ملکــه ایـــران من و شاهزاده - قسمت 10

من و شاهزاده - قسمت 10

ناگهان فرياد «جم م، يلدددا» به گوش آنان رسيد. صداي آرمان بود. به زودی فرياد او نزديكتر شد. يلدا با تمام قدرت پاسخ داد:

-           آررم م ااان ن

صداي «تلق تلق» وسيله اي شنيده شد و لحظه اي بعد  آرمان را در آخر پيچ با برانكاردي كه مي كشيد، مشاهده كردند. با تلاش بسيار مجروح را بر روي برانكارد قرار داده و به سمت درمانگاه رفتند. جم و يلدا كمي از آرمان عقب افتادند. در مقابل ورودي ساختمان هيچكس نبود. با فريادهاي آرمان، پس از چند دقيقه مرد ميانسال خواب آلودي با روپوش سفيد، بيرون آمد و در حالي كه كلاهش را برداشته و موهايش را چنگ مي زد، ضربه اي  بر فرق سرش زد:

-           اِ ، چيه چتونه؟

جم و يلدا به آنجا رسيده بودند كه نگاه مرد به مجروح و برانكارد افتاد:

-           زود زود بيارينش تو

دختر را به اطاق تزريقات بردند. مجروح با چشمان بسته ناله مي كرد. 

جم شرح ماجرا را براي مرد بيان كرد، او  با تاسف سر تكان داد:

-           اين خواننده ها از راديو امشب اومدن تياترك، دكترم به اصرار زنش رفته اونجا بذارين زنگ بزنم خبرش كنن ….. (سرش را خارانده و ضربه اي ديگر به فرقش زد) … اول شبا مريض نداريم كه (تلفن را برداشته و شماره گرفت) اين چه وقته ورزشه ؟ (الو 00 . آق ممد دكتر را خبر كن بياد درمانگاه … زود زود) … بذارين برم يه چيزايي بيارم.

و به همراه آرمان از اطاق خارج شد. جم پتو را از روي پاهاي دختر كنار زده و شروع به باز كردن كفش ورزشي اش نمود، يلدا جلو آمده و او را كنار زده و اينكار را انجام داد. آرمان و مرد با سيني وسايل برگشتند و پسر جوان گفت:

-             بچه ها ايشون، آقا حكيم مهدوي كيا سري  هستن، دستيار دكتر و تزريقاتي اينجا

يلدا با تعجب تكرار كر:

-             آقا حكيم!

جم رو كرد به مرد:

-            آقا حكيم، اسم شما جالبه و … ميشه براي مريض ما كه درد ميكشه كاري انجام بدي؟

حكيم خنديد و سرش را خاراند و ضربه ي بعدي را هم زد:

-            من به روش مازني طبابت مي كنم! اين دكتر ما هم كه نيامد! لابد شروع مي كنيم

كپسول مسكني به دختر داده و سپس پاهاي بيمار را از مچ تا انگشتان با محلول قهوه اي شستشو داد:

-            پسرها بيرون

هر دو نفر  از آنجا خارج شده و بيرون در به انتظار ايستادند. جم با سختي بر روي صندلي فلزي ارج نشسته و سرش را به ديوار تكيه زد و چشمانش را بست. آرمان در سكوت روبروي او ايستاد و به چهره دوست يكروزه اش خيره ماند. دقايقي گذشت تا يلدا آنان را صدا زد. جم به سختي برخاست و وارد اطاق شدند. حكيم وسايلش را جمع مي كرد و حرف مي زد:

-       …. پاش نشكسته اما بد جوري زمين خورده ، اگه شما نبودين شايد تا صبح اونجا مي موند! زخماي دستاش هم چيزي نيست خوب ميشه … راگو هم كه نيومد. بد هندي جون ميده واسه رقص و آواز … .

جم بر روي تخت كنار ديوار نشست و با خنده گفت: دكتر اينجا هنديه ؟!!

-           آره ديگه ، فكر كردي برات دكتر از هزار تختخوابي ميارند؟ (جم دراز كشيد) هي هي! آرمان و يلدا به كنار تخت جم آمدند، آرمان پرسيد:

-            حالد خبِس؟

و يلدا با نگراني تكرار كرد:

-           خوبي جم؟ 

پسر جوان سعي كرد بلند شود اما نتوانست و بر روي تخت افتاد:

-         آرمان من ناي راه رفتن ندارم تو يلدا را ببر خوابگاه (حكيم سرش را خاراند: آره تو بمون كه كمرت را چرب كنم) … يلدا حسابي خسته شده ، منم كه بايد برم زير دست حكيم چربم كنه (زوركي خنديد)

يلدا مي خواست اعتراض كند كه جم ناليد:

-          خواهش مي كنم برين، آرمان يادت باشه بري چادر 410 و به بچه هاي گروه خبر بدين كه نگران نشن

حكيم هم  آنان را وادار به رفتن كرد. هر دو با جم خداحافظي كرده و آرمان گفت:

-         باشه رفيق ميرم اما دوباره ميام پيشد.

-          نيازي نيست ، صبح بيا ، برين ديگه شما هم خسته شدين .

آنها رفتند و حكيم پيراهن جم را بيرون آورده و  شروع به ماليدن پماد و چرب كردن كمر او نمود. پسر جوان به دختر مجروح مي نگريست كه آرام تر شده و در خواب به سر مي برد. در اثناي كار مداوا، حكيم سخنراني طولاني در مورد طب سنتي مازندراني، داروهاي گياهي و شكسته بندهاي محلي و داستانهاي عجيب مداواي بيماران با برگ و ميوه و پوست درختان ايراد كرد اما جم در ميانه ي صحبت هاي او به خواب رفت.

ادامه دارد...

 

نکتـه ی خـوانـدنـی

لبخند، عالیترین دارو برای کمبود اعتماد به نفس است! لبخند بزنید!!
جادوی فکر بزرگ/ شوارتز

پراکندگی بازدید کنندگان

آلمان، انگلیس، فرانسه، اسپانیا، ایتالیا، دانمارک، هلند، امارات، عربستان، برزیل، آمریکا، روسیه، ژاپن، پاکستان، اندونزی، مالزی، افغانستان، سوئد، ایرلند، ترکیه، کانادا، مصر، ویتنام، استرالیا، اتریش، لهستان، فنلاند، سوئیس، اوکراین، لوکزامبورگ، بحرین، هند، بلژیک، چین، کره جنوبی، یونان، آرژانتین، آفریقای جنوبی، مکزیک، شیلی، کلمبیا، سنگال، تاجیکستان و ...