نکته های خواندنی - اسفند 94

قوام السلطنه ی مغرور، به هنگام ورود به اتاق شاه، دست خود را در جیب نهاده و کوچکترین اعتنایی به شاه نکرد، بلکه جمله ای گفته بود که شاه رنجیده خاطر شد. آن جمله که وقتی پس از سالها، چشمش به محمدرضا شاه جوان می افتد، این بود:«ماشااله، بزرگ شدی!!»

 فراز و فرود پهلوی/ جهانگیر آموزگار

***

یار من نیست بجز دیده ی خون بار که آن هم

گهی اختر بفشاند، گهی اختر بشمارد

 نامی خلجستانی

***

به خنده هایتان روح بدهید، با چشم هایتان بخندید. وقتی می خندید، به راستی بخندید.

جادوی فکر بزرگ/ شوارتز

***

از طریق راه های جدید و خطوط تلگراف و راه آهن که به کمک دولت آلمان از جنوب به شمال کشور کشیده شد، معلوم شد که رضاشاه، هر چند بسیار خشن و دیکتاتور منش و خودخواه عمل کرده است ولی در عین حال توانسته است چنان نظم و ترتیبی برقرار کند که دیگر، مسافران از بیم راهزنان در جاده ها بر خود نلرزند و مجبور به استخدام تفنگچی و قافله بان نباشند.

 دختری از ایران/ ستاره فرمانفرمائیان

                    ***                     

یک جوان پیراهن پاره که به توریست ها خدمت می کند، پنهان نمی کند که از کاسترو متنفر است و آرزو دارد به برادرش در فیلادلفیا به پیوندد اما وقتی از او می پرسند، بعد از مرگ کاسترو، مردم در باره ی او چه خواهند گفت، می گوید:«از او به خوبی یاد خواهند کرد. چون آدم خشنی نیست. کسی را نکشته! فقط 40 سال است ما را بدبخت کرده است!»

 گلوله بد است/ مسعود بهنود

***

ولیکن چون عسل بشناخت سعدی      فغان از دست زنبوری ندارد

***

نیروی دریایی قدرتمند، عامل ایجاد حکومت های مقتدر مانند: اسپانیا، عثمانی، انگلستان و... گردید.

***

خروج ناگهانی ارتشبد اویسی، فرمانده نیروی زمینی شاهنشاهی و فرماندار نظامی تهران، با هواپیمای نظامی از کشور که از طرف دولت ممنوع الخروج اعلام شده بود، ضربه ی شدید اضافی برای تضعیف بیشتر ارتش بود!

 اعترافات ژنرال/ ارتشبد عباس قره باغی

***

پادشاه چین، پیکره ای اسب سوار، از مروارید برای انوشیروان فرستاد که دیدگان سوار و اسب از یاقوت سرخ بود و دسته ی شمشیر سوار از زمرد گوهر نشان بود.

 مروج الذهب/ مسعودی

***

«می دانی چه چیز آن مرد جوان مرا مجذوب کرد تا استخدامش کنم؟... بیشتر متقاضیان کار، جوابهایی می دهند که من دوست دارم بشنوم و مانند گدایان هر پیشنهادی را می پذیرند، ولی این جوان، به خودش احترام می گذاشت. به علاوه، همان اندازه که من از او سوال می کردم، او هم از من سوال می کرد!!»

جادوی فکر بزرگ/ شوارتز

***

آن طایرم که سبزه و گل زین چمن ندید

هم در خزان بزاد و هم اندر خزان گذشت

الفت اصفهانی

***

قوام السلطنه(نخست وزیر) به وزیر کشور گفت:«اگر خواستی بمیری هم، روزی را انتخاب کن که روزنامه ها بسته باشند. آنها که باشند، نمی گذارند آرام در گور بخوابی!»

گلوله بد است/ مسعود بهنود

***

پای منقل بنشین تا چو من استاد شوی       در دغل بازی و دوز و کلک و مکر فنا

من ملک بودم و فردوس برین جایم بود  منقلم کرد چنین دوزخی و اهرمنا!

 روزنامه مرد امروز/ ش 7 - 6/1/1322

***

گویند: نام پدر اسکندر، فیلیپس بود، یعنی دوستدار پارسیان!

 مروج الذهب/ مسعودی

***

جنایتکاران به خاطر ردپائی که از خود به جا می گذارند، به دام نمی افتند. بلکه به خاطر رفتار مشکوک و حساسیت نسبت به خودشان گرفتار می شوند. احساس گناهکاری، پلیس را به سویشان جلب می کند.

جادوی فکر بزرگ/ شوارتز

***

چه خاطرات خوشی در دلم به جای گذاشت

شبی که با تو مرا در کنار رود گذشت

 ایرج دهقان

***

داروغه و ماموران وی که حفظ امنیت شهرها را به عهده داشتند، از دولت حقوقی دریافت نمی کردند و درآمد آنان از طریق دستگیری دزد و اخذ سهمی از اموال دزدیده شده، تامین می شد. اگر سرقتی اتفاق می افتاد، داروغه، چهل روز مهلت داشت که مال مسروقه را بیابد و اگر موفق به یافتن دزد نمی شد، می بایستی بهای مال مسروقه را شخصا تقبل می کرد،  

دین و دولت در عصر صفوی/ مریم میر احمدی

***

ما با نام های بزرگ سیاست، حکومت و تاریخ مان چه می کنیم؟ با چهره های بزرگ ادب و هنر معاصرمان«زنده یا مرده» چه می کنیم؟ بزرگش نخوانند اهل خرد، چه شد؟

گلوله بد است/ مسعود بهنود

***

یک عمل احمقانه که همیشه تکرار شده، ارتکابش بهتر از کار عاقلانه ای است که تا کنون تجربه نشده باشد!

بالفور

***

امید که هرگز به دل خوش ننشیند

آن کس که ترا گفت که با من ننشینی

 ملکی

***

اردشیر: «کینه توز همدیگر مباشید تا دشمن غافلگیرتان نکند و احتکار مکنید تا دچار قحطی نشوید. پناهگاه رهگذران باشید تا فردا به رستاخیز، سیراب شوید»

 مروج الذهب/ مسعودی

***

در گذشته، فرق شب نشینی ما ایرانیان با شب نشینی اروپائیان در این بود که شب نشینی اروپائیان بعد از خوردن شام، آغاز می شد و شب نشینی ایرانیان، با خوردن شام، خاتمه می یافت.

   ذبیح اله منصوری

***

با سه کار، می توان اعتماد به نفس را جایگزین کمرویی کرد:

اول، دست فردی را که به سویتان دراز شده، بگیرید و به گرمی بفشارید. دوم، به طور مستقیم به شخص مقابل نگاه کنید. سوم، بگوئید: از آشنایی با شما خوشوقتم!

جادوی فکر بزرگ/ شوارتز

***

از همان کودکی آموختم که احساساتم را، از همه، نه تنها خدمتکاران که حتی از خود خانم (مادرم) نیز پنهان کنم!

دختری از ایران/ ستاره فرمانفرمائیان

***

در اطراف بخارا، دیواری بزرگ بنا شده است که سابقه ای طولانی دارد و به همین دلیل آن را به طنز«کمپیر» یعنی پیر و سالخورده می نامند. یکی از دلایل احداث دیوار، جلوگیری از پیشرفت شنهای بیابان و نفوذ آن به داخل شهر است.

ترکستان در تاریخ/ اراز محمد سارلی

***

روزی هوس ام، کام دل از عشق بتان بود

هست این همه امروز ولیکن، هوسم نیست!

فریدون توللی

***

آنتونی ایدن، نخست وزیر اسبق بریتانیا گفت:« گاندی و مصدق، ما را از جهتی، بیش از هیتلر به زحمت انداختند!» استدلالش این بود که جنگ با آلمان نازی، افتخار آفرین بود و دنیایی ما را تحسین می کرد ولی این دو پیرمردِ لاغر اندام و بیمار، اعتبار امپراتوری را به بازی گرفته اند!

گلوله بد است/ مسعود بهنود

***

به جان زنده دلان سعدیا که ملک وجود  نیرزد آن که دلی را ز خود بیازاری

***

روی انگشتر بهرام گور نوشته بود:«به کردار، گفته ها را بزرگ کنند!»

 مروج الذهب/ مسعودی

نکتـه ی خـوانـدنـی

در قرن هفدهم، اگر کسی در اسپانیا به ابن سینا یا به قول خودشان آویسن، توهین می کرد، مجازات او اعدام بود!
استاد عشق/ ایرج حسابی

پراکندگی بازدید کنندگان

آلمان، انگلیس، فرانسه، اسپانیا، ایتالیا، دانمارک، هلند، امارات، عربستان، برزیل، آمریکا، روسیه، ژاپن، پاکستان، اندونزی، مالزی، افغانستان، سوئد، ایرلند، ترکیه، کانادا، مصر، ویتنام، استرالیا، اتریش، لهستان، فنلاند، سوئیس، اوکراین، لوکزامبورگ، بحرین، هند، بلژیک، چین، کره جنوبی، یونان، آرژانتین، آفریقای جنوبی، مکزیک، شیلی، کلمبیا، سنگال، تاجیکستان و ...