مهر دل - قسمت 32

سارا با موهای آشفته از اطاق خارج می شود و به سمت دستشویی می رود که لیلا صدای اش می زند. او که بر روی زمین دراز کشیده و با لب تاپ اش مشغول است، یک وری می شود:

-   بیا ببین این طرح خوبه؟

-   بذار برم یه شونه به این دسته جارو بزنم! شیطونه میگه برو کچل کن و راحت شو!

لیلا، طاقباز شده و کامپیوتر را روی شکم اش می گذارد:

-    آره واللا، اگه کچل کنی، کمال واست میمیره!

سارا، شانه در دست از دستشویی بیرون می آید:

-    باز واسه من لقمه گرفتی

راه می رود و موهایش را مرتب می کند:

-    هر چند بهتر از شهیاد وانتیه!

-   مفت چنگ فرح خانم!

-   اِ، پس کی بود داشت دق می کرد براش؟!

-   انقده شعر نگو! بیا اینو ببین.

سارا در کنار او می نشیند، لب تاپ را با چاشنی لگد برداشته و طرح را تماشا می کند. سپس بحث در مورد استفاده از سنگ های طرح آنتیک، بین آن دو در می گیرد. کم کم صدایشان اوج گرفته و هر یک با حرارت سعی در مجاب کردن دیگری دارند. لیلا، طرفدار استفاده از تابلوهای نقاشان معاصر و جوان ایرانی و سارا مدافع سرسخت کارهای نام آوران جهانی است.     

 رکسانا که از صدای آنها بیدار شده، از لای درب اطاق سرک می کشد و با استفاده از کنترل، سیستم پخش صدا را روشن می کند. آهنگ معروف «جنیفر لوپز» هر دوی آن ها را ساکت می کند. رکسانا، در بالای سرشان ظاهر می شود:

-   شما دو تا، همیشه سر طرح هاتون با هم دعوا می کنین؟

-   همه ی عشق اش به همینه1 (سارا این را می گوید و لیلا ادامه می دهد)

-   8 ساله که ما دو تا، همینجوری درس خوندیم و همینجوری کار کردیم!

سارا در حال برخاستن، پای لیلا را گاز می گیرد و او به ناچار می نشیند. زنگ دریافت پیامک، از موبایل سارا شنیده می شود و او بی تامل آن را می خواند:

-   سارا جان، فرداشب، جشن تولد من، یادت نره، حضور یک نفر همراه، غیر از لیلا، الزامیست!...جانمی، فردا، شام افتادیم!... راستی این یلدا یه تختش کمه! زنیکه ی دیوونه (با شکلک و تغییر لهجه می خواند) حضور یک نفر همراه! وا! (می خندد) پاشو بریم دم میدون، یه چند تا از این کارگرای غلچماق را دست چین کنیم! ... دیوونه!

-   سارا جون، تو فکر خودت باش. من به جای یه نفر، دو تا همراه میبرم!

-   اِ اینه؟باشه... پس ببین.

پیامک لیلا هم می رسد. سارا کمی فکر می کند و سریع شماره می گیرد:

-   سلام، بکتاشم، بله... از نوع عیار! (لبخند می زند) شما خوب هستید؟ بله، ... درخواستی از حضورتون داشتم! فردا، جشن تولد یکی از دوستانمه و من می خواستم از شما خواهش کنم اگر زحمتی نیست، به اتفاق، در این مهمانی شرکت کنیم... اوه بله، ساعت 8:30 متشکرم    

ادامه دارد ...

 

نکتـه ی خـوانـدنـی

انوشیروان خطاب به امپراطور روم: ندانی که ایران، نشست من است / جهان سر بسر، زیر دست من است / تو زان مرز، یک رش منه پیش پای / چو خواهی که، پیمان بماند به جای / اگر بگذری، زین سخن بگذرم/ سر و گاه تو، زیر پی بسپرم
کشکول شیخ بهایی

پراکندگی بازدید کنندگان

آلمان، انگلیس، فرانسه، اسپانیا، ایتالیا، دانمارک، هلند، امارات، عربستان، برزیل، آمریکا، روسیه، ژاپن، پاکستان، اندونزی، مالزی، افغانستان، سوئد، ایرلند، ترکیه، کانادا، مصر، ویتنام، استرالیا، اتریش، لهستان، فنلاند، سوئیس، اوکراین، لوکزامبورگ، بحرین، هند، بلژیک، چین، کره جنوبی، یونان، آرژانتین، آفریقای جنوبی، مکزیک، شیلی، کلمبیا، سنگال، تاجیکستان و ...