مهر دل - قسمت 9

او در حال بیرون آوردن تابلو بزرگی از پشت وانت مزدای سبز رنگی دچار مشکل شده بود. لیلا جلو رفت:

-         آقای شهیاد سلام

شهیاد با شنیدن صدای او، تابلو را در پشت وانت رها کرده و به سوی او برگشت:

-         سلام .. سلام لیلا ... آه ببخشید خانم فرهی

-         همان لیلا خوبه! ... شما تنهایی می تونید این تابلو را جابجا کنید.

-         چاره ای نیست. نگهبانان اجازه خروج ندارند! و هیچکس هم کمک نمی کند.

-         بذارید! من ببینم می تونم کمک کنم.

-         شما؟ نه خواهش می کنم ... خانم متشخصی مثل شما بیاد برا حمل تابلو؟ ... ولش کن گور بابای صاحبش!

-         نه می خوام به شما کمک کنم.

شهیاد خواسته و ناخواسته قبول کرد. لیلا کیف اش را داخل وانت گذاشته و پس از اطمینان از قفل شدن درب آن، به کمک مرد شتافت. لیلا از وانت بالا رفت و گفت:

-          آقا شهیاد تابلو را نکشید بلکه بلند کرده و قدم به قدم عقب برین

تلاش آنها نتیجه داد، تابلو را تا جلوی محوطه برج حمل کردند. در آنجا شهیاد خطاب به نگهبانان محوطه گفت:

-          سارا خانم ... آه ببخشید خانم بکتاش فردا صبح برای نصب تابلو میاد. دیگه تا اینجا تونستم بقیه ش گوربابای ...!

دست و صورت هر دو سیاه شده بود. خط عمودی سیاهی بر روی بینی لیلا و دو خط افقی بر چشم ها و گوشه های لب شهیاد دیده می شد. نگهبان با خنده، سیاهی صورت را به آن دو گوشزد کرد. شهیاد از نگهبان خواست تا اجازه بدهد تا آنها از سرویس ساختمان استفاده کنند، اما نگهبان چاق و بلند قد برج از پذیرش این امر سر باز زده و اصرار لیلا هم هیچ تاثیری نداشت.

در حالی که به سمت وانت می رفتند، شهیاد به یاد آورد که کمی جلوتر بوستانی وجود دارد و شاید دارای سرویس بهداشتی باشد اما لیلا در جواب پیشنهاد دیگری را مطرح کرد:

-         آقا شهیاد، آپارتمان من توی خیابان کوشک قرار دارد، فاصله زیادی با اینجا ندارد! لطفا بریم آنجا!

شهیاد با حرکت سر و گفتن:

-         خوب بله، باشد ... بریم.

حرکت کرد.

با راه افتادن وانت، اتومبیل آئودی گران قیمتی که از دقایقی قبل در حدود صد قدمی آنان ایستاده بود نیز به دنبال آنان حرکت کرد. شهیاد به علت ترافیک خیابان های اصلی، از کوچه های فرعی استفاده نمود و با مهارت کامل رانندگی می کرد. لیلا که حرکت های تند و سریع شهیاد را می دید برای کاستن از سرعت اتومبیل و ترس از تصادف، شروع به صحبت کرد:

-         آقا شهیاد شما خیلی وقته که با خانم بکتاش همکاری دارید؟

-         با سارا، بله یعنی 4ماهه

-         چهار ماه! فقط 4ماهه؟ پس از قبل ایشان را می شناختید!

-         نه خیر! چند ماه پیش بود که توی شهرک گل هر دوی ما به دنبال انتخاب گل بودیم. سارا ... اَه ... خانم بکتاش فکر کرد که من گل فروشم ازم کمک خواست منم بهش کمک کردم!

-         توی انتخاب گل؟

-         بله آخه به قول سارا ... اَه ... ولش کن ... سارا می گه سلیقه ی تو برای انتخاب زیباترین ها حرف نداره! بعد از اون موقع چند دفعه دیگه هم برای قرارداد هاش، تعیین گل با من بود!

-         چه جالب! این همه هماهنگی بین دکورها و گل ها در سالن شباویز یعنی حس مشترک شما و خانم بکتاش!

اتومبیل آئودی به دنبال وانت وارد خیابان بیژن شد.

موبایل لیلا زنگ می زند، برمی دارد:

-         بله شما؟؟ آقای آذرباد سلام! ... من در مسیر منزل هستم! امری داشتین؟ ... نه متاسفم امشب کار مهمی دارم ... از لطف شما ...

شهیاد با سرعت به داخل پارکینگ زیرزمینی «مجتمع شهروز» می رود و سرعت گیر و نگهبانی را رد می کند. تماس تلفنی لیلا قطع می شود. اتومبیل آئودی لحظه ای در مقابل درب پارکینگ می ایستد و سپس ادامه می دهد. لیلا در حالی که به جلو خیره مانده است در افکار دوری به سر می برد. شهیاد در همان حال شماره پارکینگ را می پرسد. لیلا جوابی نمی دهد. شهیاد بلندتر سوال خودش را تکرار می کند:

-         لیلا! ... شماره پارکینگ؟

لیلا تکان می خورد:

-         شماره 178

شهیاد یک طبقه دیگر پایین می رود و در جایگاه 178 متوقف می شود. لیلا در حالی که از وانت پیاده می شود «شب بخیر»ی گفته و به سمت راه پله ها می رود. شهیاد همچنان بر جای مانده و از پشت سر او را تماشا می کند.

ادامه دارد ...

 

نکتـه ی خـوانـدنـی

وقتی اولین بار مقابل داریوش فروهر می نشستی انگار بیست سال با او آشنا بودی! احساس می کردی که در برابرت مردی نشسته که از بهترین دوستت نیز به تو نزدیکتر است. همیشه خیلی راحت با او سخن می گفتم و چه مهربان پاسخم را می داد.
چای، گپ، سیاست/ امیر کاویان

پراکندگی بازدید کنندگان

آلمان، انگلیس، فرانسه، اسپانیا، ایتالیا، دانمارک، هلند، امارات، عربستان، برزیل، آمریکا، روسیه، ژاپن، پاکستان، اندونزی، مالزی، افغانستان، سوئد، ایرلند، ترکیه، کانادا، مصر، ویتنام، استرالیا، اتریش، لهستان، فنلاند، سوئیس، اوکراین، لوکزامبورگ، بحرین، هند، بلژیک، چین، کره جنوبی، یونان، آرژانتین، آفریقای جنوبی، مکزیک، شیلی، کلمبیا، سنگال، تاجیکستان و ...