کار آفرین - قسمت 7

دقایقی نگذشته بود که خدمه وزارتخانه با سر و صدا مشغول حمل وسایل بودند. امیر محل قرار گرفتن وسایل را به قربانی گوشزد کرد و خود به دفتر مدیرکل امور اداری رفت. جانشین آقای اصلانی که از تازه واردین و بازاری بود! در حالی که تسبیحش را مدام روی میز می کشید و بالا و پایین می برد و جمع می کرد و باز می کرد گفت:

-         آقای نوذری، لیست پرسنل خودتان را اعلام کنید!

-         لیست من (یک برگ را جلوی مدیرکل قرار داد!) خانم سیده زهرا خیامی، آقای منصور اکبریان، آقای سید قاسم گرامی، آقای محمدرضا صفوریان، آقای محسن مشکاتی، آقای تیمور منصوری، آقای ...

-           صبر کنین جناب نوذری! گویا شما تصمیم گرفتین بهترینای وزارتخونه را دست چین کنید! امکان انتقال خانم خیامی اصلا وجود نداره!

-         جناب مدیرکل! این برای یه مدت محدوده، من برای این مدت نیاز به کارمندای شایسته و با تجربه دارم نه پرسنل جدید و صفر کیلومتر!

مدیرکل که این حرف نوذری را توهینی به خود می دانست، قیافه اش در هم رفت و با صدای بلندی گفت:

-           پس بفرمایید ما یک وزارتخونه ی مملکت رو مچل کنیم که ستاد شما تشکیل بشه؟! این امکان نداره! من ...

امیر که این کارشکنی را حدس می زد در حال بلند شدن گفت:

-         پس شما بهترین کار را بکنید! با مسئولیت خودتان 11 نفر پرسنل را انتخاب کنید بالطبع مسئولیت، تجربه و مهارت و کاردانی آنان با خود شماست! من 2 نفر تایپیست، 3 نفر آمارگیر و 6نفر پرسنل از 6 بخش: راه آهن، کشتیرانی، هواپیمایی، جاده های بین شهری و روستایی و ... می خوام (کلمات مسلسل وار و بی وقفه بیان می شد) که خودتان انتخاب کنید اما کارمند جانشین خانم خیامی را می خواهم خودم انتخاب کنم.

مدیرکل، کینه جویانه به نوذری خیره ماند:

-          اسم ش را بگین!

امیر در حالی که به سوی تلفن در آن سوی اتاق می رفت با گفتن «یک لحظه» شماره داخلی را گرفت:

-         خانم خیامی! سلام! نوذری هستم من برای ستاد جدید که حتما در جریان هستید شما را پیشنهاد کردم اما به دلیل نیاز مخالفت شد حالا میشه کمک بفرمایید.

صدای آن ور پاسخ داد:

-          جناب نوذری سلام و خوشحال می شوم که باز هم با شما همکاری کنم اما مثل اینکه ... خب من چه کمکی از دستم برمیاد!

-          خانم خیامی! می دونین که من چه نفری را می خواهم لطفا بهترین را به من معرفی کنین!

-          بهترین؟! ... خب من خانم «نیکو برهمن» را که فقط 6ماهه اومده پیشنهاد می کنم!

-          متشکرم پس خانم نیکو برهمن، بسیار متشکرم!

پس از قطع تماس، امیر رو به مدیریت کل گفت:

-          خانم نیکو برهمن

و با این حرف درب را باز کرد تا خارج شود اما دست بر دستگیره رو برگرداند:

-         لطفا تا یک ساعت دیگر در ستاد باشند.

و اتاق را ترک کرد. مدیرکل با شدت صندلی اش را به دیوار کوبید!:

-         کثافت، بچه ی کـ... تلق تلوق!

ادامه دارد ...

 

نکتـه ی خـوانـدنـی

در ادوار قدیم یعنی در دوره ی هخامنشیان، ایرانیان از شمشیر راست و دارای دو لبه ی برنده استفاده می کردند و شمشیر منحنی، تیغ اقوام سامی بوده است.
شاه جنگ ایرانیان در چالداران

پراکندگی بازدید کنندگان

آلمان، انگلیس، فرانسه، اسپانیا، ایتالیا، دانمارک، هلند، امارات، عربستان، برزیل، آمریکا، روسیه، ژاپن، پاکستان، اندونزی، مالزی، افغانستان، سوئد، ایرلند، ترکیه، کانادا، مصر، ویتنام، استرالیا، اتریش، لهستان، فنلاند، سوئیس، اوکراین، لوکزامبورگ، بحرین، هند، بلژیک، چین، کره جنوبی، یونان، آرژانتین، آفریقای جنوبی، مکزیک، شیلی، کلمبیا، سنگال، تاجیکستان و ...