مهر دل - قسمت 52

بقیه هم بر روی زمین می نشینند. رکسانا با موافقت سایرین، شمارش معکوس را آغاز می کند:

-   5...4...3...3...1 باز کنین!

جیغ او تمام نشده، نخ بسته ها، با دست و دندان، پاره می شود. اولین نفر فرح است:

-   وای چه خوشگله!

هدیه ی خود را مانند کاپ قهرمانی بالا می گیرد و همزمان «هورا!»ی سارا و صدای کف زدن رکسانا و لیلا، بلند می شود.

هدایای هر چهار نفر، از نظر ظاهری شبیه یکدیگرند. گلدان هایی از جنس شیشه که به شکل کره ساخته شده و بر روی پایه هایی گرد و چوبین، قرار دارد. این کره درست از ناحیه ی وسط قابل نصف و جدا شدن است و تکه ی بالایی با سوراخ های ریزی که بر روی آن وحود دارد، در حقیقت، درپوش قسمت زیرین می باشد. گیاهی که در وسط هر گلدان قرار دارد، بخشی از طبیعتی است که با استفاده از تکه سنگ های واقعی و سبزه های مصنوعی و ایجاد پستی و بلندی ها، منظره ی چشم نوازی را به نمایش می گذارد.

هر یک از آنان گمان می کند، زیباترین گلدان، هدیه ی اوست. رکسانا با خوشحالی برای آنها توضیح می دهد:

-   شهیاد برا این کار خیلی زحمت کشید. هر شب تا صبح بیدار می موند و روی طرحش کار می کرد. راجع به اینا، برا من گفته بود (درپوش گلدان خودش را بر می دارد) ببینین! جدی، مثه تو آکواریوما نیست؟ اینجارو نیگا کنین: یه حصار دور زمینِ که سنگ چینه! انگار یه تابلوی نقاشیه! (به لیلا نگاه می کند) مگه نه لیلا؟

-   چرا! خیلی هم قشنگه اما... راستی اسم این گیاها چیه؟

-   مال من، فوتو نیاس. مال فرح، گل سنگِ، از سارام، گل سنگِ اما مال تو... اوه مال تو ناز فرانسویه!

سارا اعتراض می کند:

-    چی شد؟ مال ما دو تا، گل سنگه و مال اون، ناز فرانسوی؟ زرشک!

صدای زنگ تلفن، گفتگوها را قطع می کند. رکسانا، گلدانش را روی میز نشیمن قرار داده و به طرف تلفن می رود:

-   سلام، بفرمائید... سلام شهیاد! مرسی از گلدونای زیبات، خیلی نازن! ... چی؟... نه، شما امشبو تشریف میارین اینجا که کارِت داریم... نه، مگه گفتم داریم... نه، خودم کارِت دارم... پس زود بیا... پنج دقه دیگه! پس همین دور و برایی. باشه.

گوشی را گذاشته و داد می زند:« تا دو سه دقیقه ی دیگه میرسه، پاشین دیگه!» لیلا، گلدانش را در بغل گرفته و به اتاقش می رود. سارا هم از اوتبعیت می کند اما فرح، هدیه اش را دوباره داخل جعبه گذاشته و می بندد. برای پذیرایی از شهیاد، دخترها به جنب و جوش می افتند. لباس ها عوض شده و همه آماده می شوند.

فرح درب را برای شهیاد باز کرد و زودتر از سایرین، خودش را به او رساند. سرگرم خوش و بش هستند که بوق پیامک تلفن همراه دختر، شنیده می شود. رکسانا با صدای بلند«بفرمائید» ی گفته و آنان را به سالن پذیرایی دعوت می کند. آن دو در کنار هم و در حالی که فرح سرگرم خواندن پیامک دریافتی است، سه پله را بالا رفته و وارد سالن می شوند. شهیاد به  احترام فرح کنار می ایستد تا ابتدا وی بنشیند اما گویی دختر حال مساعدی ندارد، زیرا ناگهان گوشی تلفن از دستش رها شده و به زمین می افتد.

خود او نیز مانند فانوس در حال تا شدن و سقوط است که جیغ وحشتناک رکسانا که شاهد صحنه می باشد، در آپارتمان می پیچد. در آخرین لحظه، شهیاد با سختی فرح را در آغوش می کشد اما لیز خوردن فرش، هر دوی آنان را با صدای بدی، به زمین می کوبد. سر و بدن مرد مانند سپر بزرگی از دختر محافظت می کند. لیلا و سارا که از شنیدن جیغ های اول و دوم رکسانا، متوحش شده اند، زمانی به صحنه می رسند که شهیاد فرح را بر روی مبل نشانده و مرتبا حال او را جویا می شود.

-   فرح، خوبی؟ ... چی شد یه دفه؟

-   نمیدونم! ... (اشک در چشمانش حلقه می زند) نمیدونم! (سرش را بر روی دستهای شهیاد گذاشته و صورتش را پنهان می کند) نمیدونم! نمیدونم!

-   آروم باش فرح جان!

لیلا که از دیدن آن چه در مقابل دیدگانش جریان دارد، در جا خشکش زده است، با تشر سارا به خود می آید. هر دو به کمک رکسانا رفته و با کمک یکدیگر فرح را به اطاق لیلا منتقل می کنند. با بیرون رفتن دخترها، شهیاد به جستجوی گوشی تلفن همراه فرح می پردازد. پس از مدتی گشتن، دستگاه را در زیر کاناپه ی بزرگ پیدا می کند. گوشی را وارسی می کند و هنگامی که دکمه ی بالایی را فشار می دهد، صفحه ی نمایش آن روشن می شود. به تصویری که کم کم جان می گیرد، چشم می دوزد و ناگهان از جا می پرد و ناسزای تندی به زبان می آورد. مرتبا به عکس نگاه می کند و قدم می زند:

-   بیچاره فرح! ... احمق!... بدبختِ الاغ!

تصویر را به گوشی خودش منتقل کرده و پس از خواندن پیامکی که همراه با تصویر ارسال شده، هر دوی آنها را پاک می کند.

ادامه دارد ...

 

نکتـه ی خـوانـدنـی

انوشیروان خطاب به امپراطور روم: ندانی که ایران، نشست من است / جهان سر بسر، زیر دست من است / تو زان مرز، یک رش منه پیش پای / چو خواهی که، پیمان بماند به جای / اگر بگذری، زین سخن بگذرم/ سر و گاه تو، زیر پی بسپرم
کشکول شیخ بهایی

پراکندگی بازدید کنندگان

آلمان، انگلیس، فرانسه، اسپانیا، ایتالیا، دانمارک، هلند، امارات، عربستان، برزیل، آمریکا، روسیه، ژاپن، پاکستان، اندونزی، مالزی، افغانستان، سوئد، ایرلند، ترکیه، کانادا، مصر، ویتنام، استرالیا، اتریش، لهستان، فنلاند، سوئیس، اوکراین، لوکزامبورگ، بحرین، هند، بلژیک، چین، کره جنوبی، یونان، آرژانتین، آفریقای جنوبی، مکزیک، شیلی، کلمبیا، سنگال، تاجیکستان و ...