به علت نزدیکی پایگاه «سه راه دیواندره»، جیپ آنها، آخرین خورویی بود که غذا را تحویل گرفت. با اینکه خودروی مزبور فاقد صندلی بود ولی وجود دیگ های غذا، کیسه های انفرادی و راننده و سرباز همراهش، فضایی برای نشستن هشت سرباز جدید، باقی نگذاشته بود. به ناچار دو نفر از آنان روی رکاب ها ایستادند و بقیه، همچون بند بازان، یک پا درون جیپ و پایی دیگر در هوا، به یکدیگر آویزان شدند.

راننده ی جیپ، خوشحال از به رخ کشیدن مهارت رانندگی اش، با خلاص کردن دنده، از شیب نسبتا تند ستاد، پائین آمد و به محض وارد شدن به تنها خیابان شهر، با تکانی شدید، خودرو را روشن کرد. تا رسیدن به پست بازرسی اول، رانندگی اش، آرام و با اطمینان بود ولی به محض قرار گرفتن در مسیر جاده ی اصلی، شتاب گرفت و لحظه به لحظه بر سرعت حرکت خودرو افزود. امیر و علی، در طرفین زاپاس پشت خودرو قرار گرفته و به میله های سرد اتاق جیپ چسبیده بودند.   

با نزدیک شدن به پست بازرسی، از سرعت حرکت خودرو کاسته شد و با اولین ترمز، همه ی سربازان پائین پریدند. راننده، جلوتر رفت، دوری زد و در پشت تپه های آن سوی جاده، از نظرها ناپدید شد. فریاد یکی از سربازان جدید، حواس بقیه را از رفتن جیپ، پرت کرد:

-           بچه ها اونجا رو ببینید!... عجب با صفاس! چمنم داره، جون میده واسه فوتبال!

و با انگشت، به رودخانه و چمن سرسبز پشت پاسگاه اشاره کرد. داشتند به آن سمت می رفتند که در این هنگام درجه داری از اطاقک بازرسی بیرون  آمد:

-           هوی! کجا؟ ...مگه اومدین پیک نیک؟! برگردین ببینم!

کلاهش را بر سر گذاشت و به طرف آنها رفت. ورزیدگی عضلاتش را به خوبی می شد، در لباس نظامی که قالب بدنش بود، تشخیص داد. نشان «تکاور» روی لباسش نیز، از گذراندن دوره های سخت و طاقت فرسای نیروی مخصوص، حکایت می کرد.

-         برین سنگر فرماندهی و خودتون را به جناب سروان بهنام معرفی کنین! (از کنار آنها گذشت و به طرف رودخانه به راه افتاد) در ضمن، این جا هم، نیرو کم نداریم! یاللا، برین.

جایی را که با انگشت نشان می داد، همان مسیر جیپ بود. سربازان به راه افتادند. از عرض جاده عبور کردند و با دنبال کردن رد چرخ ها، به سنگر فرماندهی رسیدند. انتظارشان طولانی نبود. استوار کوتاه قامتی از سنگر خارج شد. در حالی که به ریشش چنگ می کشید، نگاهی به آنان انداخته و سرش را به طرف سنگر چرخاند:«مروج» سربازی، با دم پائی بیرون دوید:

-            بله قربان!

-         اسامی اینا رو یادداش کن!... دو تا شونو بذار اینجا باشن. یکی رو، بفرس اون بالا (بالای تپه را نشان داد) دوتاشون، برن پیش گروهبان عباسی... ببین، کدومشون رانندگی بلده. بذارش کمکی این یاردانقلی! ...درست شد؟ خب، من میرم سرکشی!

سرباز مروج، به داخل سنگر رفت و با یک ورقه کاغذ سفید برگشت. اسامی آنها را یادداشت کرد و تقسیم نفرات را به شیوه ی قرعه کشی، انجام داد. اولین قرعه را، علی برداشت:

-           سنگر دو، گروهبان عباسی!

و آخرین نفر هم امیرعلی بود:

-           سنگرسه، برج!

کار که تمام شد، سنگرها را به آنان نشان داد:

-          فرماندهی که همینجاست... خدمات و موتوریم، پشت این تپه بغلیه (چرخید) سنگر گروهبان عباسیم، اوناهاش (به آن سوی جاده ی بیجار اشاره کرد) بالای اون تپه س... اما برج! ...از همین جا، صاف باید برین پالا، تا نوک اون تپه سیخی! اونجا برجه! ... کیسه هاتونو وردارین و برین! الان، بیسیم میزنم

اصرار علی برای همسنگر شدن با امیرعلی فایده ای نداشت. مروج، به هیچوجه زیر بار جابجایی نفرات نمی رفت. به  ناچار، خداحافظی کرده و از هم جدا شدند. امیرعلی، نگاهی به بلندای تپه انداخت. پوزخندی زد و با خود گفت:

-           به این میگن: شانس!

کیسه ی انفرادیش را تابی داد و به دوش انداخت. «یا الله»ی گفت و قدم در راه باریک و سربالایی تند، گذاشت. برای رسیدن به برج، عجله ای نداشت. قدم به قدم بالا می رفت و هر چند گام، می ایستاد و به اطراف نگاه می کرد. علی و همسنگرش را دید که در آن سوی جاده، به موازات او بالا می رفتند. برای آنان دست تکان داد.

توجه ش به نبودن بوته و علف در مسیر راه و بر روی تپه های اطراف، جلب شد. با خود فکر کرد:

-           حتما برای دیده بانی بهتر، همه ی بوته ها رو کندن! ...چاره ایم نداشتن!

شیب راه تندتر شد.

ادامه دارد ...

 

نکتـه ی خـوانـدنـی

... چه بسا کسانی که آمده اند و جمعیت ها هلهله کنان به دنبالشان، مانند «مجیب الرحمان» در بنگلادش! ولی همان مریدان، چنانش کشتند که هر ذره اش افتاد جایی!
گلوله بد است/ مسعود بهنود

پراکندگی بازدید کنندگان

آلمان، انگلیس، فرانسه، اسپانیا، ایتالیا، دانمارک، هلند، امارات، عربستان، برزیل، آمریکا، روسیه، ژاپن، پاکستان، اندونزی، مالزی، افغانستان، سوئد، ایرلند، ترکیه، کانادا، مصر، ویتنام، استرالیا، اتریش، لهستان، فنلاند، سوئیس، اوکراین، لوکزامبورگ، بحرین، هند، بلژیک، چین، کره جنوبی، یونان، آرژانتین، آفریقای جنوبی، مکزیک، شیلی، کلمبیا، سنگال، تاجیکستان و ...