نکته هـای خـواندنـی - مهر 93

علی از من کتاب و کیف می خواهد    

حسن کفش و ثریا دامن و مهری جهاز و اصغری قاقا!

زنم از من لباس پشمی و زربفت می خواهد

در این احوال و انفسا  چرا غم نفت می خواهد

ملا نصرالدین

-----------

بومیان آفریقایی، مار را می پرستیدند از این جهت که سراسر بدنش با زمین تماس دارد. بنابراین از کلیه اسرار زمین آگاه می باشد همین امر در مورد زوربا نیز صادق است

زوربای یونانی

------------

وقتی در سایر نقاط زیبای گورستان قدم می زدیم و تماشا می کردیم گفت: او هم مثل مادرش، طراحی و کنده کاری و گراور سازی را دوست داشته و از بچگی می آمد اینجا و از طرح سنگ قبرهای مختلف و قدیمی و جدید گراور می ساخت ... این مهرهای تازه با روحیه تازه از آنجلا گاسینسکی بود که تا آن روز ندیده بودم

نامه ای به دنیا / اسماعیل فصیح

-------------

زوربا فریاد کشید: ارباب هرگاه به جاده های جدیدی گام نهاده باید نقشه های نوینی هم طرح کنی من از تفکر درباره آنچه که دیروز رخ داده دست کشیدم همچنین از اندیشه درباره ی آنچه فردا رخ خواهد داد. به تنها چیزی که توجه دارم حوادثی است که امروز و در همین لحظه روی می دهداز خود می پرسم زوربا با این لحظه چه کاری می خواهی انجام بدهی؟

زوربا

----------

بزرگترین تمدن بعد از مایا در آمریکای مرکزی، آزتک بود قوم چادرنشین بینوایی که خود را قوم برگزیده خدای خورشید (توناتیو) می دانست با راهنمایی یک جادوگر از نواحی شمالی به مکزیک آمد.

تاریخ علم کمبریج

-----------

ای ستاره، ای ستاره غریب / ما اگر زخاطر خدا نرفته ایم؟

پس چرا به داد ما نمی رسد؟ / صدای گریه مان به آسمان رسید

از خدا چرا صدا نمی رسد؟

فریدون مشیری

-----------

مرد خانه که بمیرد، مصیبت می شود این ها پز عالی، جیب خالی بوده اند. صبح معلوم بود، معلوم تر شد. از تو خالی شده اند. امروز دیگ ها را می فروشند فردا مخده ها را، پس فردا طلاها را ...

من او/ رضا امیر خانی

----------

رخت مردم عوض شده بود، رفتارشان عوض شده بود. تصویر زنی رنگی و عریان، تمام سر در سینما را پر کرده بود. زن رو ماسه های کنار دریا دمر خوابیده بود ... ایستاد کنار خیابان و به مردم نگاه کرد ... پای زن، جوراب نداشت یقه جوانان تا سینه باز بود. رو سینه ها نشان مدال طلا بود: «فقط پنج سال؟ ... این همه تغییر!»

دیدار / احمد محمود

----------

ما به زندان می رفتیم و بدنمان در سیاه چال های زندان می پوسید اما افکارمان آزاد می ماند و روحمان بی باک و سرافراز بود ...

زندگی من / جواهر اهل نهرو

----------

معمولا کوه ها وقتی دور هستند، بالا رفتن بر آنها به نظر آسان می رسد اما وقتی که شخصی به آنها نزدیک می شود مشکلات ظاهر می گردد. هر چه بیشتر بر آن بالا رود، حرکت دشوارتر می گردد و قله ها بیشتر به درون ابرها می گریزند. اما بالا رفتن به خودی خود با ارزش است. راه زندگی نیز چنین است شاید در زندگی هم خود مبارزه است که به آن ارزش می بخشد و نه نتایج نهایی آن.

زندگی من / جواهر اهل نهرو

----------

(جلال) چهارده ساله بود. فرمانبر پدر. منزلمان (گذر قلی) بود که یه ربع ساعت تا ملک آباده منزل سید جن گیر دوست پدرم فاصله داشت ... سید دعا نویس مجربی بود. هر بیماری را که حکیم های دیگر ناامید می شوند، او معالجه می کرد. و هر گره ای را در کار مردم می گشود. سید خوش نفسی بود.

گاهواره / شمس آل احمد

----------

یه روز تو باغچه بودم. یه گل سرخ خیلی قشنگ دهن وا کرده بود. چیدمش که ببرم واسه خانم آخه خیلی دوس داشت کنار چارقدش گل بزنه. می گفت از این کار خوشش میاد.

یا مقلب با قلب خود چه خریدم / سیمین بهبهانی

----------

من در پی آن نیستم که عشق شما مایه خوش بختی من خواهد بود یا نه. فقط می دانم که مایه ی زندگی ام خواهد بود و خوب یا بد، همین زندگی است که بدان نیازمندم!

دلدار و دلباخته / ژرژ ساند

------------

از این پس برای من یا یک عشق والا و گران مایه لازم است یا هیچ مگر من به سراغ عشق او رفته ام؟ او عشق خود را به من تحمیل کرد!

دلدار و دلباخته / ژرژ ساند

-----------

و در برابر دیدگان خویش زیباترین دریا و برفراز سر، زیباترین آسمانی را که بتوان تصور کرد، دارم. نزد مردمان نیک سرشتی به سر می برم و شاید تا فردا برایتان بنویسم تردیدهایم مرتفع شده است. همواره ترز خود راکه شما را می پرستد، دوست بدارید

دلدار و دلباخته

-----------

قربانت بروم مگر نمی دانی که عروسی شاه با فوزیه کار انگریزی ها بود. طلاقش هم کار آنهاست ... هم ایران را داشته باشند و هم مهر. اما این کار نشد حالا هم طلاقش می دهند. بنابراین نه دهنش بو می داد و نه اخمو بود. زن به آن خوشگلی اصلا قیافه یی اخمو دارد؟ آنها دستور دادند عروسی کن او هم کرد. گفتند طلاق بده او هم داد ...

سال های ابری / علی اشرف

-----------

فرانسوآ گفت: صدایی را درونم می شنوم که مرا از رفتن منع می کند. (چه صدایی؟) می گوید که شیطان از ترس انسان ها در برابر فقر لذت می برد و نیز می گوید که نداری، یگانه راهیست که انسان را به سوی خدا هدایت می کند

-----------

تیمور تاش در زندان قصر بود که دمادش حسین علی قراگوزلو به رضا شاه نامه نوشت: «... خانواده من سال ها نوکر صادق دولت بوده و به شرافت زندگی کرده اند. تیمور تاش دخترش را به زور به عقد ازدواج من درآورد و قباله ی سنگینی هم تحمیل کرد (25 هزار تومان) برای این که این ننگ پاک شود می خواهم دختر او را طلاق دهم» رضا شاه فوق العاده عصبانی می شود و فحش می دهد و وزیر عدلیه را می طلبد: «به این پدر سوخته بگو شماها تمام شهر را واسطه کردید که آن دختر نصیب شما شود حالا که گرفتار شده این ناجوانمردی را می کنید»

مشاهیر رجال

-----------

مردی به زلف و ریش و کلاه و عمامه نیست / این ساز و برگ ها نشود مرد را شعار

مردی به فضل و دانش و تقوا و راستی است / مرد این کند زجمله اسباب اختیار

ادیب السلطنه سمیعی

-----------

ما را که جا به کنج قفس خوش بود چه غم / گر باغبان به باد دهد آشیان ما؟

ما راه کوی یار گرفتیم و اوفتاد / صد کاروان دل ز پی کاروان ما

فدائی اصفهانی

------------

از چیست امشب سوی من هر دم نهانی دیدنت / این سر بزیر افکندن و آن زیر لب خندیدنت

مجمر اصفهانی

------------

گفتم که راز عشق تو را می کنم رقم / گفتا چنان فکن که قلبم با خبر شود

گفتم ز عشق، دیده ی رنجر به خون نشست / گفت این نصیب مردم صاحب نظر شود

هادی رنجی

-----------

در تواریخ مغول آورده اند که چون هلا کو بغداد را گرفت ... اصناف را رخصت داد تا بر سر کار خود رفتند. تجار را مایه فرمود دادن بهر بازرگانان کردن و جهودان را فرمود که قومی مظلومند به جزیه از ایشان قانع شد.   به حرمسرای خود فرستاد. قضات و صوفیان و حاجیان و واعظان و عارفان و قلندران و کشتی گیران و شاعران و قصه خوانان را جدا کرد و فرمود: «اینان در آفرینش زیادنند و همت خدای به زیان می برند» حکم فرمود تا همه را در شط غرق کردند ... لاجرم قرب نود سال پادشاهی در خاندان او قرار داشت

کلیات عبید زاکانی

------------

شب چو در بستم و مست از می نابش کردم / ماه اگر حلقه به در کوفت جوابش کردم

منزل مردم بیگانه چو شد خانه چشم / آنقدر گریه نمودم که خرابش کردم

فرخی یزدی

-----------

شخصی از مولانا پرسید که چونست که در زمان خلفا مردی دعوی خدایی و پیغمبری بسیار می کردند و اکنون نمی کنند؟ گفت: مردم این روزگار را چندان ظلمم و گرسنگی افتاده است که نه از خدایشان به یاد می آید و نه از پیغمبر!

عبید زاکانی

-----------

اگر حماسه ی جاودان فردوسی نشان بارز روح ایران دوستی و مقاومت ملت ایران در برابر هجوم بیگانه است ...  بعد از او نیز عبید زاکانی در نوع خود و با تنها وسیله و سلاحی که کاربرد داشته است یعنی انتقاد کوبنده، به میدان نبرد بیگانه ای دیگر و مقابله با نامردانی قساوت پیشه و ستمگر رفته است

----------

سلطان محمود روزی در غضب بود. طلحک خواست که او را ازملالت بیرون آورد گفت: ای سلطان نام پدرت چه بود؟ سلطان برنجید و روی برگردانید. طلحک باز برابر رفت و همچنین سوال کرد. سلطان گفت: مردک قلتبان سگ، تو با آن چه کار داری؟ گفت: نام پدرت معلوم شد، نام پدر پدرت چه بود؟

عبید زاکانی

-----------

عبید زاکانی در شعری از تمامی عشاق تاریخ نام می برد:

دل مجنون ز لیلی کام گیرد / سکندر زاب حیوان جام گیرد

به شیرین در رسد بیچاره فرهاد / پریرو روی بنماید به گلشاد

به یوسف برگشاید چشم یعقوب / به رامین برنماید ویس محبوب

زعذرا جان وامق تازه گردد / چو غم شادیش بی اندازه گردد

نشیند شاد با گلچهر اورنگ / به دستی گل به دستی جام گلرنگ

عشاق نامه / عبید زاکانی

-----------

عمه ام در خوش اما، سخت پا برجاست

پس جوابش می دهم اینسان «عمه جان! آیا داری برایت خواستگاری؟»

می دهد پاسخ: گر کنی بالا برایم دست آری هست آری هست

ملا نصرالدین / تند مکرر

----------

به سراغ من اگر آیید نرم و آهسته بیایید / مبادا ترک بردارد چینی نازک تنهایی من

سهراب سپهری

----------

آنک ای مردم

ما از آنجایی که می دانیم مردم سخت محرومند و محتاجند

و از آنجایی که دولت قیم و بابای کشورهای محروم جهان هم هست

و از آنجایی که ملت های بی بابای آفریقا، ساده و با نمک هستند

اعتبارات رفاهی شما، صرف رفاه مردم آن خطه خواهد شد!

ملانصرالدین / تند مکرر

نکتـه ی خـوانـدنـی

عقب نشینی آنتوان از ایران در سال 36 قبل از میلاد، ما را به یاد عقب نشینی ناپلئون از روسیه در زمستان 1812 می اندازد و ما می فهمیم که ایرانیان هجده قرن زودتر از روس ها، دمار از روزگار یک مهاجم رومی در آورده اند!
ذبیح اله منصوری

پراکندگی بازدید کنندگان

آلمان، انگلیس، فرانسه، اسپانیا، ایتالیا، دانمارک، هلند، امارات، عربستان، برزیل، آمریکا، روسیه، ژاپن، پاکستان، اندونزی، مالزی، افغانستان، سوئد، ایرلند، ترکیه، کانادا، مصر، ویتنام، استرالیا، اتریش، لهستان، فنلاند، سوئیس، اوکراین، لوکزامبورگ، بحرین، هند، بلژیک، چین، کره جنوبی، یونان، آرژانتین، آفریقای جنوبی، مکزیک، شیلی، کلمبیا، سنگال، تاجیکستان و ...