از نزدیک در جریان مسائل و مشکلات هر یک از استانها قرار داشت.

ادامه دارد ...

 

نکتـه ی خـوانـدنـی

در قرن هفدهم، اگر کسی در اسپانیا به ابن سینا یا به قول خودشان آویسن، توهین می کرد، مجازات او اعدام بود!
استاد عشق/ ایرج حسابی

پراکندگی بازدید کنندگان

آلمان، انگلیس، فرانسه، اسپانیا، ایتالیا، دانمارک، هلند، امارات، عربستان، برزیل، آمریکا، روسیه، ژاپن، پاکستان، اندونزی، مالزی، افغانستان، سوئد، ایرلند، ترکیه، کانادا، مصر، ویتنام، استرالیا، اتریش، لهستان، فنلاند، سوئیس، اوکراین، لوکزامبورگ، بحرین، هند، بلژیک، چین، کره جنوبی، یونان، آرژانتین، آفریقای جنوبی، مکزیک، شیلی، کلمبیا، سنگال، تاجیکستان و ...