مهر دل - قسمت 73

-         صبر کن، من باهات بیام      

-         نه، تو برو برج. شاید بخاطر دیروز، کارفرما زنگ بزنه، یا نماینده ی آرین بیاد.

-         به جهنم! من تو رو دست اون یلدای بی همه چیز و افشین بی پدر و مادر ول نمی کنم!

با عصبانیت به داخل اتاق برگشت. به سرعت و سرسری لباس پوشید و برگشت. از خانه که بیرون آمدند، ساعت هفت شده بود. لیلا پیشنهاد کرد:

-         زوده، بیا پیاده بریم!

ولی سارا، قبول نکرد:

-        بجای دفتر، بیا بریم دم خونه ی یلدا

بازوی او را کشید:

-        آژانس اینوره...آخه، یلدا خانوم! جلو همسرش، آدمتره!

در همین هنگام، خودروی نقره ای رنگی از آنان گذشت و کمی جلوتر توقف کرد. راننده پیاده شد و آن دو را صدا زد:

-        خانم بکتاش، خانم فرهی

دست تکان داد و کمی جلو آمد. لیلا، مرد را شناخت:

«سلام، جناب مهندس شاهرخی!»  

-         سلام خانوم ها، افتخار میدین برسونمتون؟

-         آه، نه! مزاحم نمیشیم!

-        خواهش می کنم، بفرمائید

تعظیم کوتاهی کرد و درب عقب اتومبیل را گشود. سارا، منتظر تعارف بیشتر نماند، سوار شد و مانند آشنایان قدیمی، با مهندس خوش و یش کرد:

-         شما، خوب هستین؟ کارا خوب پیش میره؟

لیلا نیز به ناچار سوار شد. مهندس پشت فرمان نشست:

-        بذارین حدس بزنم که کجا دارین میرین!... (صدای آهنگ را کم کرد) ... فکر کنم میرین پیش خانوم انتظاری! درسته؟ (از داخل آینه به آنان نگاه کرد و خندید) تعجب نکنید، می دونستم که آقای انتظاری، دیشب رفتن فرانسه و خانمشون تنهاست!

حرکت کرد و در همان حال به حرف زدن ادامه داد:

-         درسته که من از شرکت جدا شدم ولی هنوز تو کار ساخت و سازم و برای همینم از همه جا خبر دارم!...راستی، خانوم بکتاش، از این دوست عزیز ما، آقا کمال چه خبر؟ شنیدم برنده ی یه پروژه ی بزرگ تو شهرکرد شده، ولی قبول نکرده! («آه، آه» سارا را نشنید) ... شاید بخاطر خانوادشه، نمیدونم... پسر خوبیه و خیلیم پر کاره! شجاعی می گفت: دنبال ثبت شرکته و داره طرفای نفت و میرداماد، دنبال دفتر می گرده. فکر کنم میخواد تنهایی کار کنه!... راستی! شما خانم ها، تو پروژه ی «نیس» هم هستین؟ (خندید) چی گفتم. مگه میشه نباشین! خود منم، از طریق شرکت «کافاک» وارد پروژه شدم. تازه رفتم تو این شرکت...

خبرهای دسته اول او، دخترها را شوک زده کرده بود. نزدیک خانه ی انتظاری، از مهندس شاهرخی تشکر کرده و پیاده شدند. با دور شدن خودرو، داخل پیاده رو ایستادند و به یکدیگر نگاه کردند. لیلا، زودتر به حرف آمد:

-         اینا رو که گفت، می دونستی؟

-         نه، یعنی فقط یه ذره شو!... فقط می دونستم که با «برج نیلی» بهم زده. ولی برنده شدنش و زدن شرکت و  دفتر گرفتنشو نمیدونستم!                      

-         این پروژه رو که می گفت چی؟

-         اَه، ولش کن! به ما چه! بیا بریم( وارد خیابان فرعی شدند) فقط ... نمی دونم چرا وقتی طرحش برنده شده، نرفته شهرکرد. احمق!

-         این که معلومه، به خاطر تو!

-         عجب خریه! خب به ....

به داخل کوچه ی بن بست پیچیده بودند که ناگهان، لیلا، سارا را عقب کشید:

-         هیس!

و او را در پناه دیوار نگه داشت. با احتیاط سرش را جلو برد:

-         خودشه!

سارا، خم شد و از زیر سر او به داخل بن بست نگاه کرد:

-         کی کیه؟!

و ناگهان با دست دهان خودش را پوشاند و سرش را عقب کشید:

-        این مادر ج... اینجا چیکار می کنه؟

دوباره، هر دو با هم سرک کشیدند. دیدن سیروس که پشت در منزل انتظاری، ایستاده بود و با باز شدن در وارد خانه گردید، آنان را سخت پریشان کرد. در این هنگام، زنگ تلفن همراه سارا، به صدا درآمد. گوشی را از داخل جیب لباسش بیرون کشید و با دیدن صفحه ی آن غرید:

-        کماله!

و دکمه ی تماس را فشرد:

-        بله، بفرمائید جناب گردان! (لیلا دست او را گرفت و به دنبال خود، به طرف خیابان کشید) اِ، یواش لی لی!...بله، وایسا...(با رسیدن به خیابان اصلی، دستش را از دست لیلا بیرون کشید) ببینم، برا چی نرفتی شهرکرد؟ برا چی نگفتی طرحت برنده شده؟ برا چی... (آرام شد) بله، با لیلا، دم خونه ی یلدام. فرمایش؟... نه نمیریم اونجا. میریم دفترش...نه آقا! مثل همیشه پیاده ایم... میخوای بیا، میخوای نیا!

با عصبانیت گوشی را قطع کرد.

ادامه دارد ...

 

نکتـه ی خـوانـدنـی

معاویه گفت: قبیله ی تو، چقدر تو را خوار دانسته اند که نامت را جاریه(کنیزک!) گذاشته اند! و او گفت: قبیله ی تو، چنان ترا خوار داشته اند که معاویه(ماده سگی که بسیار عوعو کند) نامیده اندت!
کشکول شیخ بهایی

پراکندگی بازدید کنندگان

آلمان، انگلیس، فرانسه، اسپانیا، ایتالیا، دانمارک، هلند، امارات، عربستان، برزیل، آمریکا، روسیه، ژاپن، پاکستان، اندونزی، مالزی، افغانستان، سوئد، ایرلند، ترکیه، کانادا، مصر، ویتنام، استرالیا، اتریش، لهستان، فنلاند، سوئیس، اوکراین، لوکزامبورگ، بحرین، هند، بلژیک، چین، کره جنوبی، یونان، آرژانتین، آفریقای جنوبی، مکزیک، شیلی، کلمبیا، سنگال، تاجیکستان و ...