نکته هـای خـواندنـی - مهر 94

 

وقتی قرار شد مجسمه ی فردوسی را بسازند. یک صخره ی بزرگ چند تنی از سنگ خارا آوردند و وسط انجمن آثار ملی انداختند ... استاد صدیقی روزها با کلنگ و تیشه می آمد و کنار سنگ می ایستاد و بدون اینکه دست به کار شود تا ظهر به سنگ نگاه می کرد. ماه ها گذشت ... یک روز صبح دیدم استاد صدیقی دست به کار شد و دیگر شب و روز دست نکشید تا مجسمه به پایان رسید و در میدان فردوسی نصب شد. از استاد پرسیدند: چرا ماه ها معطل کردید؟ گفت: هر روز که به این کوه سنگی نگاه می کردم حس می کردم هنوز او بر من تسلط دارد. آن قدر به او نگاه کردم تا یک روز احساس کردم که دیگر من بر سنگ مسلط شدم!
نای هفت بند / باستانی پاریزی
***
جامی است که عقل، آفرین می زندش     / صد بوسه ز مهر، بر چین می زندش / این کوزه گر هر چنین جام لطیف    / می سازد و بر زمین می زندش
خیام
***
مجسمه فردوسی (نصب شده در میدان فردوسی تهران) از روی تابلویی ساخته شده که کمال الملک قبلا نقاشی آن را کرده بود. کمال الملک فردوسی را در خواب دید و تصویر او را فردای آن روز نقاشی کرد.
نای هفت بند / باستانی پاریزی
***
نام همه عاشقان آمده به در دفترش /    گر قلمی می کشد بر سر ما می کشد
***
نخستین بار گفتنش از کجایی / بگفت از دار ملک آشنایی /
بگفتا عشق شیرین بر تو چون است / بگفت از جان شیرینم فزونست
نظامی گنجوی
***
نام استاد عیسی ایرانی، طراح بنای تاج محل هند را هم به زحمت دو تن از هنرمندان فرانسوی و ایتالیایی زنده نگه داشته اند.

نای هفت بند / باستانی پاریزی
***
آنگاه که حجاج بن یوسف، کعبه را ویران ساخت و سپس تصمیم به تجدید بنا گرفت. بنایان و معماران ایرانی، به دلایلی مانند اسارت شروع به تجدید بنا کردند. ضمن معماری بر بالای چوب بست ها به خوانندگی مشغول می شدند. بنا ها معمولا خوش آوازند و این خوانندگی در تنظیم بنا و مرتب ساختن کار کارگر و نسق کار بنایی دخیل است و کار خشن را متالم می کند ... بسیاری از اهل اطلاع نوشته اند منبع اولیه بسیاری از آهنگ های عربی و حجازی همین آوای بنایان ایرانی بوده است.
نای هفت بند / باستانی پاریزی
***
من نه آنم که دو صد نکته ی رنگین گویم /    همچو فرهاد یکی گویم و شیرین نگویم
محمد اشرف یکتا
***
نام سازنده پل خواجو را زیاد از یاد می بریم و اسم مهندس و معمار پل، الله وردی خان را پشت گوش می اندازیم. سازنده ی پل دختر در لرستان که هزاران سال همچنان استوار مانده و دو قسمت مملکت را به هم متصل کرده، فراموش می کنیم.
نای هفت بند / باستانی پاریزی
***
هنرور چنین زندگانی کند / جفا بیند و مهربانی کند
سعدی
***
در افسانه ها گویند: فرهاد سنگ تراشی بود اهل چین، مجسمه دختری ساخت از آن خوشش آمد اسمش را شیرین گذاشت. آن قدر روی مجسمه کار کرد که عاشق آن شد. خداوند به مجسمه جان داد و دختر از کارگاه فرهاد گریخت و به کاخ خسرو راه یافت. فرهاد در به در دنبال شیرین بود تاه به بیستون رسید اما شیرین او را نشناخت. فرهاد سر به کوه گذاشت و آخر به تیشه ی سنگ تراشی خود کشته شد.
***
هنرمند، عاشق کار خود است مانند بلبل بازها! این صنف اغلب گرسنه بودند، فقیر بودند ولی دلشان خوش بود که یک بلبل داشته باشند که خوب بخواند. از این و آن قرض می کردند. یک مرغ می خریدند. آن را زیر خاک می کردند تا کرم بزند و کرم ها را یکی یکی به دهان بلبل می گذاشتند که بلبل خوب بخواند.
نای هفت بند / باستانی پاریزی
***
وقتی میکل آنژ تابلو آدم و حوا را ساخته بود، پاپ از او پرسید: چرا در این تابلو، آدم و حوا را لباس نپوشانده ای؟ میکل آنژ در جواب گفت: می خواستم همان طور که از زیر دست خدا بیرون آمده بودند. ایشان را نشان دهم. این با طبیعت سازگار تر است.
***
معمار طاق کسری (ایوان مدائن) با رعایت طبیعت بنایی پی افکند که با وجود آنکه قسمت عمده آن از خشت خام است یک طاق عظیم و سنگین را به ارتفاع 29 متر و با دهانه ای بیش از 22 متر، بیش از 1450 سال بر سر پای نگه داشته است و مهم آن است که بیشتر آن با خشت ساخته شده بود.

نای هفت بند / باستانی پاریزی
***
چون نوبت دار زدن به مولانا محمد کاخکی مهستانی رسید. در زیر دست جلاد سرود:
پایان کار و آخر عمر است، ملحدا    گر بایدت و گرنه، به دست اختیار نیست / مردانه وار گر ببرنت به پای دار / مردانه پای دار، جهان، پایدار نیست

نای هفت بند
***
سلطنت خانم زن هنرمندی بود که صیغه ی رضا شاه بود وقتی که شوهر شاه شد و به او پیغام داد که بیا در خانه ات بنشین و زندگی کن پاسخ داد: اکنون که زن تازه گرفته ای (ملکه مادر) همو ملکه ات باشد. از آنان به بعد کناره گرفت و با یاد دادن تار به بانوان گذران می کرد. او گوران بود و اهل کردند.
نای هفت بند / باستانی پاریزی
***
وقتی سلطان مراد چهارم (پادشاه عثمانی) بغداد را گرفت و سی هزار ایرانی را قتل عام کرد،«شاه قلی» استاد موسیقی را دست بسته به حضورش بردند. شاه قلی گفت: من برای زندگی خودم اهمیت قائل نیستم ولی برای هنر التماس می کنم. زیرا صنعت موسیقی با من به تابوت می رود. ... رواج موسیقی ایران پایتخت امپراطوری عثمانی از شاه قلی است.
***
بهر خسرو ساخت گرچه کوهکن ایوان سنگ / نام شیرین زد رقم بر سنگ و شد قربان سنگ
بهگوان داس هندی
***
دادگاه مذهبی حکم به سوختن یانگوس، کشیش روشندل اهل چکسلواکی داد. او را بر خرمن هیزم نشاندند. در همان لحظات پیرزنی که از آنجا عبور می کرد گفت: ظلم نیست جوانی به این زیبایی رااین طوری آتش می زنید؟ یکی آهسته گفت: آخر او در پاکیزگی  به مریم مقدس شک کرده است. پیرزن بدون حرفی دیگر، یک شاخه هیزم برداشت و بر روی خرمن آتش گذاشت. یانگوس این گفتگو را شنید و نیمه جان آخرین حرف را به زبان آورد: «سلام بر تو ای جهالت مقدس!»
نون جو
***

«گیلای رودباری» با پانصد سوار خود می بایست جلوی ارتش یک صد و پنجاه هزار نفری سلطان سلیمان خان (پادشاه عثمانی) را بگیرد. او به سواران خود گفت: شما باید جنگ و گریز کنید تا وقتی که به (چنار) برسید وقتی که به چنار رسیدید به این که موقع جنگ و گریز گذشته و بایستی چون درختی که دارای ریشه ی طولانی است یک قدم به عقب برندارید. آن قدر پایداری کنید تا این که دشمن عقب برود و یا این که شما به قتل برسید.

سلیمان خان و شاه طهماسب
***
ادیب خوانساری، از فقر و گرفتاری های خوانسار به تنگ آمد و به بختیاری رفت. در آنجا عاشق یک بختیاریه شد و همین  عشق آتشی به جانش زد که مایه ی اصلی آن آهنگ تابناک:«کرده بیات» و خسرو شیرین  او شد.
***
استاد عبدالعظیم قریب گفت: من یک پیر مکتب دار هستم. در گرکان تفرش (کلیله) درس می دادم. به اراک آمدم. گفتند بیا برای کلاس ششم، فارسی درس بده. رفتم و همان «کلیله» را درس دادم. آمدم تهران در دارالفنون به من گفتند: فارسی درس بده، باز کلیله گفتم. دری به تخته خورد و دانشگاه تاسیس شد. مرا به دانشگاه آوردند. من باز معلم فارسی بودم و البته کلیله را شرح و تفسیر می کردم. دوره دکترای ادبیات تاسیس شد. در این دوره هم کلیله می گفتم. به هر حال متاسفم که کار استادی به جایی رسیده که در این مملکت به ارسطو می گویند معلم اول، به فارابی می گویند معلم ثانی! و به من می گویند جناب استاد!
نای هفت بند
***
قمر، در آن روزگار هر چه را به دست می آورد به فقرا و بینوایان می بخشید. چهل سال پس از آن، هیچ کدام از آن پروانه ها در کنار شمع وجود او پر و بال نمی زدند.
نای هفت بند
***
وقتی شاعری به حضور کریم خان رفت و شروع کرد بلند بلند به خواندن و از هیبت و سطوت و شکوه کریم خان تعریف کردن . شاه سخنش را قطع کرد:
-    ببینم، این حرف ها درباره کی گفته ای؟
-    قربان در مدح قبله عالم است.
-    این حرف ها را برای من نخوان من که خودم بهتر از تو میدانم. برو این حرف ها را برای مردم بیرون قلعه بخوان . برای مردم بازار بخوان برای من بخوانی چه فایده ای دارد!
***
در مورد کریم خان می نویسند: در زندگانی تکلفی در لباس نفرمود. قبای تابستانه اش، چیت ناصر خانی که در بروجرد بر روی کرباس به عمل می آوردند، بود و لباس زمستانه اش، قدک اصفهانی بود که بر روی قبا می پوشید و ... مادام زندگی استعمال جیقه و جواهر ننمود
فارس نامه ناصری
***
بازبد موسیقی دانی است از جهرم که در فن بربط نواختن و علم موسیقی شبیه و نظیر نداشت. سرود خسروانی از ساخته های اوست
نای هفت بند
***
اسماعیل ظفری (ظفرالسلطان) از ملایر نماینده مجلس بود. معروف است که در تمام دوره وکالت خود تنها یک کلمه حرف زده بود و آن این بود که وقتی وکیل کنار دستی او آب خواسته بود و پیشخدمت به او آب داده بود، پس از نوشیدن، ظفرالسلطان به آن وکیل گفته بود:«عافیت باشی!» همین و همین! محصول دو سال وکالت!
***
فارابی، وقتی به مجلس سیف الدوله در دمشق وارد شد. در آن مجلس تکه چوب هایی را از چنته درآورد و سر هم کرد و سازی دستی ساخت و با آن آهنگی نواخت که همه را ابتدا به خنده و سپس به گریه انداخت و بعد همه را به خواب فرو برد.
***
کریم خان گوید: «در ایام نادرشاه، شبی، زین مرصعی را که برای رضا قلی میرزا پسر نادر می ساختند، ربودم! بعد از سه روز جهت کسب خر به کاروانسرا رفتم. هزار نفر زیر شکنجه و چوب بودند. برای نجات آنان، زین را از پشت دیوار در میان کاروانسرا افکنده و فرار کردم. دوباره بعد از سه روز به آنجا رفتم.در هر حجره، خبر از جوانمردی دزدی بود که زین اسب را پس آورده بود. همان شب علی (ع) را در خواب دیدم که شمشیری از کمر خود باز نمود و به من عنایت فرمود.»
فوائد الصفویه
***
نجوید کسی بر کسی برتری / مگر از طریق هنرپروری
نظامی گنجوی
***
از آن آرند بر لب، حرف قانون / که حرف آخر قانون بود: نون
ایرج میرزا

نکتـه ی خـوانـدنـی

ستاره های فلک را شمردن آسان نیست حساب داغ دل ما که می تواند کرد
صائب تبریزی

پراکندگی بازدید کنندگان

آلمان، انگلیس، فرانسه، اسپانیا، ایتالیا، دانمارک، هلند، امارات، عربستان، برزیل، آمریکا، روسیه، ژاپن، پاکستان، اندونزی، مالزی، افغانستان، سوئد، ایرلند، ترکیه، کانادا، مصر، ویتنام، استرالیا، اتریش، لهستان، فنلاند، سوئیس، اوکراین، لوکزامبورگ، بحرین، هند، بلژیک، چین، کره جنوبی، یونان، آرژانتین، آفریقای جنوبی، مکزیک، شیلی، کلمبیا، سنگال، تاجیکستان و ...