چتــــــر

روی آن نیمکت خیس که اولین بوسه را نوشیدیم نه ،نه ،شاید روی رگه های سنگ فرش جاده ای که با هم گذشتیم و با انگشت نشانم داد

-       میدونی این برجستگی های وسط سنگ فرش عابر پیاده برای چیه؟

و من فقط سکوت کردم ،نگاه کردم  به زمان،به فصل، به رگه های سیاه شب، که آرام آرام در خاکستری غروب میریخت...

ناگهان ایستادم! مثل چند دقیقه پیش دوباره نوشیدم و این چند دقیقه هزار بار شد...

من هنوز بعد از بار ها نوشیدنش بازم به  تابستانی ترین بوسه ها  به دستها  به صورت و به پیچ وخم های پیچک تنش و لمس بیتاب ترین حفره ها به قدم های کوتاه و شمرده شمرده اش شک داشتم...

حتی رو به پنجره ایستادنش وقتی فصل ها روی چهره ام قدم می زدند...

فصل ها گذشتند ، رفتند ونقطه شدند و چقدر یک نواخت روبه چهره ام چتر کشید..

وقتی  در سبز ترین پاییز،تمام باران ها عاشقانه شدند بعد از رسیدنم بار ها چشمش منجمد شد ، بار ها شیشه عمرم را گم کرد!

و من بار ها پرسیدم...

-       شیشه عمرم را ندیدی ؟

میدانم برنداشتی...

توهمیشه در دستانت چتر بود،

روی نیمکت ها ،در خیابان ها ،پشت تمام درها، روی خط ممتد جاد ها...

شیشه عمرم را ندیدی؟

میدانم برنداشتی...

میلاد کاویانی

متولد1369

از مازندران  شهرستان بابلسر

 

نکتـه ی خـوانـدنـی

عقب نشینی آنتوان از ایران در سال 36 قبل از میلاد، ما را به یاد عقب نشینی ناپلئون از روسیه در زمستان 1812 می اندازد و ما می فهمیم که ایرانیان هجده قرن زودتر از روس ها، دمار از روزگار یک مهاجم رومی در آورده اند!
ذبیح اله منصوری

پراکندگی بازدید کنندگان

آلمان، انگلیس، فرانسه، اسپانیا، ایتالیا، دانمارک، هلند، امارات، عربستان، برزیل، آمریکا، روسیه، ژاپن، پاکستان، اندونزی، مالزی، افغانستان، سوئد، ایرلند، ترکیه، کانادا، مصر، ویتنام، استرالیا، اتریش، لهستان، فنلاند، سوئیس، اوکراین، لوکزامبورگ، بحرین، هند، بلژیک، چین، کره جنوبی، یونان، آرژانتین، آفریقای جنوبی، مکزیک، شیلی، کلمبیا، سنگال، تاجیکستان و ...