ملکــه ایـــران مهر دل - قسمت 49

مهر دل - قسمت 49

اما او که رنگ به چهره ندارد، پاسخی نمی دهد:

-   .... بله متوجه شدم خانم فلورا! شما شماره ی آقا شهیاد رو می خواین اما ممکنه بپرسم کی باهاش کار داره... چی؟ خانم؟! منظورت یلدا که نیست!... خانم میخواد با شهیاد صحبت کنه؟... اوم، بله(با لحن عصبانی جواب می دهد) من شماره ی دیگه ای از ایشون ندارم... بله، حتما به خانم بفرمائید.

-   فلورا بود؟! یعنی یلدا یا شهیاد چیکار داره؟! (سارا پرسید)

-   نمی دونم (تقریبا جیغ می کشد)

سارا، متوجه تلفن خودش می شود.

-   بله کمال... ببخشید!نمی دونم...(حالا اوست که فریاد می زند) آخه این اژدهای هفت سر! با مارمولک خونگی ما چیکار داره؟! ... باشه بهت زنگ می زنم، خداحافظ.  

مذاکرات چهار جانبه! تا جمع شدن ظرف ها ادامه داشت، فرح معتقد بود که تماس یلدا با شهیاد، در مورد کار! است و رکسانا نظر او را تائید می کرد اما سارا مخالف این نظریه بود، زیرا سفارشات گل، همیشه توسط لیلا یا خود او انجام می شد. در این میان، لیلا نیز، روزه ی سکوت گرفته و ظاهرا سرگرم کار بود و در بحث های آنان شرکت نمی کرد. از گفتگوها، هیچ نتیجه ای به دست نیامد. در پایان، قرار بر این شد که برای دلجویی و منت کشی از شهیاد، آن شب، دورهم جمع شوند. با رفتن فرح، رکسانا هم می خواست به خانه برگردد که با اصرار دوستانش، تصمیم گرفت تا آخر وقت، نزد آنان بماند.

***

خرید هدیه، آنان را به مرکز تجاری میرداماد کشاند. چهار نفری از این فروشگاه به آن فروشگاه می رفتند و در جستجوی چیزی مناسب، فروشندگان را کلافه کرده بودند. رکسانا مدام تذکر می داد:

-   گرون نخرید که اصلا خوشش نمیاد!

-   طرف چیزای لوکس نرید!

-   ارزون باشه

اولین انتخاب از طرف سارا بود: کیف پول! و نفر بعدی، یعنی فرح، کراواتی شیک و گران را خریداری کرد. رکسانا و لیلا هم به ترتیب: پیراهن و بلوز همرنگی را پسندیدند. فروشنده ی جوانی که کالاها را کادو پیچ می کرد، در جواب:

-   مگه بسش نیست آقا؟!

سارا خندید و گفت:

-   پیامک روز مردو دیدین؟ نوشته بودند:« برای روز زن، کامیون، کامیون، طلا میاد اما واسه ی مردای بدبخت! کمپرسی، کمپرسی، شورت و جوراب میارند!»  

ناگهان رکسانا به یاد خرید مداد افتاد. از لیلا خواست تا حاضر شدن هدیه ها، سری به فروشگاه نوشت افزارِ پایین بزنند. فرح و سارا، برای دریافت هدایا ماندند و آن دو به طبقه ی زیرین رفتند. در جستجوی فروشگاه بودند که یکباره رکسانا دست لیلا را کشید و او را به پشت ستون مغازه کناری کشاند.

-   ببین! این کافی شاپ بغلی رو ببین! این آقایی که اونجا نشسته، مگه نامزد فرح نیست؟!

 لیلا چندین بار سرک کشید تا از آنچه می بیند، مطمئن شود:

-   آره خودشه! اما فرح که گفت اون رفته لواسون!...

-   ناکث! بیا بریم اونطرف که دیدش بهتره!

-   وای، خدا کنه فرح نیاد پایین!

با داخل شدن در وسط عده ای که برای خرید آمده بودند، خود را به آن سوی میدانگاهیِ مرکز خرید رساندند. از این زاویه دید بهتری داشتند. تماشای دوباره ی صحنه، هر دوی آنها را حیرت زده کرد.

-   اوه، اینا که سیروس و فلورا هستند!

-   آره، آره، خودشونند!

رکسانا داشت با تلفن همراهش عکس می گرفت که ناگهان، خود را عقب کشید:«وای، دارن میان بیرون» و همزمان لیلا ناله کنان گفت:«اونطرفم ببین، فرح و سارام بالای پله هان، انگار دارن دنبال ما میگردند!» اما در یک لحظه همه چیز عوض شد. رکسانا اعلام کرد:

-   سیروس داره برشون میگردونه تو! اوه، یه خانم و آقای دیگم به جمع اونا اضافه شدند! (پس از لحظه ای مکث، خندید)... اینام که آشناهای خودتونن! مگه نه!

-   یلدا؟! (حیرت لیلا بیش از اندازه بود)... یلدا؟ اون واسه چی اینجاس؟

سعی کرد مرد همراه یلدا را بشناسد اما نزدیک شدن فرح، او را از این کار بازداشت. به عقب برگشته و در حالی که وانمود می کردند برای پیدا کردن مداد مارک «هولزن» ، همه ی فروشگاه ها را گشته اند، آنجا را ترک کردند.

 به خانه که رسیدند، لیلا پختن کیک را بهانه کرد و به آشپزخانه رفت اما دوستانش او را راحت نگذاشته و در آنجا جمع شدند. سارا داشت در مورد انواع گل های آپارتمانی صحبت می کرد که رکسانا با زیرکی بحث را عوض کرد:

-   فرح جون، گل عروسیتم که حتما با شهیاده! مگه نه؟!

-   پس چی؟! شهیاد، همه کاره ی عروسیمه! قول گرفتم که همه جا باهام باشه!

-   راستی، عروسیتون کِیه؟

-   اگه خدا بخواد، چند ماه دیگه... منتظریم که کارای ویلا تموم بشه تا بتونیم ماه عسلو تو ویلای خودمون باشیم.

علی رو از کجا پیدا کردی؟

ادامه دارد ...

 

نکتـه ی خـوانـدنـی

لبخند، عالیترین دارو برای کمبود اعتماد به نفس است! لبخند بزنید!!
جادوی فکر بزرگ/ شوارتز

پراکندگی بازدید کنندگان

آلمان، انگلیس، فرانسه، اسپانیا، ایتالیا، دانمارک، هلند، امارات، عربستان، برزیل، آمریکا، روسیه، ژاپن، پاکستان، اندونزی، مالزی، افغانستان، سوئد، ایرلند، ترکیه، کانادا، مصر، ویتنام، استرالیا، اتریش، لهستان، فنلاند، سوئیس، اوکراین، لوکزامبورگ، بحرین، هند، بلژیک، چین، کره جنوبی، یونان، آرژانتین، آفریقای جنوبی، مکزیک، شیلی، کلمبیا، سنگال، تاجیکستان و ...