ملکـه - قسمت 21

هدف بعدي او پارچه فروشي ها بود. از چند فروشگاه بازديد كرد و اجناس را مورد بررسي قرار داد. با فروشندگان بر سر قيمت چانه مي زد و با استفاده از دفترچه اش، در مورد رنگ هاي مورد نظرش سوال مي كرد. از تجربيات پارچه فروشان استفاده مي كرد و در مورد كوچكترين جزئيات مانند: شال و كمربند با آنان مشورت مي كرد.

حوالي ظهر بود كه مسير رفته را بازگشت. او هنوز هيچ خريدي را انچام نداده بود. در راه بازگشت بود كه وارد فروشگاه «لي لي» گرديد، اين واحد، يكي از شعبه هاي فروش شركت زنجيره اي «لي لي» بود. اين شركت جزو بهترين ها در زمينه ي عرضه، توزيع و فروش پارچه هاي ممتاز ايراني و خارجي به شمار مي رفت.افروز، با گردشي در ميان محصولات متنوع و پارچه هاي رنگارنگ، طرح هاي خالدار به رنگ مشكي و سبز را براي دامن پسنديد.

با فروشنده ي جوان كه پسري مودب و چرب زبان بود، در مورد بهاي پارچه ها مشغول گفتگو بود كه پيرمردي با موهاي يك دست سپيد، جلو آمد:

-          ببخشيد دخترم! من فردالي هستم، صاحب اين فروشگاه. شما را چند باري هنگام خريد ديده ام، مي خواستم به شما پيشنهادي بدهم

افروز، با چشمان پرسشگر به او خيره شد و او ادامه داد:

-          اگر شما همه ي نيازهاي خودتان را كه براي توليدي مي بريد (سكوت دختر را رضايت قلمداد كرد) از اين فروشگاه تهيه كنيد! ما براي شما 10% تخفيف در نظر مي گيريم!

افروز، خوشحال شد اما در حالي كه شادي خود را پنهان مي كرد گفت:

-            و اگر جنس شما مورد پسند من نبود و يا جنس مورد نظر من را نداشتين، تكليف چيه؟

-           ما پارچه ي مورد نظر شما را چه از لحاظ جنس و چه در مورد رنگ، در كوتاهترين زمان از داخل يا خارج تهيه مي كنيم. كوتاهي ما يعني از دست دادن مشتري مناسبي مانند شما!

-            خوبه! اما … 10% مبلغ كميه! اين تخفيف را من از ساير مغازه ها هم مي گيرم، بهتره درصد را بالا ببرين!

پيرمرد، با كمي فكر رقم 12% را پيشنهاد كرد اما نظر دختر 30% بود. پس از شرح مفصلي كه فردالي در مورد  سود قانوني خرده فروشي ايراد كرد و اين امر با لبخند دختر جوان روبروشد، مرد، تخفيف خود را تا 17% بالا برد  اما رقم درخواستي خريدار كاهشي 5 درصدي داشت. مالك فروشگاه كه از ديدن مهارت افروز در چانه زني شگفت زده شده بود، آخرين تخفيف را 20% اعلام كرد و اين رقم مورد توافق قرار گرفت.

فردالي، افروز را براي انتخاب و خريد بقيه ي پارچه هاي مورد نبازش همراهي كرد. دختر جوان، در گزينش پارچه ها از نظرات پيرمرد استفاده بسياري كرده و در نتيجه ي مشورت، براي لباس هاي مجلسي، پارچه هايي به رنگ مشكي، سبز تيره و بنفش را پسنديد. با توجه به حجم خريد و به خواهش افروز، فردالي به كاركنانش دستور داد تا بسته بندي قواره هاي خريداري شده به طرز مناسبي كه قابل حمل دستي باشد، انجام گيرد و تا آماده شدن آنها، با چاي از او پذيرايي نمود.

ادامه دارد ...

 

نکتـه ی خـوانـدنـی

مهاجرین ترکستانی ساکن ایران از نیروهای مخفی شوروی وحشت دارند. در زمان حکومت پهلوی دوم، عده ای از مجاهدین ترکستانی را مخفیانه از ایران ربوده یا سرهایشان را بریده بودند.
ترکستان در تاریخ/ اراز محمد سارلی

پراکندگی بازدید کنندگان

آلمان، انگلیس، فرانسه، اسپانیا، ایتالیا، دانمارک، هلند، امارات، عربستان، برزیل، آمریکا، روسیه، ژاپن، پاکستان، اندونزی، مالزی، افغانستان، سوئد، ایرلند، ترکیه، کانادا، مصر، ویتنام، استرالیا، اتریش، لهستان، فنلاند، سوئیس، اوکراین، لوکزامبورگ، بحرین، هند، بلژیک، چین، کره جنوبی، یونان، آرژانتین، آفریقای جنوبی، مکزیک، شیلی، کلمبیا، سنگال، تاجیکستان و ...