نکته های خواندنی - بهمن 94

«سادات دراز گیسو» مسلمانانی از ایران بودند که به هند رفته و چون به رسم صوفیان موهای خود را بلند نگاه می داشتند، به سادات دراز گیسو، معروف گردیدند.

***

ماندیل(معاون رئیس جمهور آمریکا) از من پرسید: آیا واقعا سولیوان، صلاحیت سفارت آمریکا در ایران را دارد؟ و من پاسخ دادم: او آدم شایسته ای است و تا به حال در نقاط حساسی خدمت کرده است.

ماندیل: البته ولی در همه ی مناطق هم بازنده بوده!

فراز و فرود پهلوی/ جهانگیر آموزگار

***

دوستانی را برگزینید که مشغله ی ذهنی شان، به جای درک محضر شما، متراژ منزلتان نباشد!

جادوی فکر بزرگ/ شوارتز

***

پروردگار متعال خطاب به داود(ع) وحی کرد:«ای داود، مرا یاد کن در ایام شادی و محنت تا مستجاب گردانم دعای ترا در ایام بلا و شدت گرفتاری»

سخن خدا/ شیرازی

***

سیاحت نامه های جهانگردانی که در دوره صفویه به ایران آمدند، نشان می دهد که ایرانیان از لحاظ تهیه ی انواع شربت ها، سرآمد ملل شرق به شمار می آمدند و بسیاری از میوه ها که از آنها شربت تهیه می شد، از ایران به کشورهای دیگر رفته بود.

 ذبیح اله منصوری

***

پدرم، برای من همچون این قنات، سرچشمه ی خرد، عدالت و انسانیت بود. من پیوسته آرزومند و محتاج توجه و تائید او بودم و برای جلب خشنودیش به هر کاری دست می زدم.

دختری از ایران/ ستاره فرمانفرمائیان

***

عشق آمد و انگشت به خون دل ما زد

تا نقش گل از پیکر پروانه برانگیخت

عشق آمد و خاموشی دریای خرد دید

طوفان بلا در دل دیوانه برانگیخت

         رعدی آذرخشی

***

قانون، مافوق پادشاه و مافوق هر قدرت سیاسی است.

                          آندره موروا

***

ارتشبد اویسی در مدت 7 سال (تا روز خروج از ایران) علاوه بر اینکه به مسبب سوء جریانات مالی بود، به علت اعمال نظر خصوصی، تبعیض های فراوان، پایمال کردن حق افسران و درجه داران و دیگر اعمال خلاف مقررات ارتش، زمینه ی نارضایتی شدید عمومی را ایجاد کرد.

                               اعترافات ژنرال/ ارتشبد عباس قره باغی

***

ببری مال مسلمان و چو مالت ببرند         بانگ و فریاد برآری که مسلمانی نیست

                               سعدی

***

سید محمدعلی شوشتری، پشت تریبون مجلس قرار گرفت و نطقی در مورد کمبود نان در تهران ایراد کرد و در پایان  سخنانش به سوی رئیس مجلس(موتمن الملک) برگشت و نان خشکیده و بد رنگی را از زیر عبایش بیرون آورد و آن را روی میز او گذاشت:«آقای رئیس! صبح من این نان را پهلوی سگ انداختم نتوانست بخورد، آیا شما می توانید این نان را بخورید؟!!»

خاطرات سید محمدعلی شوشتری

***

احمد بن موسی بن شاکر خراسانی، نابغه ی ایرانی قرن سوم هجری و سازنده ی دستگاه های خودکار، دستگاهی ساخت که در آن:«گاوی از ظرفی آب می نوشد و وقتی آب ظرف تمام می شود، مجسمه ی گاو به صدا در می آید!»

الحیل/ دکتر سرفراز غزنی

***

جاماسب، منجم گشتاسب بن لهراسب بود و او را کتابی است که «احکام جاماسب» گویند. حکم کرده است در آنجا و خبر داده است: به خروج موسی و عیسی و به بعثت جناب محمد مصطفی 0ع) و خبر داده است از زایل شدن دین مجوس و خروج ترک و خرابی عالم و خروج شخصی که ایشان را دفع کند و مثل او منجمی در هیچ صنف نبوده!

پادشاهان عجم/ زکریای قزوینی

***

در جلسات عمومی، بیشتر مردم در ردیف های عقب می نشینند تا کمتر توی چشم باشند. چون اعتماد به نفس ندارند و از انگشت نما بودن می هراسند. نشستن در ردیف های جلو، اعتماد به نفس ایجاد می کند.

جادوی فکر بزرگ/ شوارتز

***

وقتی اسکندر، دارا پسر دارا را بکشت، هر رئیسی در ناحیه ی خود، استقلال یافت و اسکندر با ایشان مکاتبه کرد. هدف اسکندر این بود که میان آنها تفرقه اندازد!

 مروج الذهب/ مسعودی

***

... ای استاد! زندگی آدمیان بر اساس هندسه نمی گردد! نه هندسه ی اقلیدسی، نه، هندسه ی هزلولی، نه هندسه ی بیضوی! زندگی با سرشت آدمها می گردد که به اندازه ی افراد بشر، نهادهای مختلف دارد!

  از پرنده های مهاجر بپرس/ سیمین دانشور

***

من در این تاریکی

فکر یک بره ی روشن هستم

که بیاید علف خستگی ام را بچرد!

   سهراب سپهری

***

شاه عباس کبیر، با زشتی های اخلاقی از جمله دروغگویی و دزدی مبارزه می کرد و بیرون شدن از حد اخلاق، مجازات های سختی به دنبال داشت و همین امر در بوجود آمدن امنیت اجتماعی تاثیر زیادی داشت. در عهد وی تعدی به زنان و جوانان، دزدی، اشتباه در قضاوت، گرانفروشی و بد مستی، مجازات هایی مانند: مرگ، خصی شدن، نیمی از بدن را گچ گرفتن، سوزاندن ریش، تخته کلاه کردن، تنبیه بدنی یا پرداختن جریمه ی نقدی را داشت.

  دین و دولت عصر صفوی/ مریم میر احمدی

***

یک ناله ی مستانه ز جائی نشنیدیم

ویران شود این شهر که میخانه ندارد

             کاظم قمی

***

پدرم(شاهزاده فرمانفرما) معتقد بود: زن باسواد و هنرمند، هرگز دچار بی حوصلگی و تنهایی و بلاتکلیفی نخواهد شد و می تواند روی پای خود به ایستد.

 دختری از ایران/ ستاره فرمانفرمائیان

***

در کارخانه ی شکلات سازی «کاربوری» تصویر قشنگی روی جعبه ی شکلات گراور شده است که این تصاویر در فروش شکلات ها نقش خاصی دارد. تصویر یک سگ پیر با یک کلبه ی روستایی، خیلی مورد توجه مردم واقع شده است.

  آندره موروا/ روزنامه مرد امروز شماره 2

***

اردشیر پسر بابک پسر ساسان، بر ملوک الطوایف استیلا یافت و اردوان شاه را در یک جنگ تن به تن، بر ساحل دجله کشت و تاج او بر سر نهاد.

مروج الذهب/ مسعودی

***

گر کسی وصف او ز من پرسد        بی دل از بی نشان چه گوید باز

عاشقان کشتگان معشوق اند            بر نیاید ز کشتگان آواز

 سعدی

***

-       ننه؟ - بله روله.

-       هیچ وقت پدرم به تو گفت که دوستت دارد؟

-       نه به خدا. هیچ وقت! هیچ وقت یک کلمه ی محبت آمیز به من نگفت.

-       حتی وقتی که به خواستگاریت آمد؟

-       هیچ وقت. به خدا، هیچ وقت!

-       پس اجازه بده، من زنی بگیرم که دوستم داشته باشد که به او بگویم دوستش دارم!

سالهای ابری/ علی اشرف درویشیان

***

نازنینی چون ترا، دلداده ای باید چو من

عشق عالم سوز باید، حسن عالمگیر را

پارسای تویسرکانی

***

سعی کنید با فشار دستتان بگوئید:«از آشنایی با شما خوشحالم»، «خوشحال می شوم دوباره شما را ببینم» زیرا دست دادن زورکی و بی رمق از دست ندادن، بدتر است!

جادوی فکر بزرگ/ شوارتز

***

روزی مسئول اداری بانک تعاون از رشیدیان(بانکدار و تاجر وابسته به انگلیس) پرسید:«چرا این ها را دعوت می کنید؟ این مصدقی ها مسئله دارند و خدای ناکرده...» رئیس کلامش را برید و گفت:«این زکاتی است که برای آبرو باید داد. در طرف ما پول و مقام بود و طرف مصدق، عزت و آبرو! شاید با حضور این ها، کمی از عزت و آبرو به ما هم برسد!»

گلوله بد است/ مسعود بهنود

***

مصدق:«...من با دادن هر امتیاز از نظر سیاسی و اقتصادی مخالفم. چون تفکیک مسائل سیاسی از اقتصادی مشکل است و این دو با هم بستگی تمام دارد. پس لزوم ندارد به شرکتی که تابع یک دولت خارجی است و یا یک دولت خارجی، امتیاز بدهیم، تا اینکه در مملکت ما احداث این قبیل موسسات کنند و در خاک ایران، دولت های دیگر بوجود بیاورند»

***

من، از تو بوسه تمنا کجا توانم کرد

چو گرد کوی توام، زهره ی گدایی نیست

عبید زاکانی

***

سیاستمداری که در گذشته سیر می کند، عالم نما است و سیاستمداری که در آینده زندگی می کند، خیالباف است اما من در همین پنج دقیقه که در شرف رسیدن است، زندگی می کنم!

ژوزف چمبرلن

***

چون ساسان( جد اردشیر بابکان) به زیارت خانه ی کعبه رفتی، بر چاه اسماعیل زمزمه کردی و گویند به حسب زمزمه ای که او و دیگر ایرانیان بر سر چاه می کرده اند، آن را «زمزم» گفته اند.

مروج الذهب/ مسعودی

نکتـه ی خـوانـدنـی

در قرن هفدهم، اگر کسی در اسپانیا به ابن سینا یا به قول خودشان آویسن، توهین می کرد، مجازات او اعدام بود!
استاد عشق/ ایرج حسابی

پراکندگی بازدید کنندگان

آلمان، انگلیس، فرانسه، اسپانیا، ایتالیا، دانمارک، هلند، امارات، عربستان، برزیل، آمریکا، روسیه، ژاپن، پاکستان، اندونزی، مالزی، افغانستان، سوئد، ایرلند، ترکیه، کانادا، مصر، ویتنام، استرالیا، اتریش، لهستان، فنلاند، سوئیس، اوکراین، لوکزامبورگ، بحرین، هند، بلژیک، چین، کره جنوبی، یونان، آرژانتین، آفریقای جنوبی، مکزیک، شیلی، کلمبیا، سنگال، تاجیکستان و ...