مهر دل - قسمت 37

لیلا و شهیاد از دو طرف سوار می شوند:

-   سارا جون، ببخشید، ما داشتیم بحث می کردیم (او واکنشی نشان نمی دهد) دعوای خیانت مردا بود!

-   اِ، (خشمگین به شهیاد نگاه می کند) اینکه سراپاش خلافه!

-   تقصیر منم بود!

-   نه جونم، همه ش زیر سر این وانتیه! منو بگو که گفتم کاش این خرپوله که مهراسو خریده، لیلا را می دید!

-   باز شروع کردی واسه من تیکه گرفتن؟!

-   خره! تو که از یلدا خوشگلتری! فقط باید یه خورده طنازی کنی(می خندد) اونم، خودم یادت می دم!

-   نه اینکه خودتم بلدی!

-   بیا و با این یارو ازدواج کن و پوز یلدا رو بزن!

-   پیشکش خودت!

-   من از این شانسا ندارم، بابام میگفت: الهی که یه مرد خونگرمِ زن دوست، نصیبت بشه!

وارد بزرگراه که شدند، سوال شهیاد، کل کل آنان را قطع کرد: «بفرمائید کجا برم؟»

-   بریم خونه.

-   خونه؟!!                                                              

-   پ ن پ! برو شمال!(این جواب سارا بود)

-   مگه شما واسه امشب، آرایشگاه نمیرین؟

قهقهه ی سارا، که بر روی داشبورد می کوبید، داخل وانت پیچید:«آرایشگاه؟!! کو پول؟ » و لیلا ادامه داد:

-   نه آقا شهیاد، ما آرایشگاه نمیریم، خودمون تو خونه ....

-   جمال زیبا را حاجت مشاطه نیست!

سارا که از یاد بی پولی، دمق شده بود، زیر لب، پشت سرهم تکرار می کرد:«کو پول؟ کو پول؟» شهیادگفت:

-   تو الان روی پول نشستی خانم، زیر پتو را ببین!

او که احساس می کرد، صندلی اش برجستگی دارد و راحت نیست، کمی جا به جا شد و ناباورانه دست زیر پتویی که بر روی صندلی انداخته شده بود، کرد و یک دسته اسکناس را بیرون کشید. با گفتن«آخ» بسته ی دوم و سوم را هم بیرون آورد. بسته ها روی پایش گذاشته و به آنها نگاه می کرد. به طرف شهیاد برگشت:

-   رفتی دزدی؟ سارق، دزد، بدبختِ کیف قاپ! (با دسته ی اسکناس به بازوی وی کوبید) آه،آه، کلاهِ کی رو ورداشتی؟ وای، نکنه با لیلا رفته بودی؟ (دسته ی پول ها را روی پای لیلا ریخت) دختره ی کثیف! یه روز ولت کردم! با این وانتی ریختی روهم!! (شهیاد از شنیدن لقب خودش خندید و آن را تکرار کرد:«شهیاد وانتی!») جهندم! بیا بریم سالن الیزابت دو فرانس دوگل!! پول که دزدیه و باید همینجاها خرج بشه! (شانه بالا انداخت) ما که تا حالا سالن زیبایی نرفتیم، رفتیم؟

لیلا، با خشونت دست او را که می خواست پول ها را بردارد، پس زد:

-   سارا خانم، می دونی برا این پولا، کلی گل زیبا رو چیدن و دسته گل و سبد گل درست کردن (لیلا موضوع را جدی گرفته بود) می دونی، کلی خم و راست شده... اون باید اول بدهیهای خودشو بده!(پول ها را داخل کیفش گذاشت)

-   به جهندم! این یه بارم نمیریم! ملکه ایزابلا دوگل! خودش بیاد از ما یاد بگیره (خندید) .... راستی قضیه ی زنای دست دوم چی بود؟ (جلوی حرف زدن شهیاد را گرفت) از تو نپرسیدم (رو به لیلا) تو بگو!

-   آقا! از دفتر یلدا تا اینجا میگند که در رابطه ی خلافِ زن و مرد، تقصیر زناست! اونم زنای دست دوم!

-   هی،(خطابش با شهیاد است) سریع حرفتو پس بگیر وگرنه می فرستمت پیش زنداییم!

-   حرفِ من سر زنهایی مثل فلورا بود! زنی که سعی در اغوای همه ی مردا داره!

-   اوه، اوه، سعی در اغوای همه ی مردان!... برو بابا (کم کم عصبانی می شود) این مردا رو بگو از خونه بیرون نیان! پیش مامانشون، بمونند. طفلیا! (جدی و با خشونت بر روی داشبورد می کوبد) اصلا، فلورا خود شیطون! خب، این مردا، اغوای شیطون نشند! برررروو باباااااا!

لیلا از سارا طرفداری می کند:

-   واسه چی میخندی آقا؟ خب، راست میگه دیگه! البته (به سارا چشم می دوزد) بعضی چیزارم اون راست میگه!

-   اوه، حافظ منافع شهیاد وانتی! بگو یه دفه بریم محضر!

زنگ تلفن همراه لیلا به گفتگوها خاتمه می دهد:

-   سلام رکسی...(سارا غر می زند: اینم یه طرفدار دیگه ی وانت سوار!) آره عزیزم، داریم میرسیم...چند دقیقه ی دیگه

با قطع تماس، نیشگون محکمی از سارا می گیرد و داد او را در می آورد. او با دیدن خنده ی شهیاد، عصبانی می شود:

-   لیلا، یه دفه، گول این وانتی را نخوری ها، این، زنم که بگیره، اونو میبره باغ فردوس، بغل دستِ ماه گل، تا براش کود کشی کنه!

اخم لیلا، او را به سکوت وامی دارد. وانت وارد فرعی ولنجک می شود وجلوی برج می ایستد:

-   بفرمایید خانما! روز خوش... اینقده هم منو دست نندازین!

لیلا بسته های اسکناس را به شهیاد تحویل می دهد. آن دو پیاده می شوند و سارا در حال دور شدن فریاد می کشد:

-   یه موقع اغوات نکنند، وانتی!

***

ادامه دارد ...

 

نکتـه ی خـوانـدنـی

وقتی اولین بار مقابل داریوش فروهر می نشستی انگار بیست سال با او آشنا بودی! احساس می کردی که در برابرت مردی نشسته که از بهترین دوستت نیز به تو نزدیکتر است. همیشه خیلی راحت با او سخن می گفتم و چه مهربان پاسخم را می داد.
چای، گپ، سیاست/ امیر کاویان

پراکندگی بازدید کنندگان

آلمان، انگلیس، فرانسه، اسپانیا، ایتالیا، دانمارک، هلند، امارات، عربستان، برزیل، آمریکا، روسیه، ژاپن، پاکستان، اندونزی، مالزی، افغانستان، سوئد، ایرلند، ترکیه، کانادا، مصر، ویتنام، استرالیا، اتریش، لهستان، فنلاند، سوئیس، اوکراین، لوکزامبورگ، بحرین، هند، بلژیک، چین، کره جنوبی، یونان، آرژانتین، آفریقای جنوبی، مکزیک، شیلی، کلمبیا، سنگال، تاجیکستان و ...