کار آفرین - قسمت 8

 

امیر در پشت میز کنفرانس بزرگ نشسته و سخت مشغول نوشتن بود. سر و صدای قربانی و آقا یوسف که وسایل را جا به جا می کردند، تاثیری در نوشتن و افکار او نداشت. تقه ای به درب خورد. امیر «بفرمایید»ی گفت و به نوشتن ادامه داد. شخصی وارد شده و در آن سوی میز ایستاد:

-          من نیکو برهمن هستم!

امیر سر برداشت و با دست چپ صندلی را به دختر جوان نشان داد. یک لحظه نگاه کافی بود تا صورت رنگ پریده و هراسان او در ذهن اش باقی بماند. نفرات بعدی در عرض چند دقیقه خود را معرفی و دور میز کنفرانس نشستند، نفر آخر منشی مدیرکل امور اداری بود، خانم جهانبخش:

-         جناب نوذری، این احکام انتقال پرسنل ستاد هست! بفرمایید(امیر احکام را گرفت) ضمنا فرمودند: (امیر با تندی نگاهش کرد) بیش از 8نفر امکان نداره! (با پرروئی به امیر و کارمندان دور میز نگاه می کرد، گویا خود را در پست بالاتری می دانست و امیر نگاه او را دریافت)

احکام را به سمت خانم برهمن گرفت و با لحنی سرد و خشونت آمیز گفت:

-         خانم برهمن این احکام را بگیرید! (بی اعتنا با نوک انگشت اشاره، درب را به خانم جهانبخش نشان داد و همزمان به هر دوی خانم ها گفت)

-         بفرمایید! (خانم برهمن احکام را گرفت و خانم جهانبخش که سراپای این دختر را در مانتوی ساده اش ورانداز می کرد با عصبانیت اتاق را ترک کرد)

قبل از خروج کامل او، امیر مجددا خانم برهمن را مورد خطاب قرار داد:

-         مسئولیت کامل امور کارکنان و کارهای ادرای ستاد، تایپ، تلکس و تلفنگرام با شماست!

خانم جهانبخش که این را شنید، «ایش ش»ی گفته و چادرش را محکم تر به خود پیچید و به سرعت از طبقه ششم خارج شد.

امیر که تمام ماجرا را حدس زده بود، می دانست که آنها پرسنل مورد نیازش را به طور کامل تامین نخواهند کرد و کارمندان اعزامی هم افراد مورد نظر او نخواهند بود اما تجربه های مکرر به او آموزش خوبی داده بود. به افراد دور میز نگاه کرد، همه آرام و منتظر اظهار نظر او بودند:

-         به نام خداوند یکتای هستی (بابا یوسف که سینی چای در دست وارد اطاق می شد با شنیدن صدای صاف و آرام امیر برگشت) شما آقایان و خانم برهمن! از امروز کارمند ستاد برنامه ریزی وزارت راه هستید و هماهنگی کامل، عدم تنش، همیت قسمتی و تلاش دو چندان را از تک تک شما انتظار دارم. شما باید دریافت کننده همه گونه اطلاعات، آمار و ارقام باشد پس به هیچ وجه مجاز به ارائه گزارش به اشخاص و دوایر دیگر وزارتی نخواهید بود. دریافت کننده نهایی گزارش ما، شخص وزیر محترم و نخست وزیر محترم می باشند. برعکس واحدهای دیگر که تا امروز در آنها خدمت می کردید در اینجا هیچ ارباب رجوعی نیست! اینجا ستاد و مخزن اطلاعات است و ورود هر کس و تحت هر عنوان به اینجا ممنوع می باشد. ضمنا ... هیچ شرح وظایف و حدود اختیاراتی وجود ندارد! همه با هم همکار هستیم و همه یک نفر! ... به خانواده ها اطلاع بدهید که ساعت کاری مشخصی تا اطلاع ثانوی ندارید! خانم برهمن! واحد موتوری باید همیشه دو اتومبیل به صورت تمام وقت و در اختیار معرفی کند. برای کسب آمار و اطلاعات و دریافت برنامه ها، امروز نامه رسمی به تمام واحدهای تابعه بزنید حداکثر فرصت جهت ارسال خواسته ها را تا پایان وقت اداری روز سه شنبه اعلام کنید. هنگام دریافت برنامه ها کلیه اوراق باید پشت شماره شده و به امضای کارمند مربوطه و پیک فرستنده برسد. برای هر واحد کد مخصوصی تعیین خواهد شد. برنامه های هر کارمند، روی تابلو ثبت میشه و ... بقیه برنامه ها همزمان با پیشرفت کار!! بسم الله

«ببخشید رئیس»، این را آقای «سیروس همتی» گفت. کارمندی با هفت سال سابقه کار که قدی کوتاه و موهایی درهم و ژولیده داشت.

 

ادامه دارد ...

 

نکتـه ی خـوانـدنـی

در قرن هفدهم، اگر کسی در اسپانیا به ابن سینا یا به قول خودشان آویسن، توهین می کرد، مجازات او اعدام بود!
استاد عشق/ ایرج حسابی

پراکندگی بازدید کنندگان

آلمان، انگلیس، فرانسه، اسپانیا، ایتالیا، دانمارک، هلند، امارات، عربستان، برزیل، آمریکا، روسیه، ژاپن، پاکستان، اندونزی، مالزی، افغانستان، سوئد، ایرلند، ترکیه، کانادا، مصر، ویتنام، استرالیا، اتریش، لهستان، فنلاند، سوئیس، اوکراین، لوکزامبورگ، بحرین، هند، بلژیک، چین، کره جنوبی، یونان، آرژانتین، آفریقای جنوبی، مکزیک، شیلی، کلمبیا، سنگال، تاجیکستان و ...