کار آفرین - قسمت 95

-         نترس بابا! تجربه ی من، سه چار برابر دکتره!

 مهلت اعتراض نداد و به سرعت دست به کار شد. پاچه ی شلوار امیر را تا زانو بالا زد و دستمال ها را باز کرد:

-        چقدرم دستمال بستی؟! ... این شلوارتم که خون خالیه و دیگه به درد نمی خوره، باید بندازیش دور (به شیفته نگاه کرد) تو اینجا وانیسا! تا من زخمشو می بندم، برو خونه و یه شلوار براش بیار

شیفته «چشم» ی گفت و با عجله به طرف در اتاق می رفت که امیر، صدایش زد:

-         کجا داری میری؟»

-         نگران نباش(از در بیرون رفت) الان بر می گردم.

فشرده شدن جراحت، حواس او را پرت کرد و ناله اش را درآورد.

-         تو جنگ، زخمای بدتر از اینو می بینی. یه ذره طاقت بیار!

با دقت محل بریدگی را شستشو داد:

-         بپا زبونتو گاز نگیری!

با مهارت بخیه زد و سرانجام روی آن را با نوار بست:

-         دیدی؟ دو دقیقه هم نشد! ... حالا بذار پاچه ی شلوارتو، مدل بدم!

شلوارش را از بالای زانو قیچی کرد:

-         به به! مینی ژوپ شد!

در حالی که می خندید، از اطاق خارج شد و دستمال به دست بازگشت. سردی دستمال خیس، بدن امیر را به لرزه انداخت. مرد تزریقاتچی، پس از شستن خونابه ها، ملحفه ای روی او انداخت:

-         حالا تا دوست دخترت برگرده، یه خورده استراحت کن!

امیر، در فکر شیفته بود:

-         کجا گذاشت رفت؟ ... حتما رفته خیابون سپه، شلوار بخره ... عجب، ضایع کردم من!

در این افکار بسر می برد که با شنیدن صدای «تق تق» کفش های زنانه، نیم خیز شد:

-         این دیگه کیه؟

زن لاغراندام و شیک پوشی وارد اتاق شد:

-         بابا رحیم

و با دیدن او، یکراست به طرفش آمد:

-        بابا رحیم کجاست؟

بوی عطرش فضای اتاق را پر کرد.

-         نمی دونم خانوم.

-         مریض هستین؟ یا برای تزریقات اومدین؟

-         نه خانوم. برای بخیه زدن پام اومدم.

-         آه! (ملحفه را کنار زد و نگاهی به پای بانداژ شده ی او انداخت) باز بابا ... (جیغ کشید) بابا رحیم!

بابا رحیم، یا همان مرد تزریقاتچی، به داخل اتاق دوید:

-         چی شده بابا؟ چرا جیغ می زنی؟

-         بابا! از دست تو! مگه نگفتم: شما، مجوز بخیه زدن و اینجور کارا رو نداری؟ ... باندارو باز کن، ببینم!

-         نمی خواد دکتر، خوبه!

-         میگم بازش کن!

جر و بحث دکتر و رحیم، در حال بالا گرفتن بود که شیفته به همراه دختر خاله اش، فریده، وارد اتاق شدند. ورود آنها، بابا رحیم را از دست دکتر نجات داد:

-         شلوارشو آوردی؟ ... بدش به من

شلوار کتان کرم رنگ را از دست فرح قاپید و به طرف امیر رفت:

-         مریض می خواد لباس عوض کنه، برید بیرون!

پاراوان را جلو کشید و سر آنها داد زد:

-          اِ، باز وایسادن ... نکنه می خواین جلوی شما لخت بشه، آره؟

دکتر، در حالی که با عصبانیت، کفش های پاشنه میخی اش را به زمین می کوبید، از اتاق خارج شد. فریده هم، دست شیفته را کشید و او را بیرون برد. با بسته شدن در، چهره ی بابا رحیم، عوض شد. لبخندی زد و شلوار را روی پاراوان انداخت:

-         باز کن ببینم! (ادای دکتر را درآورد) انگار کی شهرت هرته! .... بذار کمکت کنم

امیر را، از روی تخت پائین آورد و کمک اش کرد تا شلوارش را عوض کند:

-        باز کن ببینم! (منظورش کمربند امیر بود) تا بخیه ت جوش نخورده، زیاد راه نمیری. دور دختر مخترا رم، خط بکش! ... حموم رفتنم، تعطیل! ... پس فردا بعد از ظهرم، میای واسه عوض کردن پانسمان (به در اتاق نگاه کرد و آهسته ادامه داد) از یک تا چاهار، تنهای تنهام. همون موقع بیا

-        ممنون، بابا رحیم! ... ببخشید ... راستش، من پولم کمه و دلم نمی خواد از خانمی که همراهمه، پول بگیرم اگه (با دیدن اخم او، دستپاچه شد) ... ولی انگار چاره ای ندارم.

لنگ لنگان، به طرف در می رفت که بابا، بازویش را گرفت:

-         چیزی نمی خواد بدی، مهمون من! (خندید) نوه ی منم، سربازه و هیچوقت خدا، پول تو جیبش نیست!

در را برایش باز کرد و زیر گوش اش زمزمه کرد:

-         پس فردا، منتظرتم

امیر که از رفتار دوگانه ی او، حیرت کرده بود، بهت زده، قدم به داخل راهرو گذاشت. شیفته و فریده، منتظرش بودند.

-         چه اندازشم هست!

-         آره، کیپ تنشه و به پیراهنشم می خوره!

فریده، سر بسرش گذاشت:

-         امیرخان! یادت باشه که اولین کادو رو، من بهت دادم!

ادامه دارد ...

 

نکتـه ی خـوانـدنـی

در ادوار قدیم یعنی در دوره ی هخامنشیان، ایرانیان از شمشیر راست و دارای دو لبه ی برنده استفاده می کردند و شمشیر منحنی، تیغ اقوام سامی بوده است.
شاه جنگ ایرانیان در چالداران

پراکندگی بازدید کنندگان

آلمان، انگلیس، فرانسه، اسپانیا، ایتالیا، دانمارک، هلند، امارات، عربستان، برزیل، آمریکا، روسیه، ژاپن، پاکستان، اندونزی، مالزی، افغانستان، سوئد، ایرلند، ترکیه، کانادا، مصر، ویتنام، استرالیا، اتریش، لهستان، فنلاند، سوئیس، اوکراین، لوکزامبورگ، بحرین، هند، بلژیک، چین، کره جنوبی، یونان، آرژانتین، آفریقای جنوبی، مکزیک، شیلی، کلمبیا، سنگال، تاجیکستان و ...