ملکـه - قسمت 8

شیرک را با بادبزن عقب می زند که پشت سرش حرکت کند و خود جلو می رود اما بار دیگر کوبش درب آنها را متوقف می کند، (مش اسد) فریاد می زند و شیرک قهقهه، (مش اسد) خیره به او نگاه می کند: «می خندی، رذل، برو در را باز کن! برو دیگه» باز هم او را با بادبزن هل می دهد. شیرک می رود و درب را باز می کند:

-         آره! آره! سلام خواهر(به سمت مش اسد برمی گردد) شیطون نیست! افروزه!

مش اسد می خندد:

-         ها... ها انگار اون بهتر از شیطونه! اون اوستای شیطونه! شیطون براش لنگ انداخته! خواهرم! خواهرم!

افروز وارد می شود:

-         سلام مش اسد

او در جواب سر تکان می دهد. افروز موهای نامرتب برادرش را صاف می کند:

-         داداش کوچیکه چطوره؟!

شیرک دو دست اش را با نایلون ها بلند کرده و به او نشان می دهد. افروز می خندد:

-         بارک الله شیرزاد من! شیره

خم شده و پیشانی اش را می بوسد.

 مش اسد اخم آلود می گوید:

-         بیاین بریم ها! مثل اینکه شیرک فتح قلعه سنگباران کرده!

راه می افتد. خواهر و برادر به دنبالش می روند.

حمام قدیمی و عمومی در ظاهر هیچ تغییری نکرده است. دست راست حمام عمومی و دست چپ نمره قرار دارد. میز دخل حمامی هنوز رو به روی درب اصلی قرار دارد و صندلی ها دور تا دور چیده شده است. به دست راست می روند. بالای درب کوچک، عبارت «گرمابه عمومی» به چشم می خورد.

شیرک ورود ممل و خواهرزادگانش را برای افروز بازگو می کند. مش اسد لنگ لنگان جلو می رود، پاهای او تقریبا بر روی زمین کشیده می شود. وارد حمام عمومی می شوند. اینجا رختکن است. اتاق بزرگی با کمدهای چوبی دور تا دور آن که در فواصل چند کمد، آینه های قدی نصب شده است.

مش اسد و بقیه قبل از ورود کفش ها را بیرون آورده و در دست می گیرند. فضای بین کمدها بسیار تمیز و با گلیم و لنگ پوشانده شده است. هر نفر به طرف کمد بخصوص می رود. مش اسد دم پائی اش و شیرک لباس هایش را تعویض کرده و از آنجا خارج می شوند. با رفتن آنها (افروز) با راحتی، مانتواش را در کمد نمره 12 و کوله اش را در نمره 13 و کفش هایش را در کمد 14 قرار می دهد، درب هر سه کمد را قفل کرده و کلیدها را در کمد 15 قرار می دهد.

از داخل کمد آخر، پیراهن و شلوار راحتی را بیرون آورده و می پوشد. سپس در مقابل آینه قدی ایستاده و با شانه ای چوبی و بزرگ موهایش را صاف می کند و در پایان به شکل دم اسبی می بندد. او نیز رختکن را ترک و با دم پائی وارد راهرو باریکی می شود که به حمام گلبرگ می رسد.

فضای بسیار زیبا و بزرگ که 8ضلع یکسان دارد. حوض و آبنمایی به شکل 8 ضلعی، با پاشویه ی دوگانه در وسط آن قرار دارد. تک فواره وسط حوض، سال هاست که توسط مش اسد باز و بسته می شود. هریک از اضلاع 8ضلعی، سقفی قوسی شکل با حدود 4متر دهانه و 7 متر طول دارند. دیوارهای آن با کاشی های سبز رنگ تا نیمه پوشانیده شده است.

(افروز) که وارد می شود، دو دختر جوان به سوی او می دوند:

ادامه دارد ...

 

نکتـه ی خـوانـدنـی

انوشیروان خطاب به امپراطور روم: ندانی که ایران، نشست من است / جهان سر بسر، زیر دست من است / تو زان مرز، یک رش منه پیش پای / چو خواهی که، پیمان بماند به جای / اگر بگذری، زین سخن بگذرم/ سر و گاه تو، زیر پی بسپرم
کشکول شیخ بهایی

پراکندگی بازدید کنندگان

آلمان، انگلیس، فرانسه، اسپانیا، ایتالیا، دانمارک، هلند، امارات، عربستان، برزیل، آمریکا، روسیه، ژاپن، پاکستان، اندونزی، مالزی، افغانستان، سوئد، ایرلند، ترکیه، کانادا، مصر، ویتنام، استرالیا، اتریش، لهستان، فنلاند، سوئیس، اوکراین، لوکزامبورگ، بحرین، هند، بلژیک، چین، کره جنوبی، یونان، آرژانتین، آفریقای جنوبی، مکزیک، شیلی، کلمبیا، سنگال، تاجیکستان و ...