مهر دل - قسمت 11

با خروج دختر كه پي در پي تشكر مي كرد، رئيس بانك وارد شد. مذاكره ي يلدا با اين مرد بيش از نيم ساعت طول كشيد. گفتگوهاي آهسته آنان با تكميل فرم و افتتاح حساب هاي جديد ارزي و ريالي و با تاكيد بر رازداري به پايان رسيد. يلدا، پس از قرار دادن مدارك و اسناد در صندوق ديواري، نفسي به آسودگي كشيده و آنگاه دفتر را ترك كرد.

ساعت 12:30 رستوران اسپانيايي «دن». ليلا و سارا، وارد رستوران شده و پيشخدمت كه لباسي به سبك اهالي مادريد بر تن دارد، انان را به ميز شماره 7 هدايت مي كند. بر روي ديوار تصاويري از ماتادورها، كاخ پالاسيو و ميدان پلازا، ديده مي شود. به فاصله ي كمي يلدا وارد شده و به دوستانش مي پيوندد. ليلا و سارا، از نوع پوشش يلدا، جواهرات درخشاني كه استفاده كرده بود، آرايش جديد و رفتار اشرافي او حيرت زده بودند.

مديريت دو رگه ي رستوران با اطلاع از ورود بانوان ثروتمند ايراني، در كنار ميز آنان حضور يافته و خوش آمد گفت:

-         اولا، نو آي دِ كِه! موئي سينوراس مياس( سلام، خوش آمديد خانم هاي محترم)

سپس كتاب شيك و براقي با آرم برجسته را به آنان تقديم كرد كه ليست غذاهاي رستوران به سه زبان (فارسي،انگليسي و اسپانيش) در آن قرار داشت. خانم ها مشغول انتخاب غذا شدند و با اشاره ي مديريت، شمعدان هاي پايه بلندي بر روي ميز آنان قرار گرفته و روشن شدند. يلدا، خوراك ماهي و ليلا و سارا، سفارش كباب گوشت بره را دادند. گارسون ها با سر و صدا و همراه با موزيك تند اسپانيولي، انواع مخلفات را در مقابل آنها چيدند.

سارا با خنده و در حالي كه زيتون هاي سياه و خوش طعم را در دهان مي گذاشت، گفت:

-          منو رو ديدين، اينا هم برنجي ان! برنج و زعفرون مثل مال ما!

ليلا كه برگ هاي تازه ي اسفناج را با سس خردل مزه دار مي كرد، نگاهش كرد:

-       اينقده نخور، داري پفك ميشي، نمكي!

يلدا كه سعي در حفظ ظاهر داشت، از سوپي كه مي چشيد، تعريف كرد و از سارا پرسيد:

-         سارا چه خبر؟ … از اين برج ما يا بهتر بگم برج مهراس چه خبر؟

ليلا مي خواست جواب بدهد كه ناگهان سرش را به ليلا نزديك كرد:

-        واي اينكه رزيتاست!

يلدا كه از حركات دوستش و بي پاسخ ماندن سوال اش ناراحت بود به تندي گفت:

-         وا، سارا اين حركات چيه؟ درست بشين ديگه! مگه اين خانم كيه؟

بجاي سارا كه تمام حواسش به رزيتا بود، ليلا جواب داد:

-            از بچه هاي همدوره ي ماست، پدرش از ملاكين شماله و برادرش صاحب كارخونه ي لوازم خونگي!

سارا گزارشش را ادامه داد:

-           5 نفر ديگه هم باهاش اومدن،سه تا مردن و دو تا خانم!

ليلا، در حال مزه مزه كردن غذاها به حرف هاي سارا گوش مي دهد اما يلدا از طريق آينه ي آرايشي كوچك اش، به جمع مورد نظر مي نگرد. مردان در كت و شلوار هاي شيك و زنان در لباس هاي فاخر جلب توجه مي كنند. رستوران هاي مدرن تهران در ظهر و شب، در تسخير اين طبقه ي اعيان و تازه به دوران رسيده بود و به محلي براي آشنائي و تجديد ديدار آنها تبديل شده است.

رزيتا، با احضار پيشخدمت و مدير رستوران در مورد يلدا كه به همراه دوستان سابق اش ديده مي شد، اطلاعاتي به دست آورد و اين امر، دقايقي بعد، از طرف يلدا صورت گرفت. سارا و ليلا ديگر توجهي به دوست سابقشان ندارند و سرگرم غذا خوردن هستند. با مرخص كردن جوزپه، يلدا سوال مي كند:

-            غير از رزيتا بقيه را هم مي شناسين؟

سارا پس از بلعيدن تكه اي از گوشت بره به سرعت مشغول برش تكه ي بعدي مي شود:

-           خانم و آقاي محكم كار، مالك كارخانه ي آرد و … بقيه را هم نمي شناسم!

و به خوردن ادامه مي دهد. ليلا كه با صبر و حوصله غدا مي خورد، در جواب نگاه يلدا مي گويد:

-           اون آقاي كچل هم دكتر بيژن هستن!

كارد و چنگال از دست سارا مي افتد و او با  قهقهه از ليلا مي پرسد:

-           يعني اين همونه ليلا!( خنده اش شديدتر مي شود)هموني كه پيرزن ها را جوون ميكنه!اينه، واي ! اين متخصصه، از كمر به پائينه!

يلدا و ليلا هم قهقهه مي زنند و چوزپه براي دقايقي صداي موزيك را بيشتر مي كند. ليلا، كه از نگاه تند يلدا آزرده شده، ديگر تمايلي به غذا نشان نمي دهد ولي سارا دوباره گزارشگر مي شود:

-         اين خانم! فرشته ي اكبري با شوهر مهندس و بي پولشه!، … اين سس بوي ماهي تازه ميده، اين هم كه حتماً دوستش داريد، آيدينه! هنرپيشه ي …. آخ آخ آخ …پدر سگ! اينجا چيكار ميكنه اين شهياد مار موذي!

ادامه دارد ...

 

نکتـه ی خـوانـدنـی

مهاجرین ترکستانی ساکن ایران از نیروهای مخفی شوروی وحشت دارند. در زمان حکومت پهلوی دوم، عده ای از مجاهدین ترکستانی را مخفیانه از ایران ربوده یا سرهایشان را بریده بودند.
ترکستان در تاریخ/ اراز محمد سارلی

پراکندگی بازدید کنندگان

آلمان، انگلیس، فرانسه، اسپانیا، ایتالیا، دانمارک، هلند، امارات، عربستان، برزیل، آمریکا، روسیه، ژاپن، پاکستان، اندونزی، مالزی، افغانستان، سوئد، ایرلند، ترکیه، کانادا، مصر، ویتنام، استرالیا، اتریش، لهستان، فنلاند، سوئیس، اوکراین، لوکزامبورگ، بحرین، هند، بلژیک، چین، کره جنوبی، یونان، آرژانتین، آفریقای جنوبی، مکزیک، شیلی، کلمبیا، سنگال، تاجیکستان و ...