مسیر خلوت و کم تردد زنجان بیجار، راننده های ارتشی را به هوس سرعت گرفتن انداخت و جاده، به تسخیر کامیون ها در آمد. تکان های شدید خودروی سنگین، باعث شده بود تا صدا از کسی در نیاید و زوزه ی موتور پر قدرت زیل، تنها صدایی بود که به گوش می رسید.  

پس از پیمودن کیلومترها راه، سرانجام کامیون ها ایستادند. چادر بالا رفت و سر و کله ی سر گروهبان دستجردی پیدا شد:

-          کسی پیاده نشه!

جواد و یکی دو نفر دیگر، از پشت کامیون، سرک کشیدند:

-          رسیدیم بیجار...ایست بازرسیه!

در حال گزارش کردن برای بقیه بودند که سربازان پاسگاه، چادر کامیون ها را جمع کردند. هنوز چشم هایشان به روشنایی عادت نکرده بود که سر گروهبان سوار شد. بچه ها را به حالت آماده باش نشانید و آخرین توصیه ها را با فریاد گوشزد کرد:

-         از دو طرف جاده چشم برندارید، پشت بوته ها و درخت ها، سنگا و داخل دره ها را خوب نگاه کنید... حواستون فقط به طرف خودتون باشه. مواظب مردم عادیم باشید... نترسید و بیخود شلیک نکنید. تفنگها از ضامن خارج! (فریاد زد) مگه نگفتم رو به بیرون!

یکی از گروهبان ها را صدا زد:

-          نام م می!...من خودم میرم جلو

به اطاق کامیون کوبید:

-          راه بیفت

راننده که گویا منتظر فرمان او بود، از بین کامیون ها بیرون آمد و در راس گروه قرار گرفت. چند کامیون حامل مهمات به آنها پیوستند. به محض حرکت کامیون ها، جیپی که در پشت آن تیربار نصب شده بود، به سرعت از آنان سبقت گرفت و به عنوان تامین جاده و پیشاهنگ، جلو افتاد.         

نفرات ایست بازرسی بعدی، که در آن سوی شهر بیجار قرار داشت، از جاده کنار کشیده و منتظر عبور کاروان بودند. کامیون ها، بوق خود را به نشانه ی هشدار، به صدا درآورده و با سرعت از مقابل پاسگاه گذشتند. مسیر مقابل خالی از خودرو بود و به نظر می رسید که جاده یک طرفه شده است. به اولین پیچ جاده که رسیدند، جیپ پیشتاز را دیدند که با فاصله ی چند کیلومتری جلوتر از آنها حرکت می کرد. سربازان، با دقت، دو طرف جاده را تحت نظر داشتند. هوا داشت کم کم رو به سردی می رفت.                   

با همان وضع، به پاسگاه بعدی، یعنی سه راه دیواندره، رسیدند. جایی که محل تلاقی جاده های سه شهر مهم منطقه، سنندج، سقز و بیجار، بود. اینجا نیز نایستادند. مقصد نهائی، شهر کوچک و کوهستانی «دیواندره» بود که چندین کیلومتر آن طرفتر و در مسیر جاده ی سقز قرار داشت. خیلی زود به شهر رسیدند.

مقصر اصلی گردان، بنای نیمه سازی، در دو طبقه بود که اشراف کامل به شهر و جاده داشت. کامیون های حامل سربازان جلوی مقر توقف کردند و بقیه کامیون ها، برای تخلیه ی مهمات، به راه خود ادامه دادند. تفنگ ها به ضامن در آمد و بچه ها پیاده شدند. فرصت استراحت نبود زیرا تقسیم بندی نیروهای جدید، از قبل انجام شده و امریه ها حاضر بود. افسر جوانی که درجه ی ستوان دومی داشت، اسامی و محل خدمت سربازان را می خواند:

-       هر گروه جداگانه وایسه... حمید درفشی، تونل دو... ارژن صابونچی، تونل دو، جمعه احمدی، تونل دو. شما سه تا این طرف...سیدرضا حسینی، تونل یک...سیدعلی حسینی، تونل یک، ...جواد دریایی، تونل یک. شما سه تام اینجا... بابک رشیدی، ستاد. شما بیا پشت سر من!... امیرعلی زندی، سه راه... علی قره گزلو، سه راه... (امیر و دوستانش منتظر خواندن بقیه ی اسم ها نشده و دور هم جمع شدند)

امیر و دوستانش منتظر خواندن بقیه ی اسم ها نشده و دور هم جمع شدند. جمعه، با حالتی بغض آلود، از آنها فاصله گرفت. بابک با ناراحتی امیر و سپس علی را در آغوش گرفت و اشک از چشم هایش جاری شد. علی، به سبک خود، او را دلداری داد:

-            خره! جای تو که از ما بهتره!... میخوای جاهامون عوض؟

امیر به سراغ جمعه رفت:

-            غصه نخور، میام بهت سر می زنم

جمعه، مثل بچه ها قهر کرده بود

-            به فرمانده مون میگم تو رو بیاره پیش ما!

این حرف، جوان تنومند را خوشحال کرد. امیر را در بغل گرفت، با یک دست او را از روی زمین بلند کرد و به سینه اش چسباند. خواندن لیست چهل و دو نفره، بالاخره به پایان رسید. به دستور ستوان، دوباره صف کشیدند:

-           الان امریه هاتون می دم... یه جا وایسین! ... یه چن دقیقه ی دیگه، جیپا برای پایگاها، غذا می برن. شماهام با همونا میرین!   

زمان زیادی برای خداحافظی نداشتند. خودروهای حامل دیگ های غذا، در حال بارگیری و تقریبا آماده ی حرکت بودند. بچه ها از یکدیگر خداحافظی کردند.

ادامه دارد ...

 

نکتـه ی خـوانـدنـی

در عشق تو آسان بود از خویش گذشتن گر در قدمت جان ندهم، مشکلم این است
گلشن کردستانی

پراکندگی بازدید کنندگان

آلمان، انگلیس، فرانسه، اسپانیا، ایتالیا، دانمارک، هلند، امارات، عربستان، برزیل، آمریکا، روسیه، ژاپن، پاکستان، اندونزی، مالزی، افغانستان، سوئد، ایرلند، ترکیه، کانادا، مصر، ویتنام، استرالیا، اتریش، لهستان، فنلاند، سوئیس، اوکراین، لوکزامبورگ، بحرین، هند، بلژیک، چین، کره جنوبی، یونان، آرژانتین، آفریقای جنوبی، مکزیک، شیلی، کلمبیا، سنگال، تاجیکستان و ...