مهر دل - قسمت 54

شهیاد، خود را از جلوی درب کنار کشیده و با دست به تختخواب اشاره می کند. ناگهان فرح ملحفه را به سویی انداخته و با بدنی لرزان از تخت پایین می آید:

-    بهتره که از اینجا برین آقا!

بی اعتنا به او به سمت پنجره می رود. علی جلو دویده و راهش را سد می کند:

-     فرح... منم علی!

-   بهتره که همه چیزو فراموش کنید، ببخشید استاد! اگه تو این مدت مزاحمتون شدم! (از نگاه به نامزدش پرهیز می کند) آره، آره، من بودم که بهتون اظهار علاقه کردم و گفتم: دوستتون دارم، اما نمیدونستم که سزام اینه! شرمندم...ببخشید، غلط کردم...

-     فرح... شهیاد بهم گفت ولی (می خواهد دست های او را بگیرد اما دختر عقب می رود) ... روحمم از این چیزا خبر نداره! باور کن... با من این کارو نکن فرح، خواهش می کنم!...

رکسانا و سارا، اشاره ی شهیاد را می بینند و آرام آرام از اتاق خارج می شوند. هر چهار نفر بیرون درب می ایستند و با نگرانی به صحنه نگاه می کنند. خواهش و التماس های علی همچنان ادامه دارد اما فرح سرسختانه از قبول گفته های او سر باز می زند. علی فریاد می زند:

-   کو؟ کجاست؟این سند خیانت من کجاست؟

-   شهیاد! ممکنه گوشیمو بدی تا سندِ این آقا رو بهشون نشون بدم! (تمسخر در صدایش احساس می شود)باور نمی کنن! بله، حقم دارند، کسی که همیشه مورد پرستش هزارها دختر بوده، مگه میشه خیانت کنه!...نه بابا! ... لطفا گوشیمو بده.

-   این گوشیت، فقط... چیزی توش نیست، یعنی من پاکش کردم.

-   چی؟ (جیغ می کشد) چرا؟ تو اون عکسو دیدی، نه؟! تو دیدی و پاکش کردی!

گوشی را از دست وی بیرون کشیده و با عصبانیت آن را روشن می کند. به محض روش شدن تلفن، بلافاصله بوق رسیدن پیامک شنیده می شود. شهیاد متوجه موضوع شده و می خواهد گوشی را از دست فرح بگیرد که او به گوشه ی اتاق فرار می کند و لحظه ای بعد فریادهای عصبی اش برج را در هم می ریزد.

-   ببین! ببین! ایناهاش (جیغ می کشد) چرا علی، چرا؟ مگه از من چی دیدی؟ (گوشی را به روی تخت می اندازد و به پرده چنگ می زند) مگه با تموم وجود دوستت نداشتم؟! (ضجه می زند) داشتم برا دوستام از تو میگفتم! داشتم داستان عشقمو تعریف می کردم، (رو به دخترها، زار می زند) عشق یعنی این! عشق یعنی  خیانت! یعنی ...

علی، با حالتی عصبی گوشی را از روی تخت بر می دارد. با ناباوری و چشم های از حدقه بیرون زده، به صفحه ی نمایش تلفن خیره شده است:«نه، نه! ... (رو به فرح، التماس می کند) من! ...م م م من!» و به ناگاه جسم بیهوش فرح، در لابه لای چین های پرده به زمین می غلطد. لیلا زودتر از سایرین خود را به او می رساند. صحنه ی دردناکی به وجود می آید، همه گریه می کنند. شهیاد در حال تماس با اورژانس است که سارا به علی حمله می کند، او را «خائن و کثافت» می خواند اما مرد بدبخت! در مقابل ضربات سیلی و مشت های دختر کاملا تسلیم است و هیچ واکنشی نشان نمی دهد. رکسانا، سارا را از علی جدا می کند و سر او فریاد می کشد:«ولش کن این کثافتو! بیا به داد فرح برس!» شهیاد، گوشی فرح را از علی می گیرد و از وی می خواهد آنجا را ترک کند. آژیر اورژانس شنیده می شود.

فرح باید به بیمارستان منتقل شود. شهیاد، کلید وانت را به لیلا می سپارد و خودش به عنوان همراه بیمار، با اورژانس می رود. جسم و چهره ی درهم شکسته ی علی، لیلا را متاثر می کند. علیرغم مخالفت سارا، به طرف مرد می رود.

-   علی آقا! بهتره برین خونه! (مرد، نگاه تیره اش را به او می دوزد) بری.....

ساکنین برج به خیابان ریخته اند. توهین و ناسزاهای زشت آنان، شخصیت علی را خرد و درهم شکسته است. زیر نگاه سنگین مردم، با حالتی نا متعادل، قصد رفتن به طرف اتومبیلش را دارد که ناگهان دچار سرگیجه می شود، چرخی به دور خود زده و پس از برخورد با سپر ماشینی که کنار خیابان پارک شده است، با صورت به زمین می افتد. با مشاهده ی خطی خونین که از زیر سر او جاری می شود، جمعیت عقب می کشد. زمزمه های نفرت خاموش می شود. رکسانا با 115 تماس گرفته و از اورژانس درخواست کمک می کند.

تکنسین اورژانس، پس از تماس با مرکز و اعلام وضعیت بیمار، مقصد را بیمارستان بهمن، واقع در شهرک غرب، اعلام می کند. آمبولانس آژِیر کشان به راه می افتد و سارا پس از اندکی تردید به دنبال آن حرکت می کند. شهیاد با رکسانا تماس می گیرد، فرح را در بیمارستان بقیه الله بستری نموده اند و خانم محکم کار توسط او، از جریان مطلع شده است. داستان علی را که می شنود، پیشنهاد می کند، جایشان را با هم عوض کنند. در این فاصله شهیاد، با مادر علی تماس می گیرد و جابجایی انجام می شود.

ادامه دارد ...

 

نکتـه ی خـوانـدنـی

وقتی اولین بار مقابل داریوش فروهر می نشستی انگار بیست سال با او آشنا بودی! احساس می کردی که در برابرت مردی نشسته که از بهترین دوستت نیز به تو نزدیکتر است. همیشه خیلی راحت با او سخن می گفتم و چه مهربان پاسخم را می داد.
چای، گپ، سیاست/ امیر کاویان

پراکندگی بازدید کنندگان

آلمان، انگلیس، فرانسه، اسپانیا، ایتالیا، دانمارک، هلند، امارات، عربستان، برزیل، آمریکا، روسیه، ژاپن، پاکستان، اندونزی، مالزی، افغانستان، سوئد، ایرلند، ترکیه، کانادا، مصر، ویتنام، استرالیا، اتریش، لهستان، فنلاند، سوئیس، اوکراین، لوکزامبورگ، بحرین، هند، بلژیک، چین، کره جنوبی، یونان، آرژانتین، آفریقای جنوبی، مکزیک، شیلی، کلمبیا، سنگال، تاجیکستان و ...